سفارش تبلیغ
صبا ویژن
 
 
به یاد دوست
 
 
هرکس دانش را برای غیر خدا فرا گیرد یا با آن غیر خدا را اراده کند، جایگاهش را در آتش تدارک کند . [پیامبر خدا صلی الله علیه و آله] 
»» به کارگیری روشهای نوین بیان معارف

معاون پژوهشکده قرآن و علم با اشاره به لزوم بهره‌مندی از روش‌های جدید در بیان معارف قرآن، گفت: انتقال مفاهیم دینی و قرآنی با استفاده از روش‌هایی چون اینفوگرافی و موشن‌گرافی در دستور کار این پژوهشکده قرار دارد.
حجت‌الاسلام و‌المسلمین کامران اویسی، معاون پژوهشکده قرآن و علم در گفت‌و‌گو باخبرگزاری بین‌المللی قرآن (ایکنا)، با اشاره به ضرورت بهره‌مندی از روش‌های نمایشی روزآمد در بیان معارف قرآنی، اظهار کرد: استفاده از اسلایدهای پاورپوینتی در کلاس‌های آکادمیک دروس تفسیری در کنار تهیه اینفوگرافی و موشن‌گرافی، تا حد زیادی می‌تواند بر جذابیت‌ انتقال معارف اسلامی و قرآنی بیافزاید؛ پژوهشکده قرآن و علم سعی کرده است تا از این روش‌های گرافیکی استفاده کند تا محتوای مناسبی برای شبکه‌های اجتماعی و سایت‌ها و فضای مجازی و حتی رسانه‌های تصویری مانند تلویزیون فراهم کند. 
 
وی با اشاره به اینکه استفاده از اسلایدهای پاورپوینتی در کلاس‌های آکادمیک دروس تفسیری، تهیه اینفوگرافی از معارف اسلامی و همچنین موشن‌گرافی تا حد زیادی می‌تواند بر جذابیت‌های معارف اسلامی و قرآنی بیافزاید، گفت: پژوهشکده قرآن و علم، سعی کرده است تا با استفاده از این تکنولوژی‌های گرافیکی، محتوای مناسبی برای شبکه‌های اجتماعی، سایت‌ها، فضای مجازی و حتی رسانه‌های تصویری مانند تلویزیون فراهم کند. 
 
وی نیاز به جذاب‌سازی روش‌های انتقال معارف قرآنی را ضروری خواند و گفت: معمولا کلاس‌های آکادمیک تفسیر و امثال آن که هر جلسه حدود 90 دقیقه به طول می‌انجامد، گاهی اوقات ملال‌آور می‌شود و استفاده از روش‌های یاد شده در تدریس این درس‌ها به پویایی بیشتر کلاس و جذابیت محتوایی آن می‌انجامد و از این روش‌ها حتی می‌توان در برنامه‌های گفتگو‌محور معارفی رسانه ملی به منظور جمع‌بندی مطالب استفاده کرد. 
 
حجت‌الاسلام والمسلمین اویسی اظهار کرد: پژوهشکده قرآن و علم موسسه آموزش‌عالی آل طه، با این رویکرد تولید محتوای دینی و قرآنی را در اولویت کارهای خود قرار داد که کار مطالعاتی صورت گرفته برای نیل به این هدف، یک ماه به طول انجامید و پروپوزال اولیه آن آماده شد. 
 
وی گفت: پیش‌بینی می کنیم استفاده از این روش‌ها مورد استقبال تمامی اقشار به ویژه افرادی که کمتر به مطالعه متون و مفاهیم معارفی می‌پردازند و همچنین تازه مسلمانان و یا مسلمانان کشورهای غیر اسلامی قرار گیرد. 
 
معاون پژوهشکده قرآن و علم گفت: هزینه تهیه و تولید محتوای معارفی با استفاده از این روش‌ها برای فاز نخست چیزی نزدیک صد میلیون تومان است و در صورت تأمین اعتبار می‌توان پروژه را بزرگ‌تر نمود؛ پزوهشکده قرآن و علم از آنجا که یک مجموعه غیر‌دولتی محسوب می شود و بودجه اش را خود تأمین می‌کند، خیّرین و کسانی که علاقه مند به صرف هزینه در راه قرآن برای بهینه‌سازی روش‌های تبلیغ معارف قرآنی هستند، این پژوهشکده را یاری نمایند. 
 
وی در پایان با بیان اینکه در حال حاضر سعی شده است با شبکه‌های تصویری سیما تعاملاتی داشته باشیم و سپس وارد فضای مجازی شویم، گفت: اینفوگرافی قسمتی از آیات علمی قرآن یعنی آیاتی که می‌توان یک برداشت علمی از آنها داشته باشیم، تهیه شده که حدود ده آیه است، اما پیش‌بینی می‌کنیم به بیش از صد آیه برسد.


نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » کامران اویسی ( دوشنبه 95/5/25 :: ساعت 12:50 عصر )

»» لزوم فعالیت گروهی در زمینه طبقاتنگاری مفسران شیعه

14 مرداد 1395 ساعت 21:03

عضو هیئت علمی دانشگاه آل‌طه عنوان کرد:

لزوم فعالیت گروهی در زمینه طبقات‌نگاری مفسران شیعه

گروه حوزه‌های علمیه: عضو هیئت علمی دانشگاه آل طه با بیان اینکه نوشتن کتب طبقات مفسران برای معرفی مفسران شیعه به نسل جوان، امری ضروری است که در دوره معاصر باید به صورت کار گروهی دنبال شود.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا)، حجت‌الاسلام والمسلمین کامران اویسی، عضو هیئت علمی دانشگاه آل طه امروز، 14 مرداد در دومین همایش فرهنگ و اندیشه دینی گفت: در سال‌های اخیر توجه به قرآن و پژوهش‌های علوم قرآنی و تفسیر رو به ازدیاد است و یکی از کاملترین و بلکه تنها کتاب جامع در مورد طبقات مفسران در شیعه مربوط به مرحوم عقیقی بخشایشی است.
وی اظهار کرد: مرحوم عقیقی در این کتاب به ترتیب تاریخی به شرح حال علمی و زندگانی مفسران شیعه پرداخته است و یکی از ویژگی‌های آن این است که اگرچه در کتب پیشین به صورت پراکنده شرح حال علمی و زندگی مفسران شیعه بررسی شده ولی در این کتاب بیش از دو هزار نفر از مفسران با عنوانی مستقل بررسی شده است.

وی تاکید کرد: از این رو جامعیت معرفی مفسران شیعه در این کتاب تداعی کننده نوعی از دایرة المعارف نویسی است و خواننده را با علوم قرآنی نیز آشنا می‌کند.
این محقق تصریح کرد: دومین ویژگی این کتاب تاییدات علما و دانشمندان معاصر و مراجع تقلید از این اثر است البته به نظر می‌رسد ویرایش ادبی این کتاب برای غنی بخشی به آن کار لازمی است.
اویسی با بیان اینکه در این کتاب برخی تفاسیر اهل سنت به عنوان شیعه آمده است اظهار کرد: با اینکه این اثر مخصوص مفسران شیعه است اما از تعدادی از مفسران اهل سنت قرون چهارم و پنجم مانند جصاص نیز نامبرده شده است.
عضو هیئت علمی دانشگاه آل طه عنوان کرد: در این کتاب ترجمه‌های معاصر قرآن به صورت استطرادی بررسی شده و البته تعداد مفسرانی نیز که در این کتاب آمده از تعداد دو هزار موردی که ادعا شده کمتر است از این رو اصلاحاتی در آن لازم است و نیاز به تکمیل اطلاعات در خصوص برخی اشخاص دارد.
این محقق ذکر تاریخ‌های وفات متعدد برای یک مفسر را از نقاط ضعف آن برشمرد و ادامه داد: همچنین مولف از برخی کتب قصص در اثناء کتب تفسیری یاد کرده است در حالی که برخی معتقدند تعداد 226 کتاب با عنوان کتب تفسیر تاریخی و قصص الانبیاء وجود دارد که تاریخی و داستان هستند ولی وی در ذیل مفسران نام برده است.
اویسی افزود: نوشتن کتب دایرة‌المعارفی و فهرست‌نویسی و ترجمه‌نویسی و ... بسیار دشوار است از این رو مرحوم عقیقی بخشایشی زحمات زیادی برای تدوین این اثر کشیده‌اند.
وی تاکید کرد: برای دوره معاصر لازم است که نهادهای مردمی و سمان‌ها و گروه‌هایی وارد عرصه طبقات‌نگاری شوند و به تعمیق، اصلاح و تکمیل اثر مرحوم عقیقی بپردازند و گامی مهمتر برای معرفی مفسران شیعه به نسل جوان بردارند.

جایگاه توبه در نهج‌البلاغه

همچنین فهیمه غلامی‌نژاد، محقق و پژوهشگر در این همایش به ارایه مقاله‌ای با عنوان جایگاه توبه و استغفار در نهج‌البلاغه پرداخت و گفت: توبه و استغفار یکی از مهمترین آموزه‌های اخلاقی و تربیتی در نهج البلاغه است.
وی افزود: امام همواره در نهج‌البلاغه مردم را توبه دعوت فرموده‌اند و در تمامی مباحث اعم از حکمت ها و ... استفاده شده به گونه‌ای که 31 مرتبه کلمه توبه و 39 مرتبه استغفار در نهج‌البلاغه تکرار شده است.
این محقق بیان کرد: حضرت یکی از صفات متقین را توبه برمی‌شمارد و اتصاف به این صفت الگو برای سایر انسان‌هاست زیرا همه انسان‌ها به علت عدم معصومیت نیازمند توبه و استغفار هستند و خداوند این راه را باز فرموده است.
غلامی‌نژاد عنوان کرد: توبه در لغت به معنای شرم، رجوع و برگشت و در اصطلاح به معنای پشیمانی و بازگشت از خلاف و عصیان و عزم بر عدم بازگشت است و استغفار نیز در لغت به معنای پوشاندن است.
وی افزود: حضرت در حکمت 94 فرمودند اگر مرتکب بدی شدید و گناه کوچک و یا بزرگ باشد استغفار و توبه کنید زیرا انسان فی نفسه این موضوع را باید نصب‌العین قرار دهد که در آیات قرآن نیز به صراحت بر این مسئله تاکیدشده است.



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » کامران اویسی ( شنبه 95/5/16 :: ساعت 1:0 عصر )

»» مفهوم شناسی رجب

درباره ماه های قمری برخی از مفسران طبق بعضی از روایات وارده و حتی مواردی از آیات قرآن کریم، سخنانی گفته اند. به تعدادی از آنها اشاره می شود:

شیخ ابوالفتوح رازی گفته است:

قوله تعالى: یَسْئَلُونَکَ عَنِ الشَّهْرِ الْحَرامِ، مراد ماه رجب است، و این ماهها را براى آن حرام خوانند که قتال و قتل در آن  حرام است. و گفته‏اند: لعظم حرمته، براى تعظیم حرمت او را حرامش خوانند و از این جا این ماه را منصل الأسنّه گفتند و مضر الأسنّه، که در این ماه عرب سنانها از نیزه بگرفتندى. و گفته‏اند: رجبش براى آن خواندند که از ماههاى حرام منفرد است، چه او، تنهاست و آن سه گانه باقى، پیوسته. و گفته‏اند: براى آن که از ماهها هیچ به حرمت او نیست، و گفته‏اند: براى تعظیمش من التّرجیب، من قول سعد: أنا جذیلها المحکّک و عذیقها المرجّب، منّا أمیر و منکم أمیر- قاله یوم السّقیفة. و مرجّب، درختى بود که از بسیارى بارى «6» که دارد ترسند که  بشکند، دعامه‏اى از زیر او برزنند. و این ماه را «أصمّ» خوانند، براى آن که در او قعقعه سلاح نشنیدندى، و این از باب لیله نائم و نهاره صائم. و این ماه را «أصبّ» خوانند، لأنّ اللَّه تعالى یصبّ فیه رحمته على عباده، در این ماه خداى تعالى رحمت خود بر گناهکاران ریزد. و این ماه را نیز «رجم» خوانند، براى آن که خداى تعالى شیاطین را در این ماه رجم فرماید، و در جاهلیّت عظیم الحرمة بود، و چون اسلام آمد حرمتش بیفزود، و در فضل او کتابى مفرد کرده‏اند. [1]

ملا فتح الله کاشانی در تفسیر خود آورده است:

و بدانکه رجب را ماه حرام گویند جهت آنکه قتل در او حرام است و ماه مفصل لا سنه نیز گویند زیرا که عرب در این ماه سر نیزه ها را بر روی نیزه ها نمی گذاشتند و تسمیه آن به رجب جهت آنست که اشتقاق آن از رجبته است بمعنى عظمته و چون عرب تعظیم حرمة این ماه کردند از این جهت به اسم رجب مسمى شد و جهت مبالغه در تعظیم حرمت او را رجب‏ المرجب‏ مى‏گویند و اصم نیز گویند جهت آنکه در آن قعقعه سلاح نشنوند و اصب نیز خوانند بنا بر آنکه حقتعالى در این ماه رحمت خود را بر بندگان ریزان گرداند و صب بمعنى ریختن است.[2]

در تأیید کلام وی می توان به کلمات برخی از لغت دانان مراجعه نمود، به عنوان نمونه، زبیدی آورده است:

«رَجِبَ فلاناً: هَابَهُ و عَظَّمَهُ، کَرَجَبَهُ یَرْجُبُهُ رَجْباً و رُجُوباً، و رَجَّبَهُ تَرْجِیباً، و تَرَجَّبَهُ و أَرْجَبَهُ فهو مَرْجُوبٌ و مُرَجَّبٌ.»[3]

دیگری می نویسد:

«رَجَب: الشهر بعد جُمادَى و هو سابع الشهور. و الجمع: أرجاب. و سمَّوا رَجَبا لما رجّبوا الشجر و لتعظیمهم إیاه. و الترجیب التعظیم.»[4]

ادامه مطلب...

نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » کامران اویسی ( پنج شنبه 95/1/26 :: ساعت 12:2 عصر )


»» نیازمندی به تفسیر قرآن

نیازمندی به تفسیر قرآن

مقدمه

قبل از شروع بحث باید به این نکته اشاره نمود که نیاز به تفسیر در مرحله نخست، مربوط به متن قرآن نیست؛ زیرا متن قرآن نور و بیان است و نقابی بر آن نیست، ولی مفسّران و مخاطبان همواره به جهت میزان حجاب های درونی، خود را نیازمند به تفسیر می دانند و می کوشند نقاب از چهره ی خود بردارند. در واقع، مخاطبان نیازمند تفسیرند، نه قرآن؛ از این رو قرآن در نوع خود توانا و معجزه است.

در برخی روایات تصریحاً یا تلویحاً بر نیاز به تفسیر قرآن تأکید شده است. مثلاً روایتی از امام علی نیاز به تفسیر تصریح شده است که "هذا القرآن انما هو خط مستور بین الدفتین لا ینطق بلسان، و لابد له من ترجمان و انّما ینطق عنه الرجال"؛ این قرآن خطی است مکتوب که زبان گویایی ندارد و نیاز به ترجمان و مفسر دارد و تنها راد مردانند که می توانند سخنگوی آن باشند.(نهج البلاغه، خطبه 125)

اما در عین حال برخی از دانشمندان نیاز مذکور را منکر شده اند. مثلاً ابن خلدون چنین نظری ابراز کرده و نوشته است: "و اما التفسیر، فاعلم أن القرآن نزل بلغه العرب و علی اسالیب بلاغتهم فکانوا یفهمونه و یعلمون معانیه فی مفرادته و تراکیبه"؛ ولی تدبر در قرآن، نشان می دهد که بسیاری از معارف ارجمند قرآن را هر چند شخص از دانش ادبیات عرب و فنون آن بهره مند باشد، بدون تفسیر و بیانات مفسران واقعی نمی تواند دریافت نماید. (ابن خلدون ، مقدمه، ص438)

چنان که از ابو عبیده معمربن مثنی نقل شده است: "انما القرآن بلسان عربی مبین، فلم یحتج السلف و لا الذین أدرکوا وحیه، الی النبی (ص) ان یسالوا عن معانیه، لانهم کانوا عرب الالسن، فاستغنوا بعلمهم عن المسأله عن معانیه و عما فیه مما فی کلام العرب مثله من الوجوه والتخلیص"؛ قرآن به زبان عربی مبین نازل شده و لذا گذشتگان و کسانی که وحی را درک کرده اند به پیامبر (ص) نیاز نداشتند تا از معانی قرآن از وی سؤال کنند، آنان عرب زبان بودند و به همین خاطر از پرسش معانی قرآن و از آن چه در کلام عرب همانندی با قرآن داشته بی نیاز بوده اند.(ثعالبی، تفسیر الثعالبی، ج1، ص48. تلخیص عبارت است از تغییرات صرفی ونحوی که در کلمه وکلام بوجود می آید)

اما با دلایلی می توان به چنین ادعاهایی پاسخ گفت و به نظر می رسد مجموعه عواملی که سبب نیاز متن قرآن به تفسیر شده است، ویژگی های بیرونی و چگونگی فهم مخاطبان و اهداف و حکمی است که موجب شده متن قرآن از ساختاری خاص بهره مند و در نتیجه، نیازمند به تفسیر گردد و با بیان و مبین بودن قرآن منافات ندارد؛ چون بیان بودن کلام حکیم به معنای عامیانه بودن قرآن نیست؛ بنابراین، مهم ترین علل نیازمندی قرآن به تفسیر، موارد ذیل است:در ادامه می آید.

دلایل نیازمندی به تفسیر قرآن

1-    سطوح مختلف مخاطبان قرآن

معارف قرآن دارای سطوح مختلفی است و هرکسی بنا بر میزان استعداد و لیاقت و علم و طهارت نفس خود از قرآن می تواند بهره گیرد.

سطحی از معارف قرآن بدون نیاز به تفسیر و صرف آشنایی با زبان عربی بدست می آید.

سطح دیگر را مفسران با تکیه بر فرآیند تفسیر می فهمند که نیاز به یک سری علوم مقدماتی مانند فقه و اصول و کلام و ادبیات عرب اعم از لغت و صرف و نحو و معانی و بیان و بدیع و دیگر دانش های مربوط دارد.

سطح دیگر را حتی با کسب علم حصولی نمی توان به آن رسید و مختص خدا و انبیا و راسخان در علم است.

روایاتی وجود دارد که دارای سطوح مختلف بودن مفاهیم قرآنی را دلالت می کند:

-         کلام خدا دو مرحله دارد: الف) خدا و انبیا و راسخان علم می فهمند ب) با تأمل کردن فهمیده می شود. (وسائل، ج 27، ص 194)

-         در روایتی از حضرت علی (ع) آمده است که: خدا کتاب خود را به سه قسم تقسیم کرده است:

الف- قسمی که جاهل و عالم می توانند به آن معرفت پیدا کند.

     ب-قسمی که فقط کسانی که اندیشه ی پاک، احساسی لطیف و قدرت تمیز (درست از نادرست) را دارند، درک می کنند همچون کسی که خدا او را جهت قبول اسلام، شرح صدر عطا فرموده است.

     ج- و قسمی که عمق آن را درک نمی کند مگر خدا، فرشتگان و راسخان در علم. (طبرسی، الاحتجاج ، ج1، ص376)

2- معرفی پیامبر (ص) به عنوان مفسر در قرآن

 "و انزلنآ الیک الذکر لتبین للناس ما نزل الیهم" (نحل/ 44)

3- برخی ویژگی های قرآن کریم

1-3- معانی و معارف بلند در الفاظ محدود ادامه مطلب...

نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » کامران اویسی ( چهارشنبه 94/1/19 :: ساعت 11:8 عصر )


»» تشکیل کلاسهای صوت و لحن و مداحی دارالقران امیر المومنین

دارالقران امیرالمومنین ناحیه 4 آموزش و پرورش قم، پنجشنبه ها با حضور استاد اویسی و علاقه مندان در محضر قرآن و اهل بیت هستند.

 

 

http://s4.picofile.com/file/8171936942/Copy_of_2015_02_19_10_19_43.jpg



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » کامران اویسی ( پنج شنبه 93/11/30 :: ساعت 12:11 عصر )

»» جمع بین نزول قرآن در ماه مبارک رمضان (شب قدرو روز مبعث (27 رجب)

سخن در این است که بالاخره نزول قرآن از چه زمانی آغاز گردیده است؟

محققان پاسخ های متعددی داده اند که مهمترین آنها بیان می گردد:

اگر قرآن در شب قدر نازل شده پس چگونه طبق روایات مشهور آغاز بعثت پیغمبر(ص) در 27 ماه رجب صورت گرفته است؟ آیت الله مکارم شیرازی می نویسد:

«نزول آن در ماه رمضان جنبه جمعى داشته، در حالى که نزول اولین آیات در 27 رجب مربوط به نزول تدریجى آن است و به این ترتیب مشکلى از این نظر پیش نمى‏آید».

یعنی در ماه مبارک رمضان، نزول دفعی صورت گرفت سپس در ماه رجب سال بعد، نزول تدریجی آغاز گردید.

علامه طباطبایی دو پیشنهاد برای جمع بین نزول قرآن در شب قدر ماه رمضان و روز مبعث یعنی بیست و هفت رجب می دهد:

الف) در شب قدر مجموع و روى هم رفته قرآن و یا بعضى از آن یکپارچه و یک دفعه نازل شده، هر چند که تک تک آیاتش به تدریج نازل شده باشد؛

ب) به اعتبار اینکه کتاب ما وراى آنچه ما با فهم عادى خود از آن مى‏فهمیم، که معلوم است فهم عادى ما مستلزم آن است که آیاتش را جدا جدا تدبر کنیم، و خود هم جدا جدا و به تدریج نازل شود، حقیقت دیگرى دارد که به لحاظ آن حقیقت امرى واحد و غیر تدریجى است، و نزولش به انزال- یک دفعه- است، نه تنزیل (نزول بتدریج).

البته منکران نزول تدریجی مانند آیة اللّه معرفت مى‏نویسند:

«آغاز وحى رسالى (بعثت) در 27 ماه رجب، 13 سال پیش از هجرت بود، ولى نزول قرآن به عنوان کتاب آسمانى سه سال تأخیر داشت ... پیغمبر صلّى اللّه علیه و آله در این مدّت دعوت خود را سرّى انجام مى‏داد تا آیه‏ فَاصْدَعْ بِما تُؤْمَرُ نازل شد».

 

منابع

معرفت، محمّد هادى، تاریخ قرآن، تهران:  انتشارات سمت، 1375ش.

مکارم شیرازى، ناصر، تفسیر نمونه‏، تهران‏: دار الکتب الإسلامیة، 1374 ش، چاپ اول.‏

طباطبایى، محمد حسین، ترجمه تفسیر المیزان، (مترجم: محمد باقر موسوی همدانی)، قم: دفتر انتشارات اسلامی، 1374ش، ‌چاپ پنجم.

 

 



 .ر.ک: تفسیرنمونه،ج‏ 21، ص 151- 152.

. ترجمه تفسیر المیزان، ج‏2، ص 20.

. ترجمه تفسیر المیزان، ج‏2، ص 21.

. تاریخ قرآن، ص 32- 33.



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » کامران اویسی ( شنبه 93/11/25 :: ساعت 11:52 عصر )

»» قسم خوردن به غیر خدا

نوشتاری از دکتر کامران اویسی

فخر رازی معتقد است سوگند خوردن به اشیاء صحیح نیست بلکه به پروردگار آنها باید قسم خورد. در سوره دخان نیز، اگر"حم"، "قسم به حم" باشد، در تقدیر، "قسم به پروردگار حم و پروردگار کتاب مبین" است.[1] بله چنان که آیت الله مکارم شیرازی نیز بیان داشته است: اولاً حتى الامکان نباید قسم خورد؛ ثانیاً در موارد لزوم، مخصوصاً در مقام قضاوت و رفع اختلاف و خصومت، تنها به نام خدا قسم یاد شود، چرا که قسم به غیر نام خدا در مبحث قضاوت ارزشى ندارد، حتى اگر به مقدساتى مانند قرآن و پیامبر(ص) و امامان (ع) باشد. همان‏گونه که قسم هاى تعهدیّه نیز در صورتى آثار فقهى دارد که به نام خداوند باشد.[2]

غالباً، هدف خداوند از قسم خوردن به موجودات، توجه دادن انسانها به اسرار نهفته در آنها و سعى در کشف اسرار درونى موجودات است. اما هدف ازقسم خوردن انسان ها به امور مقدس، علاوه بر اشاره به قداست آنها، ترغیب و تشویق یا ترساندن و برحذر داشتن و یا جلب اعتماد طرف مقابل است.[3] اما این نکته نیز نباید فراموش گردد که گرچه قسم یاد کردن از نظر اسلام کار خوبى نیست اما حرام نمى‏باشد. اگر به خاطر هدفهاى مهم تربیتى و اجتماعى و اصلاحى انجام گیرد ممکن است واجب یا مستحب گردد.[4]بسیاری از آیات قرآن که به "اقسام القرآن" مصطلحند، خدا قسم خورده است.[5] پیامبر (ص) نیز بارها به جان یا عمر خود قسم خورده است.[6] علامه طباطبایی در پاسخ به کسی که قسم به غیر خدا را از باب شرک جایز نمی داند، گفته است: اگر مقصود این است که سوگند به غیر اسم خدا در حقیقت تعظیم  و پرستش غیر خدا است در جواب بیان می گردد: هر تعظیمى شرک نیست، بلکه شرک عبارت است از اینکه عظمتى را که مخصوص ذات خداوندى است و با آن از هر چیزى بى نیاز است براى غیر خدا قائل شد؛ اگر هر تعظیمى شرک بود، خود پروردگار در قرآن مخلوقات خود را تعظیم نمى‏کرد؛ در حالی که معلوم است که سوگند خالى از یک نحوه تعظیم نیست. چه مانعى دارد همان طورى که خداوند اشیاء را به عظمتى که خودش به آنها داده است،  یاد فرموده، ما نیز آنها را به همان موهبت تعظیم، و به همان مقدار از تعظیم یاد کنیم؟[7] بنابراین اصل قسم خوردن به غیر خدا شرک یا بدعت نیست.

 



[1] . مفاتیح الغیب، ج 27،‌ ص 651.

[2]. ر.ک: سوگندهاى پربار قرآن، ص 48.

[3]. مرزهاى توحید و شرک در قرآن، ص 215.

[4]. ر.ک: تفسیر نمونه، ج 2، ‌ص 148.

[5]. تفسیر احسن الحدیث، ج 11،‌ ص 282؛ مرزهاى توحید و شرک در قرآن، ص 213.

[6]. مرزهاى توحید و شرک در قرآن، ص 216؛ سوگندهاى پربار قرآن، ص 43.

[7]. ترجمه تفسیر المیزان، ج‏6 ، ص 306.



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » کامران اویسی ( چهارشنبه 93/10/10 :: ساعت 10:55 عصر )

»» معرفی کتاب

ترجمه تفسیر روایی البرهان: سوره‌های غافر، فصلت، شوری، زخرف، دخان، جاثیه، احقاف، محمد، فتح، حجرات، ق، ذاریات، طور، نجم، قمر، رحمن، واقعه، حدید، مجادله

 

پدیدآورندگان : نویسنده: سیدهاشم بحرانی , مترجم: رضا ناظمیان , مترجم: علی گنجیان , مترجم: صادق خورشا
موضوع : تفاسیر شیعه - قرن 12
ناشر : کتاب صبح , نهاد کتابخانه‌های عمومی سراسر کشور
محل نشر : تهران
قطع : وزیری
نوع کتاب : ترجمه
زبان اصلی : عربی
قیمت : 180000
نوع جلد : گالینگور
قطع : وزیری
تیراژ : 4000
تعداد صفحات : 834
تاریخ نشر : 1389/11/3
رده دیویی : 029071726
شابک : 978-964-6698-39-0
"این کتاب گزیده‌ای است از لطایف و نکات برجسته دو کتاب ((مجمع‌البیان)) و ((تفسیر کشاف)) که در پنج جز‌ سامان یافته است .جز‌ اول به تفسیر سوره فاتحه و بقره از آیه 1تا 141اختصاص دارد، در جز‌ دوم سوره بقره از آیه 142تا 252، و در جز‌ سوم از آیه 253سوره بقره تا سوره آل عمران آیه 91تفسیر شده است .در، جز‌ چهارم تفسیر سوره آل عمران از آیه 92تا سوره نسا‌ آیه 23 و در جز‌ پنجم تفسیر سوره نسا‌ از آیه 24تا آیه 147آمده است .این تفاسیر با احادیثی از علمای شیعه همراه است ;افزون بر آن در پاره‌ای موارد به اختلاف آرای کلامی امامیه و معتزله اشاره می‌شود."


نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » کامران اویسی ( شنبه 93/10/6 :: ساعت 10:41 عصر )

»» اشکالی بر تفسیر قرآن به قرآن

اگر علامه طباطبایی و دیگران که از تفسیر قرآن به قرآن دفاع می کنند و می گویند چون قرآن تبیانا لکل شیء است بنابراین خود مفسر خود است و نیازی به بیانات معصوم نداریم مگر در باب احکام که ناچاریم از روی تعبد بپذیریم. می تو.ان به آنان این اشکال را کرد که پس چرا شما 20 جلد تفسیر عربی نوشتید. قرآن که خود مفسر خود است. شاید آنها بگویند خوب  برخی از قرآن برخی دیگر را تفسیر می کند و باید کسی باشد این آیه را برای تفسیر فلان آیه بیاورد. آن وقت می گوییم شأن شما هست که بعض قرآن را به بعض دیگر برای تفسیر بزنید اما شأن معصوم نیست و فقط شأن تعلیمی دارد؟

علاوه بر آن عبارت یفسر بعضه بعضا در احادیث پیدا نشد بلکه عبارتی در نهج البلاغه آمده که:

ینطق بعضه ببعض (نهج البلاغه صبحی صالح ص 192)

حال بایذ سؤال نمود که چه کسی قرآن را به نطق در می آورد؟ آیا هر دانشمندی می تواند یا از شئون معصوم است؟

بنابراین تفسیر روایی نقش مهم خود را دارد هرجا معصوم از تفسیر قرآن به قرآن استفاده کرد  وآیاتی را برای تفسیر یا استشهاد آیات دیگر به کار برد بر ماست که همان کنیم و در مورد آیات دیگر به ظاهر آنها اخذ کنیم و تفسیر به معنای کشف مراد الهی را به معصوم واگذاریم اگر هم نظری را بر طبق قواعد مشهور در تفسیر بدست اوردیم صرف یک احتمال باشد نه به عنوان تفسیر مراد الهی که معصوم است که مخاطب قرآن است. ما که باشیم؟ دنیا و ما فیها برای انان ساخته شده و ما را به طفیلی انان آورده اند اینجا. هیچگاه گوسفند را فدای علف و انسان را فدای گوسفند نمی کنند. این است قاعده امکان اشرف که در فلسفه کذایی هم بحث می شود و این قاعده درست است. آنها اشرف هستند و ما اخس. ما برای آنهاییم نه آنها برای ما.

اللّهم فهمنا بنور القرآن فی ضوء محاضرات اهل البیت علیهم السلام.



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » کامران اویسی ( شنبه 92/7/27 :: ساعت 7:1 عصر )

»» بقاء وجه رب

وَ یَبْقى‏ وَجْهُ رَبِّکَ ذو الجلال و الاکرام(رحمن/27)

 اولا باید گفت که ذوالجلال و الاکرام صفت است برای وجه. نه رب. یعنی وجه خدا     دارای جلالت و کرامت است. حال وجه خدا چیست؟

صاحب تفسیر اطیب البیان اورده است    :

در وجه ربک مجسّمه گفتند، العیاذ مراد صورت خدا است که فرداى قیامت مى‏آید روى     تخت که عرش الهى است مى‏نشیند و حکم میکند و مؤمنین او را مى‏بینند و کفّار ممنوع   هستند، چنانچه یهود و نصارى و مجوس و سایر فرق کفار و مشرکین هم خدا را جسممى‏دانند و این کفر محض است، و اما کسانى که خدا را منزه میدانند از جسم و جسمانى وصرف وجود و محض وجود است حتى مرکب از وجود و ماهیّت هم نیست، بعضى گفتند: مراد ازوجه ربک ذات مقدس او است، و اما در اخبار اهل بیت در بعض آنها گفتند: مراد از وجهدین الهى است که باو باید توجّه کرد که باقى است و از بین رفتنى نیست، چنانچهمیفرماید:
فَأَیْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ بقره آیه 109 و دربسیارى از اخبار دارد وجه اللَّه ائمّه اطهار هستند که تا قیامت باقى و از بینرفتنى نیستند. (اقول): در حدیث ثقلین دارد.
 (
انى تارک فیکم الثقلین کتاب اللَّهو عترتى لن یفترقا حتى یرد اعلى الحوض)
بناء على هذا مى‏گوئیم هر چه موجب توجهبخدا باشد وجه اللَّه است و فانى نمیشود دین قرآن انبیاء ائمّه هدى احکام الهىاطاعت عبادت اعمال صالحه تقوى چون حسن آنها ذاتى است تغییر پذیر نیست و البته باقىاست حتى در حق شهداء مى‏فرماید:
وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِیسَبِیلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْیاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ آل عمرانآیه 163 و در خبر داریم فرمود:
 (
میتنا لم یمت و غائبنا لم یغب).(اطیبالبیان،ج12،ص378)

طبرسی معتقد است:

وَ یَبْقى‏ وَجْهُ رَبِّکَ یعنى ذات حق باقى مى‏ماند و از وجه به کلّ و ذاتتعبیر مى‏شود.(ترجمه جوامع الجامع، ج‏6، ص: 199)

آیت الله مکارم معتقدست: اما «ذُو الْجَلالِ وَ الْإِکْرامِ» که توصیفى است براى «وجه» اشاره به صفات جمال و جلال خداست، زیرا ذو الجلال از صفاتى خبر مى‏دهد کهخداوند «اجل» و برتر از آن است (صفات سلبیه) و «اکرام» به صفاتى اشاره مى‏کند کهحسن و ارزش چیزى را ظاهر مى‏سازد و آن «صفات ثبوتیه» خداوند مانند علم و قدرت وحیات اوست.                        
 
بنابر این معنى آیه روى هم رفته چنینمى‏شود تنها ذات پاک خداوندى که متصف به صفات ثبوتیه و منزه از صفات سلبیه است دراین عالم باقى و برقرار مى‏ماند.(برگزیده تفسیر نمونه، ج‏5، ص: 57)

در روایات آمده است

قالعلی بن الحسین (علیهما السلام): «نحن الوجه الذی یؤتى الله منه».
10322/ [4]-
ابن بابویه، قال: حدثنا أحمد بن زیاد بن جعفر الهمدانی، قال: حدثنا علی بن إبراهیم،عن أبیه إبراهیم بن هاشم، عن عبد السلام بن صالح الهروی، قال: قلت لعلی بن موسىالرضا (علیه السلام): یا بن رسول الله، فما معنى الخبر الذی رووه أن ثواب لا إلهإلا الله النظر إلى وجه الله تعالى؟ فقال (علیه السلام): «یا أبا الصلت، من وصفالله تعالى بوجه کالوجوه فقد کفر، و لکن وجه الله تعالى أنبیاؤه و رسله و حججه (صلوات الله علیهم)، هم الذین بهم یتوجه إلى الله عز و جل و إلى دینه و معرفته، وقال الله تعالى: کُلُّ مَنْ عَلَیْها فانٍ وَ یَبْقى‏ وَجْهُ رَبِّکَ و قال عز وجل:
کُلُّ شَیْ‏ءٍ هالِکٌ إِلَّا وَجْهَهُ».(البرهان فی تفسیر القرآن، ج‏5، ص: 236)

پس به هیچ وجه نمی توان وجه را به خدا یا صفاتش برگرداند زیرا باعث کفر است و منظور از وجه معصومین هستند که با توجه دادن به دین خدا وجه الله هستند.

آنها گرچه حادثند اما باقی به بقاء خدایند و دیگران از ممکنات باقی به ابقاء خدایند.

عدد ابجدی حروف کلمه وجه نیز 14 می شود(تفسیر القرآن الکریم (الخمینی)، ج‏2، ص: 333) که شاید 14 معصوم را بتوان استحسان نمود.

 

شاید تا حدودی سخن آیت الله مدرسی به بیان ما نزدیک باشد. ایشان می فرماید:

پس آیا وجه خدا که پس از فناى همه چیزها باقى مى‏ماند چیست؟ الفاظ ظاهر مادى و تجسمى خود را در هنگام سخن گفتن از پروردگار قدّوس ما سبحانه و تعالى از دست مى‏دهند، پس دست خدا چیزى جز قدرت او نیست، و عین او چیزى جز علم و گواه بودن بر هر چیز نیست، و نیز وجه و روى او، آن چیزى است که به آن در برابر آفریدگان خود تجلّى مى‏کند، تا هر کس بخواهد از این راه او را بشناسد، و نور او را به میانجیگرى کسى او را دوست دارد ببیند، مگر ما افراد بشر همانندان خویش را به میانجیگرى چهره‏هاى ظاهرى ایشان نمى‏شناسیم، و خداوند متعال از داشتن مثل برتر است، و وجه آشکار براى پروردگار ما همان دین او است که سنتها و شرایع و حقایقى را که دلالت بر او دارند شامل مى‏شود، و امام امیر المؤمنین (ع) گفته است: کُلُّ شَیْ‏ءٍ هالِکٌ إِلَّا وَجْهَهُ که مراد از آن این است که هر چیز جز دین او از میان مى‏رود، چه محال است که خدا همه چیز را هلاک کند و وجه را باقى گذارد، او از این کار برتر و بزرگتر است، بلکه هر کس و هر چه را هلاک مى‏کند که از او نباشد، مگر ندیده‏اى که خداوند متعال گفته است: کُلُّ مَنْ عَلَیْها فانٍ وَ یَبْقى‏ وَجْهُ رَبِّکَ و بدین گونه وجه خود را از خلق جدا کرده‏است». دین در کسانى تجلّى پیدا مى‏کند که به آن تحقق مى‏بخشند، همچون پیامبران و امامان هدایت کننده به خدا، و امام رضا علیه السلام در پاسخ پرسش ابو الصلت از او درباره «وجه اللَّه» که گفت: اى پسر رسول خدا! معنى این خبر روایت شده که پاداش لا اله إلّا اللَّه گفتن نظر کردن به وجه خداى تعالى است چیست؟، گفت: «اى ابو الصلت! هر کس خدا را با وجه و چهره‏اى همچون دیگر وجوه و چهره‏ها تشبیه کند، کفر ورزیده است، ولى وجه خدا پیامبران و حجتهاى او صلوات اللَّه علیهم‏اند، که به توسط ایشان به خداى عزّ و جلّ رو و توجه مى‏شود، و نیز به دین و معرفت او». و امام صادق (ع) گفت: «ما وجه خداییم».بنا بر این وجه اللَّه حق تحقق یافته در سنتها و شریعتها و دین او و اولیاى او است، و همه چیز جز آن فانى است، پس بر ما است که به آن متمسک شویم و متغیرها در ما تأثیر نداشته باشد، پس اگر کسى از ما به اعمال نیک و صالح مى‏پردازد، این را براى خدا و لوجه اللَّه انجام دهد، تا به پاداش آن در روز جزا برسد، و اگر عمل صالح نه براى وجه اللَّه بلکه براى ریا صورت بگیرد، آیا مى‏تواند سودى داشته باشد؟( تفسیر هدایت، ج‏14، ص: 320)

ایشان در جای دیگر می فرمایند:

وجه خدا همان نامهاى او است، همچون الرحمن و الباقى و ذو الجلال و الاکرام.... این که نامهاى خدا، همچون ذات او تعالى، منزه است. در آن جا گفت: ذُو الْجَلالِ وَ الْإِکْرامِ یعنى وجه ربّ، و در این جا گفت ذِی الْجَلالِ وَ الْإِکْرامِ یعنى ذات ربّ، ولى تنزیه نامها ذاتى نیست بلکه از خدا است، به همان گونه که ما از گفتن این مطلب قصد آن نداریم که بگوییم نامهاى خدا همان ذات او است ... هرگز ... و امام ابو عبد اللَّه علیه السّلام گفت: «اللَّه غایت کسى است که او را غایت قرار دهد، و غایت شده غیر از غایت است ... و در ربوبیت یگانه است، و خود را به نامحدود بودن توصیف کرده است، پس یاد آورنده خدا جز خدا است، و خدا جز نامهاى او است و هر چه بر آن نام چیزى جز او نهاده شود، آن مخلوق است، مگر ندیده‏اى که مى‏گوید: الْعِزَّةَ لِلَّهِ، العظمة للَّه، و گفت: وَ لِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنى‏ فَادْعُوهُ بِها و گفت: قُلِ ادْعُوا اللَّهَ أَوِ ادْعُوا الرَّحْمنَ أَیًّا ما تَدْعُوا فَلَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنى‏ پس نامها مضاف الیه است، و او توحید و یگانگى خالص است. (تفسیر هدایت، ج‏14، ص: 390)

بله شاید از این منظر هم بتوان دید که خدا دارای دو اسم است یکی اسم لفظی که همان اسماء سلام و مومن و مهیمن و.. است و یکی اسم کونی که انبیاء و ائمه و به ترتیب درجه سایر تکوینیات مانند انسان ها و حیوانات و .. هستند. همانطور که اسماء لفظی حسنی خدا مثل عالم و هادی و ...باقی هستند اسماء حسنی کونی خدا که 14 معصومند نیز باقیند. اما معلوم نیست که منظور آیه علاوه بر بقاء 14 معصوم دیگران را هم شامل شود. قدر متیقن همان 14 معصومند.

 



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » کامران اویسی ( دوشنبه 92/5/7 :: ساعت 2:8 عصر )

<      1   2   3   4      >
»» لیست کل یادداشت های این وبلاگ

چاپ مقاله ای درباره مجتهد شبستری
مقاله بازتاب نفی سبیل در قانون اساسی
انتشار مقاله مشترک دانشجو و استاد درباره سیاق آیه تطهیر
پذیرش مقاله مشترک اویسی و پورعسکری
نجات قاضی نور الله شوشتری با یک بیت شعر
دست نوشته ای برای امام زمان
بررسی روش تحلیل محتوا
چاپ مقاله بررسی تفسیر آیه چهل توبه
اعلام برنامه رساله های قرآنی رادیو قرآن این هفته
جزوه درس بررسی دیدگاه های قرآنی و حدیثی امام خمینی و رهبری
جزوه مکاتب تفسیری جلد یک و دو
[عناوین آرشیوشده]
 

>> بازدید امروز: 259
>> بازدید دیروز: 682
>> مجموع بازدیدها: 483349
» درباره من «

به یاد دوست

» پیوندهای روزانه «

افزایش بازدید
حدیث [24]
وب سایت دکتر سید رضا مودب [45]
رادیو معارف [14]
[آرشیو(4)]

» فهرست موضوعی یادداشت ها «
دکتر[93] . اویسی[89] . استاد[81] . حجت الاسلام[77] . قرآن[65] . شیعه[63] . کامران[61] . کامران اویسی[60] . اسلام[46] . دانشگاه[39] . خبر[32] . تفسیر[29] . اطلاعیه[24] . حدیث[23] . علوم قرآن[22] . قرائت[19] . جزوه[19] . قم[18] . قاری[17] . فقه[17] . وهابیت[17] . سنی[17] . دکتر[16] . کامران اویسی[16] . کامران[15] . مفسر[15] . آموزش[15] . امام زمان[14] . مقاله[14] . دانلود[13] . امام حسین[12] . استاد اویسی[11] . ارشد[11] . تواشیح[11] . دانشجو[11] . حوزه[11] . خویی[10] . تلاوت[10] . مصاحبه[10] . مداحی[9] . معلم[9] . درس[9] . حقوق[9] . پیامبر[8] . مکارم شیرازی[8] . مهدویت[8] . وحید خراسانی[8] . کتاب[7] . مداح[7] . مربی[7] . فاطمه[7] . عکس[7] . اهل سنت[7] . آیت الله[7] . اصول فقه[7] . سخنرانی[7] . روایت[7] . زهرا[7] . صوت و لحن[7] . رساله[6] . حجت الاسلام اویسی[6] . حجاب[6] . دکتری[6] . رجال[6] . اصول[6] . پایان نامه[6] . علم[6] . عربی[6] . علوم قرآنی[6] . علی[6] . کانون[6] . مراجع[6] . معارف[6] . منشاوی[6] . کانون[6] . مصر[5] . قران[5] . فیلم[5] . عزالدین زنجانی[5] . تفسیر ادبی[5] . توحید[5] . تدریس[5] . اسلامی[5] . امام رضا[5] . آخوند[5] . حجت السلام[5] . روایات[5] . سینما[5] . سیستانی[4] . شهادت[4] . صیغه[4] . شیعه و اهل سنت[4] . سبحانی[4] . سبک زندگی[4] . حجیت[4] . خبرگزاری[4] . حضرت زهرا[4] . آزمون[4] . ازدواج[4] . اربعین[4] . امام عصر[4] . امام[4] . امتحان[4] . ظهور[4] . عبدالباسط[4] . علمی[4] . مسیحیت[4] . متعه[4] . مجله[4] . محرم[4] . محقق داماد[4] . مودب[4] . منتقله[4] . معرفت[4] . موشح[4] . ولایت[4] . نوری همدانی[4] . همایش[4] . نمونه سؤال[3] . نکاح[3] . وحی[3] . یادداشت[3] . کریمی[3] . کلام[3] . کنفرانس[3] . موقت[3] . نسخ[3] . نماز[3] . مکتب تفکیک[3] . ملی[3] . مهر[3] . متن[3] . گلپایگانی[3] . مختارنامه[3] . علم امام[3] . غیب[3] . قدر[3] . فسخ[3] . قصاص[3] . اهل بیت[3] . بدن 14 معصوم[3] . پژوهشکده[3] . پاسخ[3] . پاکستان[3] . تاریخ[3] . تقلید[3] . تعزیر[3] . تلوزیون[3] . تفکیک[3] . الاتقان[3] . امام مهدی[3] . احکام[3] . آیه[3] . اخبار[3] . خلقت ائمه[3] . دائم[3] . خمینی[3] . دانشگاه قم[3] . داستان[3] . دین[3] . حکم[3] . حرم حضرت معصومه[3] . حجت الاسلام کامران اویسی[3] . حجت الاسلام و المسلمین[3] . چاپ[3] . جن[3] . زیارت[3] . سنت[3] . سوره[3] . روضه[3] . رمضان[3] . صافی گلپایگانی[3] . طلاق[3] . شاعر[3] . شبهه[3] . شبیری زنجانی[2] . شبهات[2] . شبهات بر شیعه و پاسخ ها[2] . شرک[2] . سیر مطالعاتی[2] . سیوطی[2] . شاگرد نخودکی[2] . سوره جن[2] . طلبه[2] . طنز[2] . صلوات[2] . شمس[2] . صوت[2] . شهید[2] . شیخ[2] . شیخ بهایی[2] . ربا[2] . رسول[2] . رسول الله[2] . روحانی[2] . زندگی نامه صدر[2] . زرتشت[2] . زن[2] . روانشناس[2] . سوال[2] . سریال[2] . سلام[2] . سلحشور[2] . سلفیه[2] . سخنران[2] . جهاد[2] . جوادی املی[2] . جلسه قرآن[2] . حجت[2] . بدعت[2] . حدود[2] . حوزه علمیه[2] . حکم[2] . خدا[2] . دوازده[2] . ذکر[2] . رادیو[2] . دست نوشته[2] . دعا[2] . خودکشی[2] . خامنه ای[2] . اثر[2] . آیت الله وحید خراسانی[2] . آیت الله حاج شیخ مجتبی قزوینی[2] . آیت الله سبحانی[2] . آخوند خراسانی[2] . 1[2] . امام هادی[2] . امام سجاد[2] . امام صادق[2] . انجیل[2] . اندیشه[2] . اعتقادات[2] . الهیات[2] . اصغر فرهادی[2] . ارائه[2] . استخدام[2] . استصحاب[2] . اسماعیل[2] . اطلاعیه1[2] . اطلاعیه2[2] . اعجاز قرآن[2] . تقریب[2] . تفسیری[2] . تلویزیون[2] . تفسیر تطبیقی[2] . ثقلین[2] . جامعه القران[2] . تحقیق[2] . تبریک[2] . تا ثریا[2] . ترجمه[2] . تسبیح[2] . تطبیقی[2] . بلد[2] . پورعسکری[2] . برادران[2] . پژوهش[2] . پژوهشی[2] . امی[2] . برنامه[2] . قضا[2] . کتاب[2] . کربلا[2] . کفایه[2] . کفایه الاصول[2] . علق[2] . فاضل لنکرانی[2] . فقه الحدیث[2] . فقیه[2] . قرآنی[2] . قرائتی[2] . غصب[2] . علوم قرآن و حدیث[2] . فرج[2] . فرزندان[2] . علوم[2] . عراق[2] . علم غیب[2] . عاشورا[2] . عبد الباسط[2] . کشیش[2] . مسجد[2] . مراجع تقلید[2] . مطهری[2] . مؤدب[2] . ماهواره[2] . موسیقی[2] . منابع[2] . مناظره[2] . معرفی کتاب[2] . معصومه[2] . نفس[2] . نقد[2] . نبی[2] . نجف[2] . میرزا مهدی اصفهانی[2] . میرزای قمی[2] . کلاس[2] . کربلا[2] .
» آرشیو مطالب «
مهر 92
آبان 92
شهریور 92
مرداد 92
تیر 92
خرداد 92
فروردین 92
اسفند 91
آبان 91
مهر 91
شهریور 91
فروردین 91
اسفند 90
بهمن 90
مرداد 90
تیر 90
خرداد 90
اسفند 89
دی 89
آذر 89
شهریور 89
تیر 89
اردیبهشت 89
اسفند 88
آذر 92
دی 92
بهمن 92
اسفند 92
فروردین 93
اردیبهشت 93
خرداد 93
شهریور 93
مهر 93
آبان 93
دی 93
بهمن 93
اسفند 93
فروردین 94
اردیبهشت 94
خرداد 94
تیر 94
مرداد 94
آذر 94
اسفند 94
بهمن 94
فروردین 95
خرداد 95
مرداد 95
شهریور 95
مهر 95
آبان 95
آذر 95
دی 95
بهمن 95
تیر 96
اسفند 95
مرداد 96
شهریور 96
مهر 96
آبان 96
آذر 96
دی 96
بهمن 96
اسفند 96
فروردین 97
خرداد 97
مرداد 97
مهر 97
آذر 97
خرداد 98
تیر 98
شهریور 98
آبان 98
آذر 98
دی 98
بهمن 98
اسفند 98

» لوگوی وبلاگ «


» لینک دوستان «
رایان چوب
فروشگاه بیستِ بیست
دیار عاشقان
نگاهی نو به مشاوره
ساده دل تنها
سایت گوناگون دکتر رحمت سخنی Dr.Rahmat Sokhani
سرزمین رویا
farajbabaii
ارواحنا فداک یا زینب
دهکده کوچک ما


» صفحات اختصاصی «

» وضعیت من در یاهو «
یــــاهـو
» طراح قالب «