سفارش تبلیغ
صبا ویژن
 
 
به یاد دوست
 
 
دل ها بر دوستی آن که به آنها نیکی کند و دشمنی آن که بدان ها بدی کند، سرشته شده است . [رسول خدا صلی الله علیه و آله] 
»» تاویل آیاتی از سوره رحمن

تاویل در اینجا به معنای بیان باطنی آیه است یعنی معنایی غیر از معنای ظاهر که توسط معصومین بیان می شود

درباره آیات مَرَجَ الْبَحْرَیْنِ یَلْتَقِیانِ (19)
بَیْنَهُما بَرْزَخٌ لا یَبْغِیانِ (20)
فَبِأَیِّ آلاءِ رَبِّکُما تُکَذِّبانِ (21)
یَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَ الْمَرْجانُ (22) از سوره رحمن امد هاست که:

خداوند فرمود من خداوندم و دو دریا فرستادم علی بن ابی طالب دریای علم و فاطمه دریای نبوت که به هم می پیوندند.  برزخ یعنی مانع و مانع بین این دو دریا رسول خداست تا علی به خاطر دنیا غمگین نشود و فاطمه به خاطر دنیا با شوهرش نستیزد. ای گروه جن و انس جرا ولایت امیر مومنان و محبت فاطمه را تکذیب می کنید؟ لؤلؤ امام حسن و مرجان امام حسین است (مناقب ابن شهر آوب، ج 3، ص 319)



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » کامران اویسی ( یکشنبه 92/1/25 :: ساعت 12:21 عصر )

»» دانلود سخنرانی اویسی

دانلود سخنرانی استاد حجت لاسلام کامران اویسی به مناسبت شهادت حضرت زهرا فروردین 92

در چند قسمت 5 دقیقه ای

قسمت اول

http://uplod.ir/21zbjsc6fqlp/part1.mp3.htm

قسمت دوم

http://uplod.ir/veacslb7b4b8/part2.mp3.htm

قسمت سوم

http://uplod.ir/qf8xr5n33lc2/part3.mp3.htm

 

 



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » کامران اویسی ( یکشنبه 92/1/25 :: ساعت 2:36 صبح )

»» ولایت امیرالمؤمنین (ع) جلوه تام ربوبیت تشریعى است.

مالک جهانها و جهانیان که مصالح مملوک خود را حکیمانه تدبیر مى‏کند و در این زمینه به انسان توجه ویژه‏اى دارد، نپسندید که زحمات پیامبرش در تبلیغ و تبیین قرآن و امورى که پس از او در جهت تکمیل هدایت امت و رشد و کمال آنان ضرورى و لازم است هدر رود، و چراغى که پیامبر در سایه وحى براى نجات مردم از تاریکى‏ها برافروخت، و همه لحظات عمر پرمایه و با ارزشش را براى روشن نگاه داشتن آن هزینه کرد خاموش شود.

واجب عقلى و ضرورت شرعى بود که آن حضرت براى حفظ آثار زحماتش، و تداوم روشنى چراغ هدایت، و در امان ماندن امت از انحراف جانشینى را که از هر جهت قدرت مدیریت امور امت را داشته باشد، و در علم و عمل، و تقوا و پاکى، و سلامت روح و جان، و صداقت و شجاعت هم سنگ خودش باشد انتخاب و به امت معرفى نماید و اطاعت و پیروى از او را واجب الهى اعلام کند، و مخالفت با او را مساوى کفر و ارتداد بشمارد.

مالک و مربى جهانها و انسان بر اساس این ضرورت به پیامبرش اعلام کرد که کسى براى این مقام که مقام امامت و ولایت و سرپرستى امت است جز على‏بن‏ابى‏طالب شایستگى و لیاقت ندارد، و اوست که از هر جهت مى‏تواند ربوبیت تشریعى را در امت تداوم بخشد و راه تو را ادامه دهد، و جامعه نوپاى اسلامى را از خطرات سنگینى که از ناحیه یهودیت و مسیحیت و نفاق متوجه امت است حفظ نماید، و آئین الهى را از ضربه تحریف نگاه دارد.

این معنا در ضمن یک آیه که به اتفاق همه دانشمندان و علما و حکما و عرفاى شیعه، و منصفین از مفسران و بزرگان اهل سنت در حق على‏بن‏ابى‏طالب نازل شده اعلام شد:

یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْکافِرِینَ مائده، 67

اى پیامبر حکمى که از سوى پروردگارت، [مالک و مربى و مدبرت، درباره ولایت و رهبرى على‏بن‏ابى‏طالب‏] بر تو نازل شده است به مردم برسان و اگر به انجام این کار بر نخیزى رسالت خدا را که بر عهده تو بوده نرسانده‏اى، [نگران حسودان و دشمنان مباش‏] خدا تو را حفظ مى‏کند، بى‏تردید خدا گروه ناسپاسان [نسبت به ولایت و رهبرى را به خاطر این که مى‏داند از شدت حسادت و کینه به پذیرفتن آن تن در نمى‏دهند] به صراط مستقیم و خوشبختى و سعادت هدایت نمى‏کند!

حضرت باقر و حضرت صادق (ص) مى‏فرمایند:

خدا به رسول خود وحى کرد که: على‏بن‏ابى‏طالب را (براى رهبرى امت و تداوم حکومت عدل) جانشین خود قرار دهد، پیامبر بیم داشت که ابلاغ این حقیقت عظیم بر برخى از صحابه گران آید!! لذا خداوند براى تشجیع به آشکار شدن این امر حیاتى و تهدید به این که اگر آن را ابلاغ نکند اصل رسالت خدا را به مردم نرسانیده است، فرمان عملى ساختن جانشینى على (ع) را صادر کرد.

مفسر بزرگ، امین‏الاسلام طبرسى در مجمع البیان مى‏گوید: عیاشى در تفسیر خود از ابن‏عمیر، او از ابن اذنیه او از کلبى او از ابوصالح او از ابن‏عباس و جابربن‏عبدالله نقل نموده که گفته‏اند: خدا به فرستاده خود رسول بزرگوار اسلام فرمان داد على‏بن‏ابى‏طالب را به جانشینى خود منصوب نماید و پیامبر از این موضوع مى‏ترسید که چنانچه پسر عموى خود را به این مقام منصوب نماید مورد طعن قرار گیرد، خداوند طىّ نزول این آیه فرمان به این معنى داد و رسول خدا در روز غدیر خم به ولایت على قیام نمود، و نیز ابوالحمد از حاکم ابوالقاسم حسکانى در کتاب شواهد التنزیل طى اسنادى از ابوعمیر و نیز در همین کتاب به سندى از حیان‏بن‏على‏علوى او از ابوصالح او از ابن‏عباس روایت کرده که: گفته‏اند: این آیه در شأن على (ع) نازل شده و رسول خدا على‏بن‏ابى‏طالب را بر روى دست بلند کرد و فرمود:

«من کنت مولاه فعلى مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه»

هر کس من سرپرست و رهبر و مولاى او هستم، على رهبر و مولاى اوست، خدایا دوست بدار هر که او را دوست بدارد، و دشمن دار هر که او را دشمن باشد.    )نمونه بینات در شأن نزول آیات، 301.    (

  )این مطالب از تفسیر حکیم، ج‏1، ص72-75  نوشته شیخ حسین انصاریان گرفته شده است)0



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » کامران اویسی ( پنج شنبه 91/8/11 :: ساعت 11:35 عصر )

»» آیه سقایة الحاج

متن سخنرانی آیت الله مکارم شیرازی که در سال امام علی (ع) به عنوان بحث تفسیری ماه رمضان ایراد کردند به صورت کتاب " آیات ولایت در قرآن" چاپ شد. بحث آیه "سقایة الحاج"  به سبب قرین شدن موسم حج در پیوست قرار داده شده است. لطفا مطالعه نمایید و در ارتباط قرآن و ولایت و توأمیت آت دو اندیشه کنید. الحمد لله الذی جعلنا متمسکین بولایة علی بن ابیطالب و اولاده المعصومین (ع)

لینک دانلود:    http://uplod.ir/kyfav100b9ag/_________________________________.docx.htm

لینک دوم:

http://uplod.ir/hmvgdxwm61vn/velayat.docx.htm



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » کامران اویسی ( جمعه 91/7/21 :: ساعت 7:16 عصر )

»» نظر شیخ طوسی در مورد محدوده تفسیر در قرآن

 

قرآن می فرماید که "افلا یتدبرون القرآن ام علی قلوب  اقفالها"(محمد /24)، اما آیا انسان غیر معصوم می تواند همه قرآ نرا تفسیر کند؟

سبک تألیفات شیخ رحمه اللّه مى‏رساند که با اینکه از علماء صدر اول است ولى روشنفکر بوده است. او مى‏فرماید چطور خود قرآن مى‏فرماید أَ فَلا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلى‏ قُلُوبٍ أَقْفالُها اما شما مى‏گویید چیزى از قرآن فهمیده نمى‏شود.
اینکه مى‏گوید تمسّک به قرآن و تدبّر در آن نمایید یعنى قابل فهم است. امّا نه اینکه به روایات بى‏توجّه باشیم. قرآن قابل فهم است ولى در فهم آن از روایات هم استمداد مى‏جوییم. اخبارى هم که داریم که مى‏فرماید روایات را به قرآن عرضه کنید، مؤید همین مطلب است. و الّا اگر قرآن قابل فهم نبود عرضه کردن اخبار به آن معنا نداشت.
سپس مى‏گوید به طور کلّى معانى قرآن چهار قسم است:
1- یک قسم این است که کسى جز خداى متعال نمى‏داند. یا اینکه خدا و پیامبر صلّى اللّه علیه و آله و ائمه علیهم السّلام فقط مى‏دانند. و تا آنها بیان نکنند براى هیچ کس قابل فهم نیست. این قبیل آیات را اصلا دنبال تفسیرش نیستیم. مثل اینکه، روز قیامت چه وقت است ...
یسألونک عن الساعة ...
إنّ معانی القرآن على أربعة اقسام: أحدهما ما اختص اللّه بعلمه فلا یجوز لأحد تکلّف القول فیه.
2- ثانیها ما کان ظاهره مطابقا لمعناه. (ظاهر عرفى دارد و همه معنایش را مى‏دانند)
فکل من عرف اللغة عرف معناه. مثل: لا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِی حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِ‏، قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ...
البته آیات قرآن ظهر و بطن دارد و اشکال ندارد یک مرتبه‏اش قابل فهم باشد و مراتب بعدش براى افرادى که قدرت فهمشان زیاد است، روشن باشد، مراتب بعدش فقط براى امام علیه السّلام روشن باشد.
اینطور آیات را اگر روایت هم نداشته باشد، تفسیر مى‏کنیم.

آشنایى با تفاسیر- عدم تحریف قرآن و چند بحث قرآنى       159     تفسیر تبیان ..... ص : 154

3- ثالثها ما هو مجمل لا ینبى‏ء ظاهره عن المراد به مفصّلا. خود آیه تفصیل مطلب را ندارد. اجمال آیه را باید خدا یا معصومین علیهم السّلام بیان کنند. اینطور آیات را با بیان ائمه علیهم السّلام تفسیر مى‏کنیم. مانند نماز، حج، زکوة ... که کیفیّت آن را با فرمایشات پیامبر صلّى اللّه علیه و آله و ائمه علیهم السّلام تفسیر مى‏کنیم.

اینها طورى هستند که: لا یمکن استخراجه إلّا ببیان النبی و وحی من جهة اللّه تعالى.

4- رابعهما ما کان اللفظ مشترکا بین معینیین فما زاد عنهما و یمکن ان یکون کل واحد منهما مرادا فانّه لا ینبغی أن یقدم أحد به فیقول أنّ مراد اللّه بعض ما یحتمل إلّا بقول نبی أو امام معصوم بل ینبغی أن یقول إن الظاهر یحتمل لامور (به طور قاطع نمى‏توان نظر داد بلکه به عنوان احتمال باید گفته شود).

این یک تقسیم جامعى است. و آیات قرآن از این چهار قسم بیرون نیستند.

(ر.ک: آشنایى با تفاسیر، رضا استادی، ص 158)

 



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » کامران اویسی ( دوشنبه 91/7/17 :: ساعت 12:29 صبح )

»» چگونه بین آیات و روایات علم غیب را جمع کنیم؟

 

تفاوت علم غیب ائمه و خدا در حدیث:

فقال أبو جعفر (علیه السلام): «... و أما قوله: عالِمُ الْغَیْبِ‏ فإن الله عز و جل عالم بما غاب عن خلقه فیما یقدر من شی‏ء و یقضیه فی علمه قبل أن یخلقه و قبل ان یفضیه إلى الملائکة، فذلک- یا حمران- علم موقوف عنده، إلیه فیه المشیئة، فیقضیه إذا أراد، و یبدو له فیه فلا یمضیه، فأما [العلم‏] الذی یقدره [الله‏] عز و جل و یقضیه و یمضیه فهو العلم الذی انتهى إلى رسول الله (صلى الله علیه و آله) ثم إلینا».[10]

در اینجا طرق مختلفى براى جمع وجود دارد  .

1- از معروفترین راههاى جمع این است که منظور از اختصاص علم غیب به خدا علم ذاتى و استقلالى است، بنا بر این غیر او مستقلا هیچگونه آگاهى از غیب ندارند، و هر چه دارند از ناحیه خدا است، با الطاف و عنایت او است، و جنبه تبعى دارد  .شاهد این جمع همان آیه مورد بحث است، که مى‏گوید  :  خداوند هیچکس را از اسرار غیب آگاه نمى‏کند، مگر رسولانى را که مورد رضایت او هستند" در" نهج البلاغه" نیز به همین معنى اشاره شده است که وقتى على ع از حوادث آینده خبر مى‏داد (و حمله مغول را به کشورهاى اسلامى پیش بینى مى‏فرمود) یکى از یارانش عرض کرد: اى امیر مؤمنان آیا داراى علم غیب هستى؟ حضرت خندید و فرمود  :لیس هو بعلم غیب، و انما هو تعلم من ذى علم  !  " این علم غیب نیست، این علمى است که از صاحب علمى (پیامبر) آموخته‏ام"! این جمع را بسیارى از دانشمندان و محققان پذیرفته‏اند.[11]

2  -     اسرار غیب دو گونه است قسمتى مخصوص به خدا است و هیچکس جز او نمى‏داند مانند قیام قیامت، و امورى از قبیل آن، و قسمتى از آن را به انبیاء و اولیاء مى‏آموزد، چنان که در نهج البلاغه در ذیل همان خطبه‏اى که در بالا اشاره کردیم مى‏فرماید  :  و انما علم الغیب علم الساعة، و ما عدده اللَّه سبحانه بقوله  :  إِنَّ اللَّهَ عِنْدَهُ عِلْمُ السَّاعَةِ، وَ یُنَزِّلُ الْغَیْثَ، وَ یَعْلَمُ ما فِی الْأَرْحامِ، وَ ما تَدْرِی نَفْسٌ ما ذا تَکْسِبُ غَداً وَ ما تَدْرِی نَفْسٌ بِأَیِّ أَرْضٍ تَمُوتُ‏  علم غیب تنها علم قیامت و آنچه خداوند در این آیه برشمرده است مى‏باشد آنجا که مى‏فرماید: آگاهى از زمان قیامت مخصوص خدا است و او است که باران را نازل مى‏کند، و آنچه در رحم مادران است مى‏داند، و هیچکس نمى‏داند فردا چه مى‏کند یا در چه سرزمین مى‏میرد" سپس امام ع در شرح این معنى افزود: خداوند سبحان از آنچه در رحم‏ها قرار دارد آگاه است، پسر است یا دختر؟ زشت است یا زیبا؟ سخاوتمند است یا بخیل؟ سعادتمند است یا شقى؟ اهل دوزخ است یا بهشت؟ ... اینها علوم غیبى‏ است که غیر از خدا کسى نمى‏داند، و غیر از آن علومى است که خدا به پیامبرانش تعلیم کرده و او به من آموخته است" ممکن است بعضى از انسانها علم اجمالى به وضع جنین یا نزول باران و مانند آن پیدا کنند، اما علم تفصیلى و آگاهى بر جزئیات این امور مخصوص ذات پاک خدا است، همانگونه که در مورد قیامت ما نیز علم اجمالى داریم، اما از جزئیات و خصوصیات قیامت بى‏خبریم، و اگر در روایاتى آمده است که پیامبر یا امامان از بعضى از نوزادان، یا از پایان عمر بعضى از افراد خبر دادند، مربوط به همان علم اجمالى است.[12] این جمع بر اساس مقدار معلومات است.

3- راه دیگر براى جمع میان این دو گروه از آیات و روایات اینکه اسرار غیب در دو جا ثبت است: در" لوح محفوظ" (خزانه مخصوص علم خداوند) که هیچگونه دگرگونى در آن رخ نمى‏دهد و هیچکس از آن آگاه نیست و" لوح محو و اثبات" که علم به مقتضیات است نه علت تامه، و به همین دلیل قابل دگرگونى است و آنچه دیگران نمى‏دانند مربوط به همین قسمت است. لذا در حدیثى از امام صادق ع مى‏خوانیم:

ان للَّه علما لم یعلمه الا هو، و علما اعلمه ملائکته و رسله، فما اعلمه ملائکته و انبیاءه و رسله فنحن نعلمه خداوند علمى دارد که جز خودش نمى‏داند و علمى دارد که فرشتگان و پیامبران را از آن آگاه ساخته، آنچه را به فرشتگان و پیامبران و رسولانش داده ما مى‏دانیم" از امام على بن الحسین ع نیز نقل شده است که فرمود:

لولا آیة فى کتاب اللَّه لحدثتکم بما کان و ما یکون الى یوم القیامة! فقلت له ایة آیة؟ فقال: قول اللَّه: یَمْحُوا اللَّهُ ما یَشاءُ وَ یُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْکِتاب.‏[13] این جمع بر اساس حتمی و غیر حتمی بودن است.

4- راه دیگر اینکه خداوند بالفعل از همه اسرار غیب آگاه است، ولى انبیاء و اولیاء ممکن است بالفعل بسیارى از اسرار غیب را ندانند، اما هنگامى که اراده کنند خداوند به آنها تعلیم مى‏دهد، و البته این اراده نیز با اذن و رضاى خدا انجام مى‏گیرد. بنا بر این جمع، آیات و روایاتى که مى‏گوید آنها نمى‏دانند اشاره به ندانستن فعلى است و آنها که مى‏گوید مى‏دانند اشاره به امکان دانستن آن است. این درست به آن مى‏ماند که کسى نامه‏اى را به انسان بدهد که به دیگرى برساند، در اینجا مى‏توان گفت: او از محتواى نامه اطلاعى ندارد، و در عین حال مى‏تواند نامه را باز کند و با خبر شود گاه صاحب نامه اجازه مطالعه را به او داده، در این صورت مى‏توان او را از یک نظر عالم به محتواى نامه دانست، و گاه به او اجازه نداده است. شاهد این جمع روایاتى است که در کتاب کافى در بابى تحت عنوان ان الأئمة اذا شاؤا ان یعلموا علموا:" امامان هر گاه بخواهند چیزى را بدانند به آنها تعلیم داده مى‏شود"، از جمله در حدیثى از امام صادق ع مى‏خوانیم: اذا ارادالامام ان یعلم شیئا اعلمه اللَّه بذلک   

 این وجه جمع بسیارى از مشکلات را در زمینه علم پیامبر ص و امام ع حل مى‏کند، از جمله اینکه: چگونه آنها، آب یا غذایى را که مثلا مسموم بود مى‏خوردند، در حالى که جایز نیست انسان به کارى که موجب خطر براى او است اقدام کند، باید گفت در این گونه موارد پیامبر ص یا امام ع اجازه نداشته‏اند که اراده کنند تا اسرار غیب بر آنها آشکار گردد. همچنین گاه مصلحت ایجاب مى‏کند پیامبر ص یا امام ع مطلبى را نداند، یا آزمایشى براى او صورت گیرد که موجب تکامل او گردد، همانگونه که در داستان" لیلة المبیت" آمده است که على ع در بستر پیغمبر خوابید، در حالى که از خود آن حضرت نقل شده است که نمى‏دانست صبحگاهان که مشرکان قریش به آن بستر حمله مى‏کنند شهید خواهد شد یا جان به سلامت مى‏برد؟ در اینجا مصلحت این است که امام ع از سرانجام این کار آگاه نگردد، تا آزمون الهى تحقق یابد، و اگر امام ع مى‏دانست که در بستر پیامبر ص مى‏خوابد و صبح سالم برمى‏خیزد چندان افتخارى محسوب نمى‏شد، و آنچه در آیات قرآن و روایات در اهمیت این ایثارگرى وارد شده است چندان موجه به نظر نمى‏رسید. آرى مساله علم ارادى پاسخى است براى تمام اینگونه اشکالات.[14]

5- راه جمع دیگرى نیز براى روایات مختلف در علم غیب وجود دارد (هر چند این راه فقط در مورد قسمتى از این روایات صادق است) و آن اینکه‏ مخاطبین در این روایات مختلف بودند، آنها که استعداد و آمادگى پذیرش مساله علم غیب را در باره امامان داشتند حق مطلب به آنها گفته مى‏شد، ولى در برابر افراد مخالف یا ضعیف و کم استعداد سخن به اندازه فهم شنونده مطرح مى‏گشت. مثلا در حدیثى مى‏خوانیم که ابو بصیر و چند تن از یاران بزرگ امام صادق ع در مجلسى بودند امام غضبناک وارد مجلس شد هنگامى که نشست در حضور جمع فرمود:

یا عجبا لاقوام یزعمون انا نعلم الغیب! ما یعلم الغیب الا اللَّه عز و جل، لقد هممت بضرب جاریتى فلانة، فهربت منى فما علمت فى اى بیوت الدار هى. عجیب است که عده‏اى گمان مى‏کنند ما علم غیب داریم، هیچکس جز خداوند متعال از غیب آگاه نیست، من الان مى‏خواستم کنیزم را تادیب کنم از دست من گریخت، ندانستم در کدامیک از اطاقهاى خانه است"!!

راوى حدیث مى‏گوید: هنگامى که امام ع از مجلس برخاست من و بعضى دیگر از یاران حضرت وارد اندرون منزل شدیم و گفتیم: فدایت شویم شما در باره کنیزتان چنین گفتى، در حالى که ما مى‏دانیم شما علوم زیادى دارید و ما نامى از علم غیب نمى‏بریم؟ امام ع سپس شرحى در این زمینه داد که مفهومش آگاهى او بر اسرار غیب بود. واضح است که در آن مجلس افرادى بوده‏اند که آمادگى و استعداد لازم براى درک این معانى و معرفت مقام امام نداشتند.[15]


 

 

 



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » کامران اویسی ( چهارشنبه 91/7/12 :: ساعت 1:25 صبح )

»» بیان خلق عظیم پیامبر در سایه تفاسیر:

 

در این روزها که خبر پخش فیلم توهین آمیز نسبت به ساحت مقدس پیامبر (ص) شنیده می     شود، فرصت را غنیمت شمرده و در ظلّ پرتو قرآن کریم، از  آن حضرت ختمی مرتبت بیشتر   بدانیم:

مرحوم فیض کاشانی در تفسیر آیه إِنَّکَ لَعَلى‏ خُلُقٍ عَظِیمٍ (قلم/4) حدیثی آورده اند: «إنّ اللّه أدّب نبیّه على محبّته ، فلمّا أکمل له الأدب. قال: إِنَّکَ لَعَلى‏ خُلُقٍ عَظِیمٍ.(الأصفى فی تفسیرالقرآن، ج‏2، ص 1335).
 
ترجمه: خداوند متعال  پیامبرش را بر محبت خود ادب آموخت و زمانی که ادب ایشان به مرحله کمال رسید، خداوند فرمود: إِنَّکَ لَعَلى‏ خُلُقٍ عَظِیمٍ.

مرحوم بحرانی در تفسیر خود ادامه حدیث را آورده که: پس از اینکه پیامبر بر محبت خدا ادبش تکمیل شد و خدا آن جمله (آیه 4 سوره قلم) را فرمود، امر دینش را به او تفویض کرد و فرمود: وَ ما آتاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاکُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا، و قال: مَنْ یُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ،(آیات به ترتیب:حشر آیه 7 و نساء آیه 82)، سپس پیامبر نیز به علی تفویض نمود...(البرهان فی تفسیر القرآن، ج‏2، ص 133).

علامه مجلسى رحمه اللّه شرح مفصلى در این حدیث عنوان نموده: بطور اجمال آنکه: تفویض معانى متعدد دارد    :

اول- تفویض در خلق و رزق و اماته و احیا. این، دو وجه احتمال دارد    :

1- آنکه پیغمبر و ائمه، بجا آورند این افعال را به قدرت و اراده خود، که ایشان خلق کنند و روزى دهند و بمیرانند و زنده کنند این، کفر صریح و محال‏ است به برهان عقل و نقل. 2- آنکه خداى تعالى این افعال را بجا آورد مقارن به اراده ایشان، مثل شق القمر و زنده کردن مرده و تقلیب عصا به مار و غیر آن از معجزات، که تمام به قدرت خدا واقع شود مقارن به اراده ایشان، به جهت ظهور صدق آنان، این ممتنع نیست، زیرا: وَ ما تَشاؤُنَ إِلَّا أَنْ یَشاءَ اللَّهُ.

دوم از معانى تفویض- تفویض در امر دین، و این هم دو احتمال دارد:

1- آنکه خدا تفویض نموده به پیغمبر و ائمه عموما، که حلال کنند آنچه را خواهند و حرام کنند آنچه را خواهند بدون وحى و الهام، یا تغییر دهند آنچه خدا وحى فرموده این باطل و خلاف حق و مردود است. 2- آنکه چون خدا خلق و کامل نمود پیغمبر خود را به حیثیتى که اختیار ننماید از امور چیزى را مگر آنچه موافق حق و صواب است و خلاف مشیت الهى در خاطرش خطور ننماید، بنابراین تفویض فرمود به او تعیین بعض امور را، مثل زیادى در رکعات فرائض و تعیین نوافل از نماز و روزه و غیر آن. به سبب اظهار شرف و بزرگوارى آن حضرت.

سوم از معانى تفویض- تفویض امور خلق به سوى ایشان از سیاست ایشان، و تکمیل و تعلیم و تأدیب ایشان. و امر فرموده مردم را به اطاعت ایشان، و آیات و اخبار و عقل دال است بر آن. و این معنى، مراد باشد از حدیث شریف.

و معانى دیگر تفویض بیان شده در مرآت العقول. به همین قدر اکتفا شد در این مقام، و لذا آن حضرت اموال خیبر را قسمت فرمود بر مسلمانان، و بر اهل خیبر منت نهاد که ایشان را به حال خود گذاشت، و بنو نضیر و بنو قینقاع را امر به جلاى وطن و بعضى از اموال را به آنها عطا نمود. و نسبت به بنو قریضه مردان ایشان را مقتول و زنان و اطفال آنها را اسیر و اموال آنها را میان مسلمانان قسمت نمود بر وفق مصلحت، چنانچه فرماید. )تفسیر اثنا عشری، ج‏13، ص96-97 )

 

در برخی روایات نیز آمده است که خلق عظیم یعنی دین عظیم  و اسلام. (ر.ک: البرهان فی تفسیر القرآن، ج‏5، ص 455).

مرحوم طالقانی از همین آیه استفاده کرده و گفته که مقصود از سوره عبس-که در مورد عبوس شدن شخصی است که برخی او را شخص پیامبر دانسته اند- غیر از پیامبر اکرم است زیرا وی دارای خلق عظیم است و عبوس شدن به آن شکل که در سوره عبس آمده با خلق عظیم نمی سازد. از امام صادق هم روایت شده: درباره مردى از بنى امیه نازل شده که در حضور آن حضرت بوده که ناگاه ابن ام مکتوم آمد پس چون آن شخص اموى او را دید بدش آمد و خود را جمع کرد و از وى روى گرداند. پس از آن این داستان را خداوند در قرآن آورده و او را نکوهش کرده. (ر.ک: پرتوى از قرآن، ج‏3، ص 123).

بیضاوی از مفسرین اهل سنت نیز گفته است: این آیه یعنی که چیزهایی که دیگران نمی توانند تحمل کنند را تو تحمل می کنی [زیرا دارای خلق عظیمی هستی.](أنوار التنزیل و أسرار التأویل، ج‏5، ص 233).

برخی نیز گفته اند که مراد از خلق، قرآن است. (ر.ک: ترجمه و تفسیر  رهنما، ج‏4، ص 378).

نمونه ای از اخلاق نیکوی رسول الله (ص):یک روز آن بزرگوار از مدینه طیبه بیرون رفت و به یک اعرابى برخورد که بر سر چاه براى شتر خود آب میکشید. پیغمبر خدا به او فرمود: اجیر میخواهى که براى شتر تو آب بکشد؟ گفت: آرى. به هر دلوى سه خرما اجرت میدهم. رسول خدا راضى شد. یک دلو آب کشید، سه خرما اجرت گرفت. هنگامى که هشت دلو دیگر آب کشید طناب پاره شد و دلو بچاه افتاد. اعرابى پس از اینکه غضبناک شد جسارت نمود و سیلى بصورت مبارک رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله و سلم زد! بعدا مبلغ بیست و چهاردهم به آن بزرگوار اجرت داد. پیامبر خدا دست مبارک خود را در میان چاه فرو برد و دلو را بیرون آورد! هنگامى که آن اعرابى این حلم و حسن خلق را از پیامبر خدا دید و فهمید که آن بزرگوار بر حق است رفت و کاردى را پیدا کرد و آن دستى را که به پیغمبر خدا جسارت کرده بود قطع نمود. سپس غش کرد و روى زمین افتاد!! کاروانى که از آن راه عبور مى‏کردند دیدند دست وى قطع شده و خودش غش کرده و افتاده است! آنان پیاده شدند و آب بصورتش پاشیدند. وقتى بهوش آمده به او گفتند: تو را چه شده؟ گفت: چون بصورت حضرت محمّد صلّى اللّه علیه و آله و سلم سیلى زده‏ام لذا میترسم: دچار عقوبت گردم!! سر انجام برخواست و دست قطع شده خود را بدست دیگر گرفت و متوجه رسول خدا گردید. وقتى رفت دید گروهى از اصحاب نشسته‏اند. اصحاب به وى گفتند: چه حاجتى دارى؟ گفت:
به پیامبر خدا حاجتى دارم. وقتى سلمان وى را بخانه فاطمه زهراء برد دید پیغمبر معظم اسلام صلّى اللّه علیه و آله و سلم نشسته و حسنین را روى زانوهاى مبارک خود نشانیده است
.
اعرابى عذر خواهى نمود. پیامبر اکرم به او فرمود: پس چرا دست خود را بریده‏اى!؟ گفت: من دستى را که بصورت شما سیلى بزند نمیخواهم. رسول خدا به وى فرمود: بیا اسلام اختیار کن، او گفت: اگر تو پیامبر بر حق هستى این دست بریده مرا شفا بده! پیغمبر خدا دست قطع شده‏اش را بجاى خود نهاد و فرمود: بسم اللّه الرحمن الرحیم. بعدا نفسى کشید و دست مبارک خود را بموضع قطع شده مالید. دست آن اعرابى بحالت اولیه برگشت و او اسلام آورد!! (تفسیر آسان، ج‏3، ص52-53)

 



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » کامران اویسی ( یکشنبه 91/6/26 :: ساعت 4:3 عصر )

»» معرفی سید محمد علی ایازی

دارم پایان نامه می نویسم. در رشته علوم قران وحدیث یکی از بزرگان معاصر که واقعاً پزوهشگر و محقق است و حرف برای گفتن دارد و یکی از حوزویانی است که در دانشگاه بیشتر مشهور است سید محمد علی ایازی است او حدود 179 مقاله علمی دارد که من پیدا کردم یعنی شاید بیشتر باشد چندین کتاب که من38 تا پیدا کردم، دارد. مثل فقه پزوهی قرآنی و التفسیر والمفسرون حیاتهم و منهجهم که خیلی کتاب زیباییی است و بسیاری کتب دیگر.اومتولد 1331 اهل خراسان رضوی است اما ظاهرا در قم سکونت دارند.

برای اشنایی بیشتر با او به صفحه محققان بنگرید:

http://ayazi.andishvaran.com/fa/ScholarMainpage.html?UserID=373



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » کامران اویسی ( یکشنبه 90/4/26 :: ساعت 12:14 عصر )

<      1   2   3   4      
»» لیست کل یادداشت های این وبلاگ

چاپ مقاله ای درباره مجتهد شبستری
مقاله بازتاب نفی سبیل در قانون اساسی
انتشار مقاله مشترک دانشجو و استاد درباره سیاق آیه تطهیر
پذیرش مقاله مشترک اویسی و پورعسکری
نجات قاضی نور الله شوشتری با یک بیت شعر
دست نوشته ای برای امام زمان
بررسی روش تحلیل محتوا
چاپ مقاله بررسی تفسیر آیه چهل توبه
اعلام برنامه رساله های قرآنی رادیو قرآن این هفته
جزوه درس بررسی دیدگاه های قرآنی و حدیثی امام خمینی و رهبری
جزوه مکاتب تفسیری جلد یک و دو
[عناوین آرشیوشده]
 

>> بازدید امروز: 390
>> بازدید دیروز: 1008
>> مجموع بازدیدها: 485613
» درباره من «

به یاد دوست

» پیوندهای روزانه «

افزایش بازدید
حدیث [24]
وب سایت دکتر سید رضا مودب [45]
رادیو معارف [14]
[آرشیو(4)]

» فهرست موضوعی یادداشت ها «
دکتر[93] . اویسی[89] . استاد[81] . حجت الاسلام[77] . قرآن[65] . شیعه[63] . کامران[61] . کامران اویسی[60] . اسلام[46] . دانشگاه[39] . خبر[32] . تفسیر[29] . اطلاعیه[24] . حدیث[23] . علوم قرآن[22] . قرائت[19] . جزوه[19] . قم[18] . قاری[17] . فقه[17] . وهابیت[17] . سنی[17] . دکتر[16] . کامران اویسی[16] . کامران[15] . مفسر[15] . آموزش[15] . امام زمان[14] . مقاله[14] . دانلود[13] . امام حسین[12] . استاد اویسی[11] . ارشد[11] . تواشیح[11] . دانشجو[11] . حوزه[11] . خویی[10] . تلاوت[10] . مصاحبه[10] . مداحی[9] . معلم[9] . درس[9] . حقوق[9] . پیامبر[8] . مکارم شیرازی[8] . مهدویت[8] . وحید خراسانی[8] . کتاب[7] . مداح[7] . مربی[7] . فاطمه[7] . عکس[7] . اهل سنت[7] . آیت الله[7] . اصول فقه[7] . سخنرانی[7] . روایت[7] . زهرا[7] . صوت و لحن[7] . رساله[6] . حجت الاسلام اویسی[6] . حجاب[6] . دکتری[6] . رجال[6] . اصول[6] . پایان نامه[6] . علم[6] . عربی[6] . علوم قرآنی[6] . علی[6] . کانون[6] . مراجع[6] . معارف[6] . منشاوی[6] . کانون[6] . مصر[5] . قران[5] . فیلم[5] . عزالدین زنجانی[5] . تفسیر ادبی[5] . توحید[5] . تدریس[5] . اسلامی[5] . امام رضا[5] . آخوند[5] . حجت السلام[5] . روایات[5] . سینما[5] . سیستانی[4] . شهادت[4] . صیغه[4] . شیعه و اهل سنت[4] . سبحانی[4] . سبک زندگی[4] . حجیت[4] . خبرگزاری[4] . حضرت زهرا[4] . آزمون[4] . ازدواج[4] . اربعین[4] . امام عصر[4] . امام[4] . امتحان[4] . ظهور[4] . عبدالباسط[4] . علمی[4] . مسیحیت[4] . متعه[4] . مجله[4] . محرم[4] . محقق داماد[4] . مودب[4] . منتقله[4] . معرفت[4] . موشح[4] . ولایت[4] . نوری همدانی[4] . همایش[4] . نمونه سؤال[3] . نکاح[3] . وحی[3] . یادداشت[3] . کریمی[3] . کلام[3] . کنفرانس[3] . موقت[3] . نسخ[3] . نماز[3] . مکتب تفکیک[3] . ملی[3] . مهر[3] . متن[3] . گلپایگانی[3] . مختارنامه[3] . علم امام[3] . غیب[3] . قدر[3] . فسخ[3] . قصاص[3] . اهل بیت[3] . بدن 14 معصوم[3] . پژوهشکده[3] . پاسخ[3] . پاکستان[3] . تاریخ[3] . تقلید[3] . تعزیر[3] . تلوزیون[3] . تفکیک[3] . الاتقان[3] . امام مهدی[3] . احکام[3] . آیه[3] . اخبار[3] . خلقت ائمه[3] . دائم[3] . خمینی[3] . دانشگاه قم[3] . داستان[3] . دین[3] . حکم[3] . حرم حضرت معصومه[3] . حجت الاسلام کامران اویسی[3] . حجت الاسلام و المسلمین[3] . چاپ[3] . جن[3] . زیارت[3] . سنت[3] . سوره[3] . روضه[3] . رمضان[3] . صافی گلپایگانی[3] . طلاق[3] . شاعر[3] . شبهه[3] . شبیری زنجانی[2] . شبهات[2] . شبهات بر شیعه و پاسخ ها[2] . شرک[2] . سیر مطالعاتی[2] . سیوطی[2] . شاگرد نخودکی[2] . سوره جن[2] . طلبه[2] . طنز[2] . صلوات[2] . شمس[2] . صوت[2] . شهید[2] . شیخ[2] . شیخ بهایی[2] . ربا[2] . رسول[2] . رسول الله[2] . روحانی[2] . زندگی نامه صدر[2] . زرتشت[2] . زن[2] . روانشناس[2] . سوال[2] . سریال[2] . سلام[2] . سلحشور[2] . سلفیه[2] . سخنران[2] . جهاد[2] . جوادی املی[2] . جلسه قرآن[2] . حجت[2] . بدعت[2] . حدود[2] . حوزه علمیه[2] . حکم[2] . خدا[2] . دوازده[2] . ذکر[2] . رادیو[2] . دست نوشته[2] . دعا[2] . خودکشی[2] . خامنه ای[2] . اثر[2] . آیت الله وحید خراسانی[2] . آیت الله حاج شیخ مجتبی قزوینی[2] . آیت الله سبحانی[2] . آخوند خراسانی[2] . 1[2] . امام هادی[2] . امام سجاد[2] . امام صادق[2] . انجیل[2] . اندیشه[2] . اعتقادات[2] . الهیات[2] . اصغر فرهادی[2] . ارائه[2] . استخدام[2] . استصحاب[2] . اسماعیل[2] . اطلاعیه1[2] . اطلاعیه2[2] . اعجاز قرآن[2] . تقریب[2] . تفسیری[2] . تلویزیون[2] . تفسیر تطبیقی[2] . ثقلین[2] . جامعه القران[2] . تحقیق[2] . تبریک[2] . تا ثریا[2] . ترجمه[2] . تسبیح[2] . تطبیقی[2] . بلد[2] . پورعسکری[2] . برادران[2] . پژوهش[2] . پژوهشی[2] . امی[2] . برنامه[2] . قضا[2] . کتاب[2] . کربلا[2] . کفایه[2] . کفایه الاصول[2] . علق[2] . فاضل لنکرانی[2] . فقه الحدیث[2] . فقیه[2] . قرآنی[2] . قرائتی[2] . غصب[2] . علوم قرآن و حدیث[2] . فرج[2] . فرزندان[2] . علوم[2] . عراق[2] . علم غیب[2] . عاشورا[2] . عبد الباسط[2] . کشیش[2] . مسجد[2] . مراجع تقلید[2] . مطهری[2] . مؤدب[2] . ماهواره[2] . موسیقی[2] . منابع[2] . مناظره[2] . معرفی کتاب[2] . معصومه[2] . نفس[2] . نقد[2] . نبی[2] . نجف[2] . میرزا مهدی اصفهانی[2] . میرزای قمی[2] . کلاس[2] . کربلا[2] .
» آرشیو مطالب «
مهر 92
آبان 92
شهریور 92
مرداد 92
تیر 92
خرداد 92
فروردین 92
اسفند 91
آبان 91
مهر 91
شهریور 91
فروردین 91
اسفند 90
بهمن 90
مرداد 90
تیر 90
خرداد 90
اسفند 89
دی 89
آذر 89
شهریور 89
تیر 89
اردیبهشت 89
اسفند 88
آذر 92
دی 92
بهمن 92
اسفند 92
فروردین 93
اردیبهشت 93
خرداد 93
شهریور 93
مهر 93
آبان 93
دی 93
بهمن 93
اسفند 93
فروردین 94
اردیبهشت 94
خرداد 94
تیر 94
مرداد 94
آذر 94
اسفند 94
بهمن 94
فروردین 95
خرداد 95
مرداد 95
شهریور 95
مهر 95
آبان 95
آذر 95
دی 95
بهمن 95
تیر 96
اسفند 95
مرداد 96
شهریور 96
مهر 96
آبان 96
آذر 96
دی 96
بهمن 96
اسفند 96
فروردین 97
خرداد 97
مرداد 97
مهر 97
آذر 97
خرداد 98
تیر 98
شهریور 98
آبان 98
آذر 98
دی 98
بهمن 98
اسفند 98

» لوگوی وبلاگ «


» لینک دوستان «
رایان چوب
فروشگاه بیستِ بیست
دیار عاشقان
نگاهی نو به مشاوره
ساده دل تنها
سایت گوناگون دکتر رحمت سخنی Dr.Rahmat Sokhani
سرزمین رویا
farajbabaii
ارواحنا فداک یا زینب
دهکده کوچک ما


» صفحات اختصاصی «

» وضعیت من در یاهو «
یــــاهـو
» طراح قالب «