سفارش تبلیغ
صبا ویژن
 
به یاد دوست
درباره وبلاگ


کاش بنده خدا باشم.
یکشنبه 98 بهمن 13 :: 6:25 عصر ::  نویسنده : کامران اویسی

کرسی نظریه‌پردازی، نقد و مناظره (کرسی ترویجی) با عنوان “چیستی روایات منتقله تفسیری با تکیه بر دیدگاه علامه عسکری” به همت معاونت پژوهشی دانشگاه معارف اسلامی در تاریخ پنج‌شنبه 17 بهمن در ساعت 10 در سالن امام رضا(علیه‌السلام) دانشگاه معارف اسلامی برگزار می‌گردد.

ارائه دهنده: حجت‌الاسلام آقای دکتر کامران اویسی

دبیر علمی: آقای دکتر علیرضا کمالی

ناقدین: حجت‌الاسلام آقای دکتر عبدالهادی مسعودی خمینی و حجت‌الاسلام آقای دکتر محمدهادی منصوری

 



موضوع مطلب : نقد, مناظره, کامران اویسی, دکتر, حجت الاسلام, استاد, علمی, کرسی, ترویجی, عبد الهادی مسعودی

مدرک داشتنسلام به دانشجویان عزیز و فرهیخته؛ منابع ذیل برای این ترم در دروس مختلف تقدیم می شود. از لینک زیر دانلود کنید.گل تقدیم شما

http://s7.picofile.com/file/8386148642/%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%A8%D8%B9_%D9%BE%DB%8C%D8%B4%D9%86%D9%87%D8%A7%D8%AF%DB%8C_%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1_%D8%A7%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C.pdf.html




موضوع مطلب : قم, دانشگاه, منابع, کامران اویسی, دکتر, استاد, درس, آزاد, الکترونیک, معارف اسلامی


یکی از شبهات معروف و مشهور وهابیان در مجلات، روزنامه‌ها، اینترنت و ماهواره‌ها علیه شیعیان و پیروان اهل بیت(ع)، تشابه اسمی تعدادی از فرزندان حضرت علی(ع) با اسامی خلفای سه گانه است.

ادامه مطلب ...


موضوع مطلب :

سه شنبه 98 دی 10 :: 9:17 صبح ::  نویسنده : کامران اویسی

غالب اساتید در این دوره از یک الگوی تدریس پیروی می کنند که شش مرحله را در بردارد

شیوه های تدریس

شیوه های تدریس در درس های مقدمات و سطح
غالب اساتید در این دوره از یک الگوی تدریس پیروی می کنند که شش مرحله را در بردارد:
1 - مطالعه قبل از تدریس، که شامل مطالعه کتاب درسی و حواشی و شروح آن می شود .
2 - روخوانی درس با رعایت کامل قواعد ادبیات که گاهی قسمتی از آن به عهده شاگردان گذاشته می شود .
3 - بیان مطالب درس به صورت دسته بندی شده و به اصطلاح «خارج درس » .
4 - تطبیق مطالب گفته شده با متن کتاب مورد تدریس به صورت جمله به جمله .
5 - بیان مطالبی خارج از کتاب (از حواشی و شروح یا نظریات خاص استاد) که در ضمن درس بیان می شود; ولی برخی اساتید برای جلوگیری از مشوش شدن ذهن طلاب، آن مطالب را در پایان درس ذکر می کنند .
6 - پاسخ گویی به سؤالات شاگردان در سه مرحله .
الف) قبل از شروع درس; ب) در حین درس; پ) بعد از درس .

بررسی: نقاط قوت و ضعف فراوانی برای این دو دوره گفته شده که به برخی از آن ها اشاره می کنیم .

الف) نقاط قوت
1 - وجود اساتید مجرب و توانمند در حوزه های علمیه در دوره سطح و مقدمات .
2 - اهمیت دادن به مباحث اخلاقی در کنار تدریس علوم حوزوی .
3 - بالا بردن قدرت هوش و فهم طلاب از طریق دقت در عبارات پیچیده کتاب های درسی .
4 - به کار بردن مدل واحد در آموزش کتاب های درسی به طوری که گاهی یک عبارت کوتاه یا مثال در ادبیات، فقه یا اصول به صورت ضرب المثل در می آید و مطالب زیادی را به شنونده القا می کند .

ب) نقاط ضعف
1 - عدم توجه کافی به ادبیات معاصر عرب .
2 - استفاده از کتاب های قدیمی و در پاره ای موارد ناقص و مغلق که موجب محروم ماندن طلاب از روش های جدید آموزشی و دور ماندن آن ها از تحقیقات جدید در عرصه آن علوم می شود .
البته، در سال های اخیر گام های مؤثری در رفع این دو اشکال برداشته شده است . ولی هنوز قسمتی از مشکل باقی است .
3 - استفاده از اساتیدی که دوره «تربیت مدرس » را برای رشته مورد تدریس نگذرانده اند که موجب ناکامی برخی از اساتید و تغییر سریع آنان و اتلاف وقت طلاب می شود .
4 - عدم توجه به تدریس تاریخ فقه و اصول که در نتیجه، عدم شناخت طلاب از سبک های خاص فقه و اصول را به دنبال دارد .
5 - نبودن مثال های مناسب در کتاب های اصول .
6 - طولانی بودن دوران سطح که موجب خستگی و دلسردی برخی طلاب می شود .
7 - استفاده کمتر از روش های کمک آموزشی برای تدریس دوره سطح در حال حاضر بیشتر از روش سمعی استفاده می شود .
8 - عدم توجه کافی به تفسیر و علوم قرآن در دروس حوزه .

شیوه های تدریس درس خارج
روش های تدریس خارج را از چند جهت می توان تقسیم کرد:

اول: از جهت شکل درس
الف) سبک سامرایی (شاگرد محوری) ; ب) سبک کلاسیک (استاد محوری) ; پ) سبک دو مرحله ای; ث) تحقیق جمعی .

دوم: از جهت محتوا و کیفیت درس
الف) ترتیب و چینش درس:
1 - روش قدما; 2 - روش آیة الله بروجردی رحمه الله; 3 - روش امام خمینی رحمه الله; 4 - روش سه بخشی; 5 - روش چهار بخشی .
ب) سبک های خاص در فقه:
1 - سبک فقه الحدیث; 2 - فقه مبتنی بر اصول; 3 - فقه مقارن; 4 - فقه پویا (هماهنگ با زمان و مکان). پ) سبک های خاص در اصول:
1 - سبک فلسفی; 2 - سبک عرفی .

سوم: از جهت خصوصیات درس
الف) زمان مطلوب یک دوره اصول:
1 - دوره های طولانی; 2 - دوره های کوتاه; 3 - زمان استنباط .
ب) زمان مطلوب یک دوره فقه و لزوم تخصص در آن .
پ) زمان و مکان مطلوب هر جلسه درس .
ث) تعداد شاگردان در هر جلسه درس .
ت) تعداد جلسات درس در طول سال تحصیلی .

اول: شیوه های تدریس درس خارج از جهت شکل درس
در باره این شیوه ها توضیح مختصری می دهیم و به نقاط قوت و ضعف آن ها اشاره می کنیم .
1 - سبک سامرائی یا مکتب سامرا و یا روش شاگرد محوری
این روش درس خارج میرزای شیرازی بزرگ رحمه الله است که بعدا در کربلا ادامه یافت، (1) که متاسفانه اکنون در حوزه های علمیه به فراموشی سپرده است . در این شیوه میرزای بزرگ رحمه الله فرعی فقهی را مطرح می کرد و تمامی مطالب مربوط به آن را به کمک شاگردان و با بحث های طرفین مورد بررسی قرار می داد و حتی چیزی را به عنوان «اصول موضوعی » نمی پذیرفت .
در این سبک شاگردان محور بحث هستند و استاد سخنران جلسه نیست، بلکه در پایان به جمع بندی نظریات و نتیجه گیری می پردازد .
در این روش شروع درس مشخص بود، اما پایان آن روشن نبود و گاهی تا هفت ساعت ادامه می یافت . (2)

2 - سبک کلاسیک (استاد محوری)
این روش متاخران حوزه نجف و قم است و امروزه متداول ترین روش تدریس در حوزه علمیه قم است .
در این سبک، استاد یک فرع فقهی یا اصولی را مطرح می کند و اقوال و دلایل آن را بررسی می کند و در پایان نظر خویش را بیان می کند .
در این شیوه استاد فعال است و مانند یک سخنران عمل می کند و شاگردان کمتر فعال هستند . (3) این سبک خود به چند قسم فرعی تقسیم می شود که عبارتند از:
الف) استاد محوری با بحث های نامنظم;
ب) استاد محوری با تکیه بر اصطلاحات;
پ) استاد محوری همراه با نظم در مطالب و ساده گویی;
ث) استاد محوری همراه با نوشتن درس و پخش آن بین طلاب .

3 - سبک دو مرحله ای
در این شیوه درس در دو جلسه برگزار می شود: در جلسه اول، استاد به صورت روش استاد محوری مطالب را بیان می کند و به شاگردان کمتر فرصت سؤال و اشکال داده می شود . ولی جلسه دوم به صورت شاگرد محوری اداره می شود تا افراد کم استعداد یا ضعیف بتوانند کمبود خود را جبران کنند .
این شیوه، از جهت کیفیت برگزاری جلسه دوم درس به چند قسم فرعی تقسیم می شود که عبارتند از:
الف) روش مرحوم آخوند خراسانی رحمه الله : در این شیوه، شاگردان قوی و مستعدتر، درس استاد را برای شاگردان ضعیف، در جلسه دوم تقریر می کنند و آن را مورد بحث و بررسی قرار می دهند تا طلاب ضعیف بتوانند بهتر از درس استفاده کنند و ابهام های درس برای آن ها برطرف شود . (4)
مرحوم آیة الله بروجردی رحمه الله نیز اصرار داشتند تا همین شیوه را در قم پیاده کنند که عملی نشد . (5)
ب) روش مرحوم آیة الله سید محمد باقر درچه ای رحمه الله : ایشان صبح ها در مسجد نو اصفهان، درس فقه و اصول تدریس می کردند و عصرها هم همان درس را برای افرادی که در کلاس صبح حضور نداشتند و یا درس را خوب درک نکرده بودند تکرار می کردند .
پ) روش جلسه پرسش و پاسخ همراه با درس روزانه: در این شیوه، استاد بعد از جلسه اول درس، ساعتی را تعیین می کند تا شاگردان در کنار او جمع شوند و پاسخ گوی سؤالات و اشکالات آنان می شود .
ت) روش مرحوم اصفهانی (کمپانی) رحمه الله : در این شیوه، استاد، درس را چند روز قبل می نویسد و متن آن تکثیر می شود و در اختیار طلاب قرار می گیرد . این روش موجب می شود تا طلاب فرصت پیش مطالعه و دقت و اشکال پیدا کنند و خود را برای بحث با استاد آماده کنند و در حقیقت این جزوه ها جای یک جلسه درس را می گیرد . این شیوه برای اولین بار به دست مرحوم کمپانی در نجف اجرا شد (6) و اکنون نیز در حوزه علمیه قم، برخی از اساتید معظم درس خارج از این روش استفاده می کنند .
ث) استفاده از نوار درسی قبل از درس استاد: برخی از اساتید درس خارج که قبلا یک دوره درس را القا فرموده اند و به صورت نوار درآمده است . شاگردان می توانند قبل از درس از نوار استفاده کنند و به پیش مطالعه درس بپردازند و خود را برای سؤال و اشکال در جلسه درس استاد آماده کنند .

4 - سبک تحقیقی جمعی
در این روش، استاد و شاگرد اصطلاحی مطرح نیست و چند نفر یک موضوع فقهی یا اصولی را انتخاب می کنند و مورد مطالعه و بررسی قرار می دهند .
آنگاه در یک جلسه علمی، یافته های خود را با دیگران در میان می گذراند و به نظریات همدیگر اشکال می کنند و یا در مقابل اشکالات دیگران از نظریات خود دفاع می کنند، و در نهایت هر کس یک نظری را انتخاب می کند . این شیوه خود به چند صورت انجام می گیرد:
الف) بدون حضور استاد;
ب) با حضور یکی از اساتید درس خارج;
پ) همراه با متن ثابت، مثل جواهر الکلام در فقه;
ت) بدون متن ثابت، لیکن گاهی یک نفر در یک موضوع تحقیق می کند و حاصل آن تکثیر می شود و در اختیار دیگران قرار می گیرد تا محور بحث قرار گیرد .

این سبک مورد توجه مرحوم عیاشی و علامه مجلسی رحمه الله بوده است (7) و اکنون نیز در جلسات استفتای برخی مراجع مورد عمل واقع می شود که از با برنامه ترین و جالب ترین آن ها جلسه تحقیق جمعی مقام معظم رهبری (دامت برکاته) است . (8)
در دانشگاه ها نیز برای تدوین پایان نامه ها، وقتی استاد راهنما تعیین می کنند، در حقیقت همین روش را دنبال می کنند .

بررسی: هر کدام از این شیوه ها امتیازات خاص خود را دارد، هر چند ممکن است اشکالاتی را نیز در پی داشته باشد .
در این نوشتار کوتاه، فرصت آن نیست که تمامی نقاط قوت و ضعف بیان شود و مورد ارزیابی قرار گیرد ولی ما به برخی از آن ها اشاره می کنیم و قضاوت را به عهده خوانندگان گرامی می گذاریم .

البته انگیزه ما از طرح این مباحث خرده گیری بر کسی نیست، بلکه زحمات طاقت فرسای همه اساتید معظم و آیات عظام درس خارج که بحق پرچمداران فقه آل محمد صلی الله علیه وآله هستند، قابل تقدیر است .
پس به نقل برخی از نقاط ضعف و قوت از زبان بزرگان حوزه اکتفا می کنیم .

الف) نقاط قوت
1 - برخی امتیازات مکتب سامرا
مجتهدپروری مکتب سامرا معروف است و لذا افرادی مثل آخوند خراسانی رحمه الله ، میرزای نائینی رحمه الله، شهید شیخ فضل الله نوری قدس سره، سید محمد فشارکی و . . . از دست پروردگان این مکتب هستند . (9)
فعال کردن شاگردان که امروزه مورد توجه روان شناسان تعلیم تربیت است، (10) امتیاز دیگر این مکتب است . همان طور که توجه به تحقیق و دقت و تکیه بر فکر کردن، از نقاط قوت این روش است .

2 - سبک استاد محوری
اداره کلاس درس به صورت منظم و مرتب و نظم در بیان (در برخی اقسام فرعی آن) از نقاط قوت این سبک است .
همان طور که مشخص بودن موضوع درس، موجب می شود تا مباحث به زودی به نتیجه برسد و بحث از موضوع خارج نشود .

3 - سبک دو مرحله ای
فعال بودن شاگردان در جلسه دوم درس باعث می شود تا عمل یادگیری بهتر صورت گیرد، همان طور که این جلسات موجب پرورش اساتید قوی برای آینده حوزه و معرفی چهره های با استعداد می شود . همچنین، شاگردان را به مطالعه و دقت برای حضور در جلسه دوم وادار می کند .

4 - سبک تحقیقی جمعی
این شیوه، برای افرادی که چند سال درس خارج گذرانده اند و کسانی که بیرون از حوزه ها مشغول فعالیت هستند بسیار مفید است و افراد را به فعالیت علمی مفیدی می کشاند و پیشرفت بیشتری را به دنبال دارد و سبک مجتهدپروری است، لذا بزرگان بر اجرای آن اصرار دارند . (11)
در حقیقت اگر این سبک تحت نظر استاد صورت پذیرد همان، سبک سامرایی است .

ب) نقاط ضعف
به هر کدام از این شیوه ها اشکالاتی وارد کرده اند که احتیاج به بررسی دقیق دارد . تا بتوانیم قضاوت صحیحی ارایه دهیم .
1 - در مکتب سامرایی: نپذیرفتن اصل موضوعی در بحث و مشخص نبودن زمان پایان درس موجب بی نظمی در بحث و خستگی شاگردان می گردد .

2 - در روش استاد محوری: فعال نبودن شاگردان و عدم فرصت کافی برای سؤال و اشکال کردن و نامنظم بودن یا مغلق گویی در برخی از اقسام فرعی این شیوه می تواند به عنوان اشکال مطرح شود .

3 - در سبک دو مرحله ای: این روش وقت زیادی را از اساتید محترم و شاگردان اشغال می کند .
بررسی بیشتر نقاط قوت و ضعف و بیان بزرگان و مراجع را به فرصت دیگری موکول می کنیم .
دوم: شیوه های تدریس درس خارج از جهت محتوا و کیفیت

الف: چینش و ترتیب درس
1 - روش قدما : تا قبل از مرحوم آیة الله بروجردی رحمه الله براین بود که ابتدا «اصل » در مساله بیان می شد و سپس دلایل آن بیان می شد . (12)

2 - روش آیة الله بروجردی رحمه الله : ایشان ابتدا سیر تاریخی مساله را بررسی می کردند و سپس دلایل مساله را مورد نقد و بررسی قرار می دادند و اگر دلیلی نبود به سراغ ادله فقاهتی (اصول عملیه) می رفتند . (13)

3 - روش امام خمینی قدس سره : ایشان ابتدا دلایل مساله را بررسی می کردند و سپس اقوال علما را تجزیه و تحلیل می کردند . می فرمودند: اول ببینیم خودمان از ادله چه می فهمیم، آنگاه به بررسی نظریات دیگران می پرداختند . (14)

4 - روش سه بخشی : در برخی از درس های حوزه علمیه قم به این ترتیب عمل می شود:
اول، ذکر اقوال علما در مساله تا سیمای کلی و عمومی مساله روشن شود;
دوم، بیان دلایل موافق و مخالف و نقض و ابرام آن ها;
سوم، جمع بندی و نتیجه گیری .

5 - روش چهار بخشی : این روش نیز در برخی از درس های فعلی حوزه علمیه قم مرسوم است که بدین ترتیب عمل می شود:
اول، ذکر موضوع مساله و تقسیم بندی های آن;
دوم، بیان اقوال موافق و مخالف;
سوم، بیان دلایل از قرآن، روایات، عقل، اجماع و نقد آن ها و در صورت لزوم بیان اصل در مساله;
چهارم، جمع بندی اقوال و دلایل و نتیجه گیری .
بررسی: هر کدام از این روش ها نقاط قوت و ضعفی دارد که مجال بیان آن ها در این مختصر نیست ولی کامل ترین روش، شیوه چهارم به نظر می رسد; هر چند از جهت عدم بیان سیر تاریخی مساله، ناقص است .

ب) سبک های خاص در فقه
در تدریس خارج فقه حوزه های علمیه، روش های مختلفی به کار گرفته می شود که در اینجا به آن ها اشاره می کنیم .

1 - سبک فقه الحدیث
این شیوه درسی آیة الله بروجردی رحمه الله در علم فقه بود . در این روش، برای بررسی یک فرع فقهی به علم «اصول فقه » کمتر توجه می شود و سعی می کنند با بررسی پیشینه تاریخی هر مساله و با توجه خاص به علم رجال و طبقه بندی راویان حدیث و برطرف کردن تقطیع احادیث، حکم هر مساله را از احادیث مربوط به آن استخراج کنند . و در صورت ضرورت و لزوم به علم اصول یا اصول عملیه پناه می برند . (15)

2 - سبک فقه مبتنی بر اصول
در این شیوه، تکیه اصلی بر اصول است و سعی می کنند با تکیه بر قواعد اصولی دلایل را بررسی کنند .
در این روش، به علم رجال توجهی نمی شود و گاهی فرض هایی در فقه مطرح می شود که در طول عمر انسان یک بار هم اتفاق نمی افتد .
لذا برخی از بزرگان براین شیوه خرده گرفته اند که افراط اصول موجب دوری انسان از فهم عرفی می شود که شارع، طبق آن سخنان خود را القا فرموده است . (16)

3 - سبک فقه مقارن
این شیوه که یادگار شیخ طوسی رحمه الله است، براستفاده از اقوال عامه و بررسی آن ها تکیه می کند . اولین کتاب در این زمینه، خلاف شیخ است که در آنجا سعی شده تا نظریات شیعه و سنی آورده و مقایسه شود .
این سبک را مرحوم آیة الله بروجردی رحمه الله احیا کرده ایشان همان طور که به شان نزول آیات اهمیت می داد، به سیر تاریخی و موقعیت صدور حدیث هم اهمیت می داد . و آن را در فهم احادیث مؤثر می دانست . (17)

4 - سبک فقه پویا (هماهنگ با زمان و مکان)
این شیوه، از دیرباز مورد توجه علمای شیعه بوده است . آثار تاثیر زمان و مکان در اجتهاد را در فتوای میرزای بزرگ رحمه الله در تحریم تنباکو می توان ملاحظه کرد .
امام خمینی قدس سره این سبک را حیاتی تازه بخشید و فرمود: «زمان و مکان دو عنصر تعیین کننده در اجتهادند» . (18)
البته در مورد مقدار و حدود دخالت زمان و مکان در مصادیق، موضوعات، متعلق احکام و در نتیجه در اجتهاد و صدور حکم و فتوا، بحث بسیار است، (19) ولی این مطالب منافاتی با اینکه فقه پویا یک سبک فقهی است، ندارد .

پ) سبک های خاص در اصول فقه
اصول فقه در درس های خارج حوزه علمیه با دو روش متفاوت مورد بحث قرار می گیرد .

1 - سبک فلسفی
بیان مطالب و قواعد اصولی براساس اصطلاحات فلسفی و داخل کردن مباحث فلسفی و حقیقی با مباحث اعتباری و عرفی اصول، از خصوصیات این روش است . این شیوه در زمان شیخ انصاری رحمه الله کم کم پا به عرضه وجود گذاشت، در حوزه نجف به اوج خود رسید و علم اصول به صورت علم نیمه معقول درآمد که در حواشی مرحوم کمپانی رحمه الله کاملا ظاهر می شود . (20)
لذا برخی بزرگان براین شیوه خرده گرفته اند که موجب خلط مباحث اصول و فلسفه شده و از عرفی بودن دوره کرده است و باعث تورم علم اصول شده است .

2 - سبک عرفی
از آنجا که پیدایش علم اصول برای کمک در فهم و تحلیل مفاهیم قرآن و حدیث است و آن دو براساس لغات و اصطلاحات عرف شکل گرفته است .
پس، اساس علم اصول در مباحث خود مثل عام و خاص، مطلق و مقید و . . . مبتنی بر ارتکازات عرفی مردم است .
این شیوه از زمان شیخ طوسی رحمه الله در عده و تا زمان حاضر ادامه داشته است . (21)

منابع
1) این روش را می توان روش سقراطی نامید که او مساله ای را مطرح می کرد و با استفاده از گفتگو (دیالوگ) به تکمیل و رفع نقایص آن می پرداخت (ر ک: تاریخ فلسفه یونان و روم، فردریک کاپلستون، ترجمه مجتبوی، ج 1، ص 127).
2) مجله حوزه، ش 51 ، ص 38 ، ص 87 .
3) ر ک: مجله حوزه، ش 23 ، ص 40 .
4) ر ک: مجله حوزه، ش 51 ، ص 89 - 90 .
5) همان، ش 43 - 44 ، ص 248 .
6) ر ک: همان، ش 30 ، ص 36 .
7) مجله حوزه، ش 52 ، ص 10 .
8) ر ک : مجله فقه اهل بیت علیهم السلام، سال اول، شماره دوم، ص 254 - 264 .
9) ر ک: مجله حوزه، ش 51 ، ص 38 .
10) ر ک: روان شناسی تعلیم و تربیت، دکتر علی شریعتمداری، ص 333 .
11) مجله نور علم، ش 5 ، دوره 4 ، ص 9 .
12) مجله حوزه، ش 47 ، ص 39 .
13) همان .
14) همان، ش 45 ، ص 50 .
15) مجله نور علم، شماره 12 ، ص 92 ; مجله حوزه، ش 40 ، ص 41 و ش 43 - 44 ، ص 248 با تلخیص .
16) مجله حوزه، ش 21 ، ص 48 .
17) مجله نور علم، دوره سوم، ش 6 ، ص 16 - 17 .
18) صحیفه نور، ج 21 ، ص 98 .
19) ر ک: مجموعه آثار کنگره بررسی مبانی فقهی امام خمینی قدس سره، کتاب دوم، (اجتهاد و زمان و مکان)، مقاله ششم، ص 145 - 227 دیدگاه ها در باره تاثیر عنصر زمان و مکان بر اجتهاد، از نگارنده .
20) مجله نور علم، ش 12 ، ص 91 .
21) مجله حوزه، ش 51 ، ص 102 . 

منبع: خبرگزاری رسمی حوزه علمیه



موضوع مطلب : تدریس, حوزه, علمیه, خارج, درس, طلبه, دکتر, کامران اویسی, استاد

 

همایش ملی حوزه های علمیه، مرجعیت و قرآن کریم با محوریت «دیدگاه های علوم قرآنی مرحوم آیت الله العظمی فاضل لنکرانی(ره)» در تاریخ پنجشنبه 5دی 1398 در مرکز فقهی ائمه اطهار(ع) برگزار گردید. در این همایش جمعی از دانشجویان گروه معارف قرآن و حدیث دانشگاه معارف اسلامی نیز حضور داشتند. همچنین حجت الاسلام و المسلمین دکتر کامران اویسی عضو هیات علمی دانشگاه معارف اسلامی نیز به ارائه مقاله خود با عنوان «بررسی قلمرو روایات تفسیری با تکیه بر دیدگاه آیت الله العظمی فاضل لنکرانی» پرداخت و سپس داوران به نقد و بررسی آن پرداختند.

آیت الله «علیرضا اعرافی»، مدیر حوزه های علمیه کشور در برنامه اختتامیه این همایش به ایراد سخنرانی پرداخت.

در مراسم افتتاحیه این همایش آیت الله العظمی «ناصر مکارم شیرازی» در پیامی به با اشاره به تهمت های ناروای دشمنان مبنی بر عدم توجه به قرآن کریم گفت: برگزاری چنین همایش هایی در این راستا امری لازم و ضروری است.

همچنین آیت الله «رضا استادی» عضو شورای عالی حوزه های علمیه با اشاره به اهتمام مراجع تقلید به تفسیر قرآن کریم، گفت: در صدسال اخیر 50 کتاب تفسیر قرآن در حوزه علمیه تولید شده است که از این تعداد، 10 صاحب تفسیر از مراجع بزرگوار تقلید بوده اند.

آیت الله «محمدجواد فاضل‌لنکرانی» رییس مرکز فقهی ائمه اطهار(ع) در مراسم امروز با بیان این که اتهام تحریف قرآن به فقها برای منزوی کردن شیعه در مجامع جهانی است، گفت: بزرگان شیعه به ویژه مرحوم آیت الله العظمی فاضل‌لنکرانی با این تفکر مخالفت جدی داشتند.

حجت الاسلام «محسن قمرزاده» دبیر همایش دیدگاه های علوم قرآنی آیت الله العظمی فاضل‌لنکرانی نیز در این همایش با اشاره به ارسال 350 مقاله به دبیرخانه این همایش گفت: ما بیش از 30 کارگاه و 13 نشست فاخر گذاشتیم که در کنار تولید 12 کتاب دستاورد بزرگی محسوب می‌ شود.

رونمایی از 12 جلد کتاب همایش به همراه گزارش دبیر علمی همایش و بیان مقالات نیز بخش دیگری از برنامه های این همایش بود.

دربخش صبح این همایش همچنین، حجت الاسلام علیرضا محمدی فردپژوهشگر علوم قرآنی در تحلیل روش شناختی کتاب مدخل التفسیر مرحوم آیت الله فاضل‌لنکرانی گفت: حقیقت معجزه، قرائات، اصول تفسیر و عدم تحریف چهار عنوان مهم در این کتاب است.

حجت الاسلام والمسلمین محمد صادق یوسفی مقدم عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی در ارتباط با حجیت اصولی قرائات از منظر آیت الله العظمی فاضل‌لنکرانی گفت: مرحوم آیت الله فاضل می‌ فرمایند اثبات قرائت به وسیله خبر واحد درست نیست.بخش عصرگاهی این همایش نیز همراه با برگزاری پنل های علمی بود که در پنل های «ظاهر و باطن، محکم و متشابه»، «اصول، مبانی و قواعدوتفسیر»، «اعجاز قرآن»، «جمع قرآن و قرائات» و «تحریف ناپذیری قرآن» اساتید برجسته حوزه و دانشگاه از جمله حجج اسلام و المسلمین عبدالکریم بهجت پور، محمدعلی رضایی اصفهانی، علی اکبر بابایی، محسن قمرزاده و سید رضا مؤدب به ارائه بحث و نظر پرداختند.در این پنل ها 40 نفر از صاحبان مقالات برتر به ارائه مقاله خود پرداخته و بعد از پایان پنل ها نشست بررسی و امتیاز دهی با حضور داوران و دبیر علمی برگزار شد.گفتنی است، نمایشگاه پوستر چکیده مقالات و نمایشگاه کتاب آثار علمی آیت الله العظمی فاضل لنکرانی ره» ومرکز فقهی ائمه اطهار(ع) هم در جنب این همایش برپا شده بود.

 




موضوع مطلب : همایش, فاضل لنکرانی, کامران اویسی, ارائه مقاله, حجیت, قلمرو, روایات, تفسیری, استاد, دکتر, سخنرانی
یکشنبه 98 دی 1 :: 10:0 صبح ::  نویسنده : کامران اویسی

دانشجویان عزیز دانشگاه قم لطفا جزوه زیر را برای امتحان پایان ترم مطالعه نمایند.

http://s6.picofile.com/file/8382434342/%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87_%D9%82%D9%85.pdf.html




موضوع مطلب : آزمون, امتحان, ترم, پایان, کامران اویسی, دکتر, استاد, دانشگاه, قم, مکاتب, روش ها, تفسیری
دوشنبه 98 آذر 4 :: 1:33 عصر ::  نویسنده : کامران اویسی

در حین تدریس فقه الحدیث و شرح یک حدیث از کتاب الکافی مرحوم کلینی، بر آن شدم تا این حدیث را با متن عربی و ترجمه بیاورم. عجیب حدیثی است و موعظه جالبی دارد. به ویژه برای کسانی که فرزند دارند و می خواهند فرزندان عزیزشان عاقبت به خیر شودف دچار اعتیاد و بزهکاری و بدخلقی فردی و اجتماعی نگردد. به این حدیث عمل کنند.

علی بن إبراهیم عن محمد بن عیسى عن یونس رفعه قال: قال لقمان لابنه یا بنی اختر المجالس على عینک فإن رأیت قوما یذکرون الله جل و عز فاجلس معهم فإن تکن عالما نفعک علمک و إن تکن جاهلا علموک و لعل الله أن یظلهم برحمته فیعمک معهم و إذا رأیت قوما لا یذکرون الله فلا تجلس‏ معهم‏ فإن‏ تکن‏ عالما لم ینفعک علمک و إن کنت جاهلا یزیدوک جهلا و لعل الله أن یظلهم بعقوبة فیعمک معهم. (کافی (چاپ قم: دار الحدیث)، ج‏1، ص 94/ 8- باب مجالسة العلماء و صحبتهم‏)

 

ترجمه: امام فرماید: لقمان بپسرش گفت: پسر عزیزم همنشین را از روى بصیرت انتخاب کن. اگر دیدى گروهى خداى عز و جل را یاد میکنند با ایشان بنشین که اگر تو عالم باشى علمت سودت بخشد و اگر جاهل باشى ترا بیاموزند و شاید خدا بر آنها سایه رحمت اندازد و ترا هم فراگیرد. و چون دیدى گروهى بیاد خدا نیستند با آنها منشین زیرا اگر تو عالم باشى علمت سودت ندهد و اگر جاهل باشى نادانترت کنند و شاید خدا بر سرشان کیفرى آرد و ترا هم فراگیرد.




موضوع مطلب : حدیث, کامران اویسی, دکتر, استاد, ترجمه, الکافی, شرح, فقه الحدیث, همنشینی, فرزندان, دوستان
یکشنبه 98 شهریور 10 :: 12:9 عصر ::  نویسنده : کامران اویسی

 

قرآن مجید در یک جا مخالفان را دعوت به آوردن مثل قرآن کرده است: "قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلى‏ أَنْ یَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ لا یَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَوْ کانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهیرا (اسراء/ 88)" و در جاى دیگر به آوردن ده سوره همانند قرآن مانند: "قُلْ فَأْتُوا بِعَشْرِ سُوَرٍ مِثْلِهِ مُفْتَرَیاتٍ وَ ادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ کُنْتُمْ صادِقِین‏(هود/ 13)" و در مورد دیگر به آوردن یک سوره مثل سوره‏هاى قرآن: "وَ إِنْ کُنْتُمْ فی‏ رَیْبٍ مِمَّا نَزَّلْنا عَلى‏ عَبْدِنا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ وَ ادْعُوا شُهَداءَکُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ کُنْتُمْ صادِقینَ (بقره/ 23)".

به همین دلیل در میان گروهى از مفسران بحث شده که این تفاوت در تحدى و دعوت به مبارزه براى چیست؟ چرا یک جا همه قرآن و جاى دیگر 10 سوره و جاى دیگر یک سوره؟

در پاسخ این سؤال طرق مختلفى پیموده‏اند:

الف- بعضى معتقدند این تفاوت از قبیل تنزل از مرحله بالاتر به مرحله پائینتر است درست مثل اینکه کسى به دیگرى میگوید: اگر تو هم مثل من در فن نویسندگى و شعر مهارت دارى کتاب و دیوانى همچون کتاب و دیوان من بنویس بعد تنزل مى‏کند و مى‏گوید یک فصل مانند آن را و یا حتى یک صفحه مثل آن ارائه بده! ولى این پاسخ در صورتى صحیح است که سوره‏هاى" اسراء" و" هود" و" یونس" و بقره به همین ترتیب نازل شده باشد، البته آن با ترتیبى که در کتاب" تاریخ القرآن" از" فهرست ابن ندیم" نقل شده سازگار است: چرا که او مى‏گوید: سوره اسراء سوره 48 و هود 49 و یونس 51 و بقره نودمین سوره است که بر پیامبر نازل شده.

اما متاسفانه این سخن با ترتیب معروفى که براى سوره‏هاى فوق در تفاسیر اسلامى آمده است سازگار نمى‏باشد.

ب- بعضى گفته‏اند گرچه ترتیب نزول سوره‏هاى فوق منطبق بر تنزل از مرحله بالا به مرحله پائین نیست، ولى مى‏دانیم که همه آیات یک سوره با هم نازل نمى‏شده چه بسا آیاتى که مدتى بعد نازل مى‏شد به دستور پیامبر ص به خاطر تناسبهایى که داشت در سوره قبل قرار داده مى‏شد. در محل کلام ما نیز ممکن است چنین باشد، و از این رو تاریخ سوره‏هاى فوق منافاتى با تنزل از مرحله بالاتر به پائین‏تر ندارد.

ج- احتمال دیگرى که براى حل این مشکل وجود دارد این است که اصولاواژه" قرآن" واژه‏اى است که به" تمام" و" بعض" قرآن هر دو اطلاق مى‏شود، مثلا در آیه اول سوره جن مى‏خوانیم" إِنَّا سَمِعْنا قُرْآناً عَجَباً":" ما قرآن عجیبى شنیدیم" پیدا است که آنها قسمتى از قرآن را شنیده بودند." قرآن" از ماده قرائت است، و مى‏دانیم قرائت و تلاوت، هم بر کل قرآن صادق است و هم بر جزء آن، بنا بر این تحدى بمثل قرآن مفهومش تمام قرآن نیست و با ده سوره و حتى یک سوره نیز سازگار مى‏باشد.از سوى دیگر" سوره" نیز در اصل به معنى مجموعه و محدوده است، و بر مجموعه‏اى از آیات نیز تطبیق مى‏کند هر چند یک سوره کامل به اصطلاح معمولى نبوده باشد.و به تعبیر دیگر سوره در دو معنى استعمال مى‏شود یکى به معنى مجموع آیاتى که هدف معینى را تعقیب مى‏کند و دیگر یک سوره کامل که با بسم اللَّه شروع و پیش از بسم اللَّه سوره بعد پایان مى‏پذیرد.

شاهد این سخن آیه 86 سوره توبه است آنجا که مى‏فرماید:" وَ إِذا أُنْزِلَتْ سُورَةٌ أَنْ آمِنُوا بِاللَّهِ وَ جاهِدُوا مَعَ رَسُولِهِ ..." (هنگامى که سوره‏اى نازل مى‏شود که ایمان به خدا بیاورید و با پیامبرش جهاد کنید ...) روشن است که منظور از سوره در اینجا همان آیاتى است که هدف فوق (یعنى ایمان به خدا و جهاد) را تعقیب مى‏کند هر چند قسمتى از یک سوره کامل باشد. "راغب" نیز در کتاب" مفردات" در تفسیر آیه اول سوره نور" سُورَةٌ أَنْزَلْناها ..." مى‏گوید:" اى جملة من الاحکام و الحکم ..." همانگونه که ملاحظه مى‏کنیم سوره را به معنى مجموعه‏اى از احکام تفسیر کرده است.بنا بر این فرق چندانى میان" قرآن" و" سوره" و" ده سوره" از نظر مفهوم لغت باقى نمى‏ماند یعنى همه اینها به مجموعه‏اى از آیات قرآن اطلاق مى‏گردد نتیجه اینکه تحدى قرآن به یک کلمه و یک جمله نیست که کسى ادعا کند من‏مى‏توانم مثل آیه" وَ الضُّحى‏" و آیه" مُدْهامَّتانِ" و یا جمله‏هاى ساده‏اى از قرآن را بیاورم، بلکه تحدى در همه جا به مجموعه‏اى از آیات است که هدف مهمى را تعقیب مى‏کند.



.ر.ک: تفسیر نمونه، ج‏9، ص 42- 45.

 




موضوع مطلب : تفسیر, نمونه, کامران اویسی, دکتر, حجت الاسلام, استاد, شبهه, مکارم شیرازی, تحدی, ترتیب نزول
دوشنبه 98 تیر 10 :: 10:57 صبح ::  نویسنده : کامران اویسی

مقاله علمی پژوهشی "کاربست عقل تفسیری و محدوده آن" در مجله عقل و دین به چاپ رسید. 

کاربست های عقل تفسیری با تأکید بر محدوده آن

مقاله 5، دوره 10، شماره 19، پاییز و زمستان 1397، صفحه 89-110  XMLاصل مقاله (276.03 K)
نوع مقاله: مقاله پژوهشی
نویسندگان
کامران اویسی email orcid 1؛ سید رضا مودب email 2
1استادیار گروه قرآن و متون اسلامی دانشگاه معارف اسلامی
2استاد گروه قرآن و حدیث دانشگاه قم
چکیده
کاربست‏های عقل تفسیری با تأکید بر محدوده آن
عقل از مباحثی است که حکما انواع مختلفی از آن را تعریف نموده به گونه‏ای که برخی از آنها اشتراک لفظی و بعضی دیگر اشتراک معنوی و تشکیک در مراتب دارند. عقل در یک نگاهوجود شناختی دارای دو اصطلاح می‏باشد یکی جوهری مجرد و دیگری قوه مُدرِکه؛ که دومی در تفسیر استفاده می شود؛ کاربرد عقل در تفسیر در یک نگاه کلی‏نگر بر اساس نگاه به منابع اربعه اجتهاد و بهره‏گیری از تعقل به دو قسم منبعیو ابزاری منقسم می‏گردد. عقل منبعی،به بدیهی و برهانی تقسیم می‏شود. عقل بدیهی، مبادی تصدیقی مانند فوقیت آسمان است که در سرشت بشر نهادینه شده و عقل برهانی، عقلی است که با کنارهم گذاشتن مقدمه‏ها، نتیجه‏گیری می‏کند که در صورت اثبات نمودن ملازمه بین حکم عقل و شرع، جزء ملازمات عقلیه می باشد؛ خواه مستقلات عقلیه مانند حسن و قبح عقلی؛ خواه غیر مستقلات عقلیه مانند بحث اجتماع امر و نهی و دلالت نهی بر فساد.؛ اما عقل برهانی غیرمثبت ملازمه بین حکم عقل و شرع که هدفش فقط تشکیل قیاس و برهان و نتیجه‏گیری است به عقل قیاسی مشهور است. نوع دوم عقل، ابزاری و مصباحی تمامی قرائن را از منابع دیگر تفسیر اخذ می کند، به نتیجه گیری می پردازد. در تفسیر عقلی اجتهادی، سعی بر این است تا از عقل قطعی، صحیح فطری، خالی از موهومات استفاده شود. مهمترین و پرکاربردترین نقش عقل، عقل ابزاری است.
 
کلیدواژه‌ها

اجتهادی؛ برهان؛ تفسیر؛ عقل؛ مبانی؛ منبع

منبع: http://www.aghlodin.ir/article_87714.html




موضوع مطلب : تفسیر, مقاله, دین, کامران اویسی, مجله, علمی, پژوهشی, مؤدب, عقل

 حجت الاسلام و المسلمین دکتر اویسی در دهه سوم به ایراد سخن پرداختند. ایشان محور بحث خود را شرح فرازهایی از دعای پرفیض ابوحمزه ثمالی قرار داد.

امام زین العابدین در فرازی از دعای ابوحمزه ثمالی می فرماید: «وَ اَلْحِقْنی بِاَوْلِیآئِکَ الصّالِحینَ؛  و ملحقم کن به دوستان شایسته‌ات»

منظورازاولباء صالح چه کسانی هستند؟  در ادامه دعا جواب سوال داده می شود که «وَاَ لْحِقْنی بِاَوْلِیآئِکَ الصّالِحینَ مُحَمَّد وَ الِهِ؛ و ملحقم کن به دوستان شایسته‌ات محمد و آلش».

در زیارت حضرت ابوالفضل ( ع) وارد شده است: اَلسّلامُ عَلیک أیهَا الْعَبْدُ الصّالِحُ

چگونه می‌شود به صالحین ملحق شد؟ اکسیر اعظمی که می تواند این زنجیر را بین ما و پیمغبر و آلش متصل کند«محبت» است.

در زیارت جامعه کبیره می‌خوانیم: «مَنْ أَرَادَ اللَّهَ بَدَأَ بِکُمْ وَ مَنْ وَحَّدَهُ قَبِلَ عَنْکُمْ‏ وَ مَنْ قَصَدَهُ تَوَجَّهَ بِکُم؛ هر که خدا را بخواهد، از شما آغاز می ‌کند و هر که بخواهد با حقیقت توحید آشنا شود،از شما می‌پذیرد و هر که بخواهد رو به خدا کند، رو به شما می ‌آورد و خلاصه، شناسایی خدا متوقّف بر شناسایی شما و راه تقرّب به خدا، تقرّب به شماست».

دشمنی با اهل بیت موجب شقاوت است.

خدا در ابتدای سوره معارج می‌فرماید: «سَأَلَ سَائِلٌ بِعَذَابٍ وَاقِعٍ؛ سائلی از عذاب قیامت که وقوعش حتمی است (از پیامبر اکرم(ص)) سوال پرسید».

در شان نزول آیه آمده است: نعمان بن حارث فهری خدمت پیامبر اکرم (ص) رسید و عرض کرد: تو به ما دستور دادی شهادت به یگانگی خدا و این که تو فرستاده او هستی دهیم، ما هم شهادت دادیم. سپس دستور به جهاد، حج، روزه، نماز و زکات را دادی، ما همه این ها را نیز پذیرفتیم، ولی به اینها راضی نشدی تا این که این جوان (حضرت علی بن ابیطالب (ع)) را به جانشینی خود منصوب کردی و گفتی: «مَن کُنتُ مَولاهُ فَعَلِیٌّ مَولاه» آیا این سخنی از ناحیه خودت است یا از سوی خدا است؟!پیامبر اکرم (ص) فرمود: قسم به خدایی که معبودی جز او نیست، این از ناحیه خداوند است. نعمان روی برگرداند در حالی که می گفت: خداوندا! اگر این سخن حق است و از ناحیه تو، سنگی از آسمان بر من بباران! این جا بود که سنگی از آسمان بر سرش فرود آمد و او را کشت.

نشانه‌های محبت اهل بیت(ع)

1-همراهی محبت با عمل صالح

امام علی(ع) می فرماید: «من احبنا فلیعمل بعملنا و لیتجلبب الورع هر که ما را دوست دارد باید مثل ما عمل کند و لباس پرهیزگاری را جامه و پوشش خود قرار دهد». (بحارالانوار، ج 1، ص 92.(

ورع چیست؟

الورع هو الکفّ‏ عن‏ المحرّمات‏ و الأغراض الدّنیاویّه و زهراتها و شبهاتها و عن الطمع و الحرص و منشؤه العلم بحقاره الدّنیا و ما فیها و جلاله قدر الآخره و الجنّه و نعیمها و إطاله الفکر فی أحوال المبدأ و المعاد. (شرح الکافی؛ الأصول و الروضه (للمولى صالح المازندرانی)، ج‏2، ص86)

امیرمومنان (ع) در توصیف شیعیان می‌فرماید: شیعیان ما کسانی هستند که در راه ولایت ما، به هم بذل و بخشش می کنند و به همدیگر، در دوستی ما، محبت می کنند و در راه زنده نگهداشتن راه و روش ما، به زیارت یکدیگر می روند. آنان، اگر خشمناک شوند، به ظلم در نمی‌غلطند و اگر خشنود باشند، اسراف و زیاده روی نمی‌کنند. مایه برکت همسایگان و موجب سلامتی و آسایش افراد مرتبط با آنان هستند. (کافی، ج2، ص237)

2- دوستی با دوستان و دشمنی با دشمنان اهل بیت (ع)

امام هادی (ع) در زیارت جامعه کبیره می‌فرماید: «فَمَعَکُمْ مَعَکُمْ لاَ مَعَ غَیْرِکُمْ (عَدُوِّکُمْ) آمَنْتُ بِکُمْ وَ تَوَلَّیْتُ آخِرَکُمْ بِمَا تَوَلَّیْتُ بِهِ أَوَّلَکُمْ‏؛ پس من همه هنگام با شما بوده و خواهم بود نه با دشمنان شما، به شما ایمان دارم و به آن دلیل که اول شما را دوست مى‏دارم به همان دلیل آخر شما را دوست مى‏دارم».

روایتی از حکم ابن عتیبه در محضر امام محمد باقر (ع):

حکم بن عتیبه می‌گوید: من در خدمت حضرت باقر (ع) بودم و اتاق پر از جمعیت بود. ناگاه پیرمردى تکیه زنان بر عصاى خود آمد و جلو در اتاق ایستاد و گفت: السلام علیک یابن رسول اللّه و رحمه اللّه و برکاته و ساکت شد. حضرت باقر (ع) جواب داد: و علیک السلام و رحمه اللّه و برکاته. پیرمرد سپس رو به جمعیت داخل اتاق کرد و گفت: السلام علیکم و خاموش شد. تا این که آن جمعیت همگى جواب سلام او را دادند. او آن گاه رو به حضرت باقر (ع) کرد و گفت: یابن رسول اللّه، خدا مرا فدایت کند، مرا نزدیک خود بنشان؛ زیرا که به خدا سوگند، من، شما و دوستداران شما را دوست دارم. به خدا قسم، من، شما و دوستداران شما را براى طمع در دنیا دوست ندارم. به خدا قسم من از دشمن شما نفرت دارم و از او بیزارم. به خدا قسم، نفرت و بیزارى من از او به خاطر این نیست که میان من و او کینه و عداوتى باشد. به خدا قسم من آن چه را شما حلال شمارید، حلال مى شمارم و آن چه را شما حرام دانید، حرام مى دانم و منتظر امر (حکومت) شما هستم. فدایت شوم، آیا با چنین وضعى براى من امید (رستگارى و نجات) دارى؟

امام باقر (ع) فرمود: جلوتر بیا، جلوتر بیا. تا این که حضرت، او را پهلوى خود نشاند، سپس فرمود: اى شیخ، مردى نزد پدرم على بن الحسین (ع) آمد و از او همین سؤالى را کرد که تو از من پرسیدى و پدرم به او فرمود: تو اگر از دنیا بروى بر رسول خدا (ص) و بر على و حسن و حسین و على بن الحسین (ع) وارد خواهى شد و قلبت شاد و دلت خنک و دیدگانت روشن خواهد شد و آن گاه که نفست به این جا ـ حضرت با دست خود به گلویش اشاره فرمود ـ رسد، کرام الکاتبین با شور و شادى به استقبالت خواهند آمد و اگر زنده بمانى، شاهد چیزى خواهى بود [قیام قائم و حکومت اهل بیت] که خداوند با آن، دیدگانت را روشن گرداند و با ما در عالى ترین مراتب خواهى بود.

پیرمرد گفت: چه فرمودى اى ابوجعفر؟ حضرت سخن خود را برایش تکرار کرد. پیرمرد گفت: اللّه اکبر، اى ابوجعفر، اگر از دنیا بروم بر رسول خدا (ص) و بر على و حسن و حسین و على بن الحسین (ع) وارد خواهم شد و دیدگانم روشن و قلبم شاد و دلم خنک خواهد گشت و آن گاه که نفسم به این جا رسد، کرام الکاتبین با شور و شادى به استقبالم خواهند آمد و اگر زنده بمانم شاهد چیزى خواهم بود که خداوند به سبب آن چشم مرا روشن گرداند و با شما در عالیترین مراتب باشم؟! پیرمرد سپس با آواى بلند گریست و هق هق کنان اشک ریخت تا جایى که به زمین چسبید. حاضران در خانه نیز، با دیدن حال پیرمرد، بلند بلند گریستند و هق هق کنان اشک ریختند. حضرت باقر(ع) پیش آمد و با انگشت خود اشکهاى او را از پلکهایش پاک کرد و به زمین مى ریخت.

پیرمرد سپس سرش را بلند کرد و به حضرت باقر(ع) عرض کرد: یابن رسول اللّه، فدایت شوم، دستت را به من بده. حضرت دست خود را به او داد. پیرمرد آن را بوسید و بر دیده و گونه خود نهاد؛ سپس پیراهن خود را از روى شکم و سینه اش کنار زد و دست حضرت را بر شکم و سینه خود نهاد و آن گاه برخاست و خداحافظى کرد و رفت.  حضرت باقر(ع) به پشت سر او نگاه مى کرد. سپس رو به جمعیت کرد و فرمود: هرکه دوست دارد مردى از اهل بهشت را ببیند به این مرد بنگرد.  (الکافی، ج 8، ص76 )

 

استاد اویسی در ادامه به تفسیر فراز دیگر از دعای ابوحمزه ثمالی پرداختند: «سَیِّدِی أَنَا الصَّغِیرُ الَّذِی رَبَّیْتَهُ؛ آقاى من منم کودکى که پروریدى»

ایشان گفتند: در دعاها روح تواضع در مقابل خدا موج می‌زند؛ زیرا اصل اولی در دعا این است که انسان خود را کوچک و خداوند متعال را با عظمت بشمارد و ملتمسانه دعا کند.

خدای متعال در سوره انسان می فرماید: «هَلْ أَتَى عَلَى الْإِنْسَانِ حِینٌ مِنَ الدَّهْرِ لَمْ یَکُنْ شَیْئًا مَذْکُورًا إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ مِنْ نُطْفَهٍ أَمْشَاجٍ نَبْتَلِیهِ فَجَعَلْنَاهُ سَمِیعًا بَصِیرًا؛ آیا زمانى طولانى بر انسان گذشت که چیز قابل ذکرى نبود ما انسان را از نطفه مختلطى آفریدیم و او را مى ‏آزماییم بدین جهت او را شنوا و بینا قرار دادیم»

آثار تواضع:

1- رفعت مقام در بین مردم

پیامبراکرم(ص) می فرماید: «مَن تَواضَعَ للّه‏ رَفَعَهُ اللّه‏، فهُو فی نَفسِهِ ضَعیفٌ وفی أعیُنِ النّاسِ عَظیمٌ؛ هر که برای خدا فروتنی کند، خداوند او را بالا برد. پس او در نظر خودش ناچیز باشد و در چشم مردم بزرگ». (کنزالعمّال، ح 5737)

امام کاظم(ع) می فرماید: «انّ اللهَ لَمْ یَرفعِ المُتَواضِعین بقَدْرِ تواضُعِهِم، ولکن رَفَعَهم بقدرِ عظمتِهِ و مجدِه؛ همانا خداوند انسان‌های متواضع را به میزان تواضع و فروتنی آن‌ها، بالا نمی‌برد، بلکه به میزان مجد و عظمت خود مقام آن‌ها را رفیع می‌گرداند». (تحف العقول، ص 399)

2- محبوبیت در بین مردم

امام علی(ع) می فرماید: «ثمره التّواضع المحبَّه. نتیجه تواضع و فروتنی، محبت و دوستی است». (تصنیف غررالحکم، ص 249، ح 5179)

 

3- قبولی اعمال

امام صادق(ع) می فرماید: «و لیس لله – عزوجل – عباده یرضاها و یقبلها الا و بابها التواضع؛ و هیچ عبادتی را خدای  عزوجل  قبول نکند، مگر آن که انسان از سر تواضع آن را کم و ناچیز بداند».

4- چشیدن لذت عبادت

پیامبر اکرم(ص) می فرماید: «مالی لا أری علیکُم حلاوَهَ العبادَهِ؟ قالوا: و ما حلاوَهُ العبادَهِ؟ قال: التواضعُ؛ چه شده است که من شیرینی عبادت را در شما نمی‌بینم؟ اصحاب عرض کردند: شیرینی عبادت چیست؟ حضرت فرمود: تواضع و فروتنی». (تنبیه الخواطر، ج 2، ص 201)

5- کسب مقام عبودیت

پیامبر اکرم(ص) می فرماید: «اِنّ أفضَل النّاسِ عبداً من تواضَعَ عَنْ رفعَهٍ؛ بالاترین مردم از جهت مقام بندگی، کسانی هستند که با وجود رفعت شأن و مقام، فروتن و متواضع باشند». (بحارالانوار، ج 77، ص 179)

امیرالمومنین (ع) در خطبه قاصعه می فرماید: «وَ لَکِنَّهُ سُبْحَانَهُ کَرَّهَ إِلَیْهِمُ اَلتَّکَابُرَ وَ رَضِیَ لَهُمُ اَلتَّوَاضُعَ فَأَلْصَقُوا بِالْأَرْضِ خُدُودَهُمْ وَ عَفَّرُوا فِی اَلتُّرَابِ وُجُوهَهُمْ وَ خَفَضُوا أَجْنِحَتَهُمْ لِلْمُؤْمِنِینَ؛ خدای سبحان، کبر ورزیدن را برای ایشان ناپسند شمرد و از تواضعشان خشنود شد.  آنان چهره های خود را بر زمین گذاشتند و روی های خود به خاک بیالودند و در برابر مؤمنان فروتنی نمودند».

6- رسیدن به قرب الهی

امام صادق (ع) می فرماید: «فیما اُوحیَ الله عز وَ جلَّ الی داوود (ع) : یا داوود، کَما أنَّ اقرَبَ الناسِ من اللهِ المتواضعون، کذالِکَ أبعَدُ النّاسِ منَ اللهِ المتکبّرون؛ در آن‌چه خداوند به حضرت داوود (ع) وحی کرده، آمده است: ای داوود، همان طوری که نزدیک‌ترین مردم به من، انسان‌های متواضع هستند، دورترین مردم از من نیز انسان‌های متکبر هستند». (اصول کافی، ج 2، ص 123)

دکتر اویسی در خاتمه به بیان این نکته پرداختند که: بر اساس آیات نورانی قرآن کریم و روایات معصومان (ع) راه رسیدن به تواضع، سجده است.

ایشان در آستانه رحلت امام خمینی (ره) به بیان برخی از ویژگی‌های اخلاقی امام خمینی(ره) پرداختند.

 
 
 
 
 
منبع خبر: مدیریت دانشجویی فرهنگی دانشگاه معارف اسلامی



موضوع مطلب : دانشگاه, سخنرانی, کامران اویسی, دکتر, حجت الاسلام, دهه سوم, ماه رمضان, منبر
<   1   2   3   4   5   >>   >