سفارش تبلیغ
کمک به محرومان
کمک به محرومان
 
 
به یاد دوست
 
 
اندیشه آینه‏اى است تابناک ، و پند روزانه ترساننده‏اى از غل و غش پاک ، و تو را در ادب کردن نفس بس که دورى کنى از آنچه نپسندى از دیگر کس . [نهج البلاغه] 
»» تفاوت تحدی قرآن در یک سوره و ده سوره و کل قرآن

 

قرآن مجید در یک جا مخالفان را دعوت به آوردن مثل قرآن کرده است: "قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلى‏ أَنْ یَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ لا یَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَوْ کانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهیرا (اسراء/ 88)" و در جاى دیگر به آوردن ده سوره همانند قرآن مانند: "قُلْ فَأْتُوا بِعَشْرِ سُوَرٍ مِثْلِهِ مُفْتَرَیاتٍ وَ ادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ کُنْتُمْ صادِقِین‏(هود/ 13)" و در مورد دیگر به آوردن یک سوره مثل سوره‏هاى قرآن: "وَ إِنْ کُنْتُمْ فی‏ رَیْبٍ مِمَّا نَزَّلْنا عَلى‏ عَبْدِنا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ وَ ادْعُوا شُهَداءَکُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ کُنْتُمْ صادِقینَ (بقره/ 23)".

به همین دلیل در میان گروهى از مفسران بحث شده که این تفاوت در تحدى و دعوت به مبارزه براى چیست؟ چرا یک جا همه قرآن و جاى دیگر 10 سوره و جاى دیگر یک سوره؟

در پاسخ این سؤال طرق مختلفى پیموده‏اند:

الف- بعضى معتقدند این تفاوت از قبیل تنزل از مرحله بالاتر به مرحله پائینتر است درست مثل اینکه کسى به دیگرى میگوید: اگر تو هم مثل من در فن نویسندگى و شعر مهارت دارى کتاب و دیوانى همچون کتاب و دیوان من بنویس بعد تنزل مى‏کند و مى‏گوید یک فصل مانند آن را و یا حتى یک صفحه مثل آن ارائه بده! ولى این پاسخ در صورتى صحیح است که سوره‏هاى" اسراء" و" هود" و" یونس" و بقره به همین ترتیب نازل شده باشد، البته آن با ترتیبى که در کتاب" تاریخ القرآن" از" فهرست ابن ندیم" نقل شده سازگار است: چرا که او مى‏گوید: سوره اسراء سوره 48 و هود 49 و یونس 51 و بقره نودمین سوره است که بر پیامبر نازل شده.

اما متاسفانه این سخن با ترتیب معروفى که براى سوره‏هاى فوق در تفاسیر اسلامى آمده است سازگار نمى‏باشد.

ب- بعضى گفته‏اند گرچه ترتیب نزول سوره‏هاى فوق منطبق بر تنزل از مرحله بالا به مرحله پائین نیست، ولى مى‏دانیم که همه آیات یک سوره با هم نازل نمى‏شده چه بسا آیاتى که مدتى بعد نازل مى‏شد به دستور پیامبر ص به خاطر تناسبهایى که داشت در سوره قبل قرار داده مى‏شد. در محل کلام ما نیز ممکن است چنین باشد، و از این رو تاریخ سوره‏هاى فوق منافاتى با تنزل از مرحله بالاتر به پائین‏تر ندارد.

ج- احتمال دیگرى که براى حل این مشکل وجود دارد این است که اصولاواژه" قرآن" واژه‏اى است که به" تمام" و" بعض" قرآن هر دو اطلاق مى‏شود، مثلا در آیه اول سوره جن مى‏خوانیم" إِنَّا سَمِعْنا قُرْآناً عَجَباً":" ما قرآن عجیبى شنیدیم" پیدا است که آنها قسمتى از قرآن را شنیده بودند." قرآن" از ماده قرائت است، و مى‏دانیم قرائت و تلاوت، هم بر کل قرآن صادق است و هم بر جزء آن، بنا بر این تحدى بمثل قرآن مفهومش تمام قرآن نیست و با ده سوره و حتى یک سوره نیز سازگار مى‏باشد.از سوى دیگر" سوره" نیز در اصل به معنى مجموعه و محدوده است، و بر مجموعه‏اى از آیات نیز تطبیق مى‏کند هر چند یک سوره کامل به اصطلاح معمولى نبوده باشد.و به تعبیر دیگر سوره در دو معنى استعمال مى‏شود یکى به معنى مجموع آیاتى که هدف معینى را تعقیب مى‏کند و دیگر یک سوره کامل که با بسم اللَّه شروع و پیش از بسم اللَّه سوره بعد پایان مى‏پذیرد.

شاهد این سخن آیه 86 سوره توبه است آنجا که مى‏فرماید:" وَ إِذا أُنْزِلَتْ سُورَةٌ أَنْ آمِنُوا بِاللَّهِ وَ جاهِدُوا مَعَ رَسُولِهِ ..." (هنگامى که سوره‏اى نازل مى‏شود که ایمان به خدا بیاورید و با پیامبرش جهاد کنید ...) روشن است که منظور از سوره در اینجا همان آیاتى است که هدف فوق (یعنى ایمان به خدا و جهاد) را تعقیب مى‏کند هر چند قسمتى از یک سوره کامل باشد. "راغب" نیز در کتاب" مفردات" در تفسیر آیه اول سوره نور" سُورَةٌ أَنْزَلْناها ..." مى‏گوید:" اى جملة من الاحکام و الحکم ..." همانگونه که ملاحظه مى‏کنیم سوره را به معنى مجموعه‏اى از احکام تفسیر کرده است.بنا بر این فرق چندانى میان" قرآن" و" سوره" و" ده سوره" از نظر مفهوم لغت باقى نمى‏ماند یعنى همه اینها به مجموعه‏اى از آیات قرآن اطلاق مى‏گردد نتیجه اینکه تحدى قرآن به یک کلمه و یک جمله نیست که کسى ادعا کند من‏مى‏توانم مثل آیه" وَ الضُّحى‏" و آیه" مُدْهامَّتانِ" و یا جمله‏هاى ساده‏اى از قرآن را بیاورم، بلکه تحدى در همه جا به مجموعه‏اى از آیات است که هدف مهمى را تعقیب مى‏کند.



.ر.ک: تفسیر نمونه، ج‏9، ص 42- 45.

 



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » کامران اویسی ( یکشنبه 98/6/10 :: ساعت 12:9 عصر )

»» بقاء وجه رب

وَ یَبْقى‏ وَجْهُ رَبِّکَ ذو الجلال و الاکرام(رحمن/27)

 اولا باید گفت که ذوالجلال و الاکرام صفت است برای وجه. نه رب. یعنی وجه خدا     دارای جلالت و کرامت است. حال وجه خدا چیست؟

صاحب تفسیر اطیب البیان اورده است    :

در وجه ربک مجسّمه گفتند، العیاذ مراد صورت خدا است که فرداى قیامت مى‏آید روى     تخت که عرش الهى است مى‏نشیند و حکم میکند و مؤمنین او را مى‏بینند و کفّار ممنوع   هستند، چنانچه یهود و نصارى و مجوس و سایر فرق کفار و مشرکین هم خدا را جسممى‏دانند و این کفر محض است، و اما کسانى که خدا را منزه میدانند از جسم و جسمانى وصرف وجود و محض وجود است حتى مرکب از وجود و ماهیّت هم نیست، بعضى گفتند: مراد ازوجه ربک ذات مقدس او است، و اما در اخبار اهل بیت در بعض آنها گفتند: مراد از وجهدین الهى است که باو باید توجّه کرد که باقى است و از بین رفتنى نیست، چنانچهمیفرماید:
فَأَیْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ بقره آیه 109 و دربسیارى از اخبار دارد وجه اللَّه ائمّه اطهار هستند که تا قیامت باقى و از بینرفتنى نیستند. (اقول): در حدیث ثقلین دارد.
 (
انى تارک فیکم الثقلین کتاب اللَّهو عترتى لن یفترقا حتى یرد اعلى الحوض)
بناء على هذا مى‏گوئیم هر چه موجب توجهبخدا باشد وجه اللَّه است و فانى نمیشود دین قرآن انبیاء ائمّه هدى احکام الهىاطاعت عبادت اعمال صالحه تقوى چون حسن آنها ذاتى است تغییر پذیر نیست و البته باقىاست حتى در حق شهداء مى‏فرماید:
وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِیسَبِیلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْیاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ آل عمرانآیه 163 و در خبر داریم فرمود:
 (
میتنا لم یمت و غائبنا لم یغب).(اطیبالبیان،ج12،ص378)

طبرسی معتقد است:

وَ یَبْقى‏ وَجْهُ رَبِّکَ یعنى ذات حق باقى مى‏ماند و از وجه به کلّ و ذاتتعبیر مى‏شود.(ترجمه جوامع الجامع، ج‏6، ص: 199)

آیت الله مکارم معتقدست: اما «ذُو الْجَلالِ وَ الْإِکْرامِ» که توصیفى است براى «وجه» اشاره به صفات جمال و جلال خداست، زیرا ذو الجلال از صفاتى خبر مى‏دهد کهخداوند «اجل» و برتر از آن است (صفات سلبیه) و «اکرام» به صفاتى اشاره مى‏کند کهحسن و ارزش چیزى را ظاهر مى‏سازد و آن «صفات ثبوتیه» خداوند مانند علم و قدرت وحیات اوست.                        
 
بنابر این معنى آیه روى هم رفته چنینمى‏شود تنها ذات پاک خداوندى که متصف به صفات ثبوتیه و منزه از صفات سلبیه است دراین عالم باقى و برقرار مى‏ماند.(برگزیده تفسیر نمونه، ج‏5، ص: 57)

در روایات آمده است

قالعلی بن الحسین (علیهما السلام): «نحن الوجه الذی یؤتى الله منه».
10322/ [4]-
ابن بابویه، قال: حدثنا أحمد بن زیاد بن جعفر الهمدانی، قال: حدثنا علی بن إبراهیم،عن أبیه إبراهیم بن هاشم، عن عبد السلام بن صالح الهروی، قال: قلت لعلی بن موسىالرضا (علیه السلام): یا بن رسول الله، فما معنى الخبر الذی رووه أن ثواب لا إلهإلا الله النظر إلى وجه الله تعالى؟ فقال (علیه السلام): «یا أبا الصلت، من وصفالله تعالى بوجه کالوجوه فقد کفر، و لکن وجه الله تعالى أنبیاؤه و رسله و حججه (صلوات الله علیهم)، هم الذین بهم یتوجه إلى الله عز و جل و إلى دینه و معرفته، وقال الله تعالى: کُلُّ مَنْ عَلَیْها فانٍ وَ یَبْقى‏ وَجْهُ رَبِّکَ و قال عز وجل:
کُلُّ شَیْ‏ءٍ هالِکٌ إِلَّا وَجْهَهُ».(البرهان فی تفسیر القرآن، ج‏5، ص: 236)

پس به هیچ وجه نمی توان وجه را به خدا یا صفاتش برگرداند زیرا باعث کفر است و منظور از وجه معصومین هستند که با توجه دادن به دین خدا وجه الله هستند.

آنها گرچه حادثند اما باقی به بقاء خدایند و دیگران از ممکنات باقی به ابقاء خدایند.

عدد ابجدی حروف کلمه وجه نیز 14 می شود(تفسیر القرآن الکریم (الخمینی)، ج‏2، ص: 333) که شاید 14 معصوم را بتوان استحسان نمود.

 

شاید تا حدودی سخن آیت الله مدرسی به بیان ما نزدیک باشد. ایشان می فرماید:

پس آیا وجه خدا که پس از فناى همه چیزها باقى مى‏ماند چیست؟ الفاظ ظاهر مادى و تجسمى خود را در هنگام سخن گفتن از پروردگار قدّوس ما سبحانه و تعالى از دست مى‏دهند، پس دست خدا چیزى جز قدرت او نیست، و عین او چیزى جز علم و گواه بودن بر هر چیز نیست، و نیز وجه و روى او، آن چیزى است که به آن در برابر آفریدگان خود تجلّى مى‏کند، تا هر کس بخواهد از این راه او را بشناسد، و نور او را به میانجیگرى کسى او را دوست دارد ببیند، مگر ما افراد بشر همانندان خویش را به میانجیگرى چهره‏هاى ظاهرى ایشان نمى‏شناسیم، و خداوند متعال از داشتن مثل برتر است، و وجه آشکار براى پروردگار ما همان دین او است که سنتها و شرایع و حقایقى را که دلالت بر او دارند شامل مى‏شود، و امام امیر المؤمنین (ع) گفته است: کُلُّ شَیْ‏ءٍ هالِکٌ إِلَّا وَجْهَهُ که مراد از آن این است که هر چیز جز دین او از میان مى‏رود، چه محال است که خدا همه چیز را هلاک کند و وجه را باقى گذارد، او از این کار برتر و بزرگتر است، بلکه هر کس و هر چه را هلاک مى‏کند که از او نباشد، مگر ندیده‏اى که خداوند متعال گفته است: کُلُّ مَنْ عَلَیْها فانٍ وَ یَبْقى‏ وَجْهُ رَبِّکَ و بدین گونه وجه خود را از خلق جدا کرده‏است». دین در کسانى تجلّى پیدا مى‏کند که به آن تحقق مى‏بخشند، همچون پیامبران و امامان هدایت کننده به خدا، و امام رضا علیه السلام در پاسخ پرسش ابو الصلت از او درباره «وجه اللَّه» که گفت: اى پسر رسول خدا! معنى این خبر روایت شده که پاداش لا اله إلّا اللَّه گفتن نظر کردن به وجه خداى تعالى است چیست؟، گفت: «اى ابو الصلت! هر کس خدا را با وجه و چهره‏اى همچون دیگر وجوه و چهره‏ها تشبیه کند، کفر ورزیده است، ولى وجه خدا پیامبران و حجتهاى او صلوات اللَّه علیهم‏اند، که به توسط ایشان به خداى عزّ و جلّ رو و توجه مى‏شود، و نیز به دین و معرفت او». و امام صادق (ع) گفت: «ما وجه خداییم».بنا بر این وجه اللَّه حق تحقق یافته در سنتها و شریعتها و دین او و اولیاى او است، و همه چیز جز آن فانى است، پس بر ما است که به آن متمسک شویم و متغیرها در ما تأثیر نداشته باشد، پس اگر کسى از ما به اعمال نیک و صالح مى‏پردازد، این را براى خدا و لوجه اللَّه انجام دهد، تا به پاداش آن در روز جزا برسد، و اگر عمل صالح نه براى وجه اللَّه بلکه براى ریا صورت بگیرد، آیا مى‏تواند سودى داشته باشد؟( تفسیر هدایت، ج‏14، ص: 320)

ایشان در جای دیگر می فرمایند:

وجه خدا همان نامهاى او است، همچون الرحمن و الباقى و ذو الجلال و الاکرام.... این که نامهاى خدا، همچون ذات او تعالى، منزه است. در آن جا گفت: ذُو الْجَلالِ وَ الْإِکْرامِ یعنى وجه ربّ، و در این جا گفت ذِی الْجَلالِ وَ الْإِکْرامِ یعنى ذات ربّ، ولى تنزیه نامها ذاتى نیست بلکه از خدا است، به همان گونه که ما از گفتن این مطلب قصد آن نداریم که بگوییم نامهاى خدا همان ذات او است ... هرگز ... و امام ابو عبد اللَّه علیه السّلام گفت: «اللَّه غایت کسى است که او را غایت قرار دهد، و غایت شده غیر از غایت است ... و در ربوبیت یگانه است، و خود را به نامحدود بودن توصیف کرده است، پس یاد آورنده خدا جز خدا است، و خدا جز نامهاى او است و هر چه بر آن نام چیزى جز او نهاده شود، آن مخلوق است، مگر ندیده‏اى که مى‏گوید: الْعِزَّةَ لِلَّهِ، العظمة للَّه، و گفت: وَ لِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنى‏ فَادْعُوهُ بِها و گفت: قُلِ ادْعُوا اللَّهَ أَوِ ادْعُوا الرَّحْمنَ أَیًّا ما تَدْعُوا فَلَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنى‏ پس نامها مضاف الیه است، و او توحید و یگانگى خالص است. (تفسیر هدایت، ج‏14، ص: 390)

بله شاید از این منظر هم بتوان دید که خدا دارای دو اسم است یکی اسم لفظی که همان اسماء سلام و مومن و مهیمن و.. است و یکی اسم کونی که انبیاء و ائمه و به ترتیب درجه سایر تکوینیات مانند انسان ها و حیوانات و .. هستند. همانطور که اسماء لفظی حسنی خدا مثل عالم و هادی و ...باقی هستند اسماء حسنی کونی خدا که 14 معصومند نیز باقیند. اما معلوم نیست که منظور آیه علاوه بر بقاء 14 معصوم دیگران را هم شامل شود. قدر متیقن همان 14 معصومند.

 



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » کامران اویسی ( دوشنبه 92/5/7 :: ساعت 2:8 عصر )

»» لیست کل یادداشت های این وبلاگ

جزوه تاریح حدیث اویسی مودب
جزوه فقه الحدیث ارشد
گزارش برگزاری کرسی ترویجی چیستی روایات منتقله
تفسیر همگام با وحی
جزوه طرح درس صلاحیت های مدرسی
مؤتفکات
سخنرانی دکتر اویسی در شهادت حضرت زهرا (س)
معرفی منابع برای دانشجویان دانشگاه های مختلف
[عناوین آرشیوشده]
 

>> بازدید امروز: 71
>> بازدید دیروز: 150
>> مجموع بازدیدها: 442239
» درباره من «

به یاد دوست

» پیوندهای روزانه «

افزایش بازدید
حدیث [24]
وب سایت دکتر سید رضا مودب [44]
رادیو معارف [14]
[آرشیو(4)]

» فهرست موضوعی یادداشت ها «
دکتر[89] . اویسی[80] . استاد[79] . حجت الاسلام[77] . شیعه[62] . قرآن[61] . کامران اویسی[59] . کامران[53] . اسلام[46] . دانشگاه[36] . خبر[30] . تفسیر[28] . حدیث[22] . علوم قرآن[22] . اطلاعیه[21] . قرائت[19] . قم[18] . قاری[17] . جزوه[17] . دکتر[16] . سنی[16] . کامران اویسی[16] . فقه[16] . وهابیت[16] . مفسر[15] . آموزش[15] . کامران[14] . امام زمان[13] . دانلود[13] . امام حسین[12] . استاد اویسی[11] . تواشیح[11] . حوزه[11] . خویی[10] . تلاوت[10] . ارشد[10] . مقاله[10] . مصاحبه[10] . معلم[9] . مداحی[9] . دانشجو[9] . درس[8] . حقوق[8] . پیامبر[8] . مکارم شیرازی[8] . مهدویت[8] . وحید خراسانی[8] . مداح[7] . مربی[7] . فاطمه[7] . عکس[7] . آیت الله[7] . اصول فقه[7] . روایت[7] . زهرا[7] . سخنرانی[7] . صوت و لحن[7] . عربی[6] . رجال[6] . حجاب[6] . حجت الاسلام اویسی[6] . اصول[6] . اهل سنت[6] . علم[6] . علوم قرآنی[6] . علی[6] . کانون[6] . مراجع[6] . معارف[6] . منشاوی[6] . کانون[6] . کتاب[5] . مصر[5] . قران[5] . فیلم[5] . پایان نامه[5] . توحید[5] . تفسیر ادبی[5] . تدریس[5] . اسلامی[5] . امام رضا[5] . آخوند[5] . حجت السلام[5] . رساله[5] . دکتری[5] . عزالدین زنجانی[5] . روایات[5] . سینما[5] . سبحانی[4] . عبدالباسط[4] . صیغه[4] . سیستانی[4] . شیعه و اهل سنت[4] . شهادت[4] . حجیت[4] . حضرت زهرا[4] . خبرگزاری[4] . آزمون[4] . ازدواج[4] . اربعین[4] . امام عصر[4] . امتحان[4] . متعه[4] . معرفت[4] . منتقله[4] . مسیحیت[4] . محرم[4] . محقق داماد[4] . مودب[4] . موشح[4] . نوری همدانی[4] . نمونه سؤال[3] . نماز[3] . وحی[3] . نکاح[3] . موقت[3] . مهر[3] . نسخ[3] . مختارنامه[3] . مکتب تفکیک[3] . گلپایگانی[3] . قصاص[3] . فسخ[3] . قدر[3] . غیب[3] . علم امام[3] . علمی[3] . کریمی[3] . کلام[3] . ولایت[3] . یادداشت[3] . امام مهدی[3] . امام[3] . الاتقان[3] . احکام[3] . اخبار[3] . تاریخ[3] . تفکیک[3] . تعزیر[3] . تلوزیون[3] . تقلید[3] . جن[3] . پاسخ[3] . پاکستان[3] . اهل بیت[3] . پژوهشکده[3] . بدن 14 معصوم[3] . حکم[3] . خلقت ائمه[3] . داستان[3] . حرم حضرت معصومه[3] . حجت الاسلام کامران اویسی[3] . حجت الاسلام و المسلمین[3] . رمضان[3] . دائم[3] . دانشگاه قم[3] . شبهه[3] . صافی گلپایگانی[3] . طلاق[3] . ظهور[3] . سبک زندگی[3] . روضه[3] . زیارت[3] . دین[3] . شاعر[3] . شبهات[2] . شبهات بر شیعه و پاسخ ها[2] . شاگرد نخودکی[2] . سیر مطالعاتی[2] . سیوطی[2] . سوال[2] . سوره[2] . سنت[2] . سلحشور[2] . سوره جن[2] . زرتشت[2] . زن[2] . سخنران[2] . زندگی نامه صدر[2] . سریال[2] . طنز[2] . طلبه[2] . صلوات[2] . عاشورا[2] . عبد الباسط[2] . عراق[2] . شمس[2] . شیخ[2] . شیخ بهایی[2] . شبیری زنجانی[2] . شرک[2] . حدود[2] . دعا[2] . روانشناس[2] . ربا[2] . روحانی[2] . ذکر[2] . دوازده[2] . رسول[2] . رسول الله[2] . جوادی املی[2] . حجت[2] . خودکشی[2] . خامنه ای[2] . خمینی[2] . حوزه علمیه[2] . حکم[2] . برادران[2] . امی[2] . تبریک[2] . بلد[2] . جهاد[2] . جلسه قرآن[2] . ثقلین[2] . جامعه القران[2] . پژوهشی[2] . تلویزیون[2] . تا ثریا[2] . ترجمه[2] . تقریب[2] . تفسیری[2] . تفسیر تطبیقی[2] . تسبیح[2] . آیه[2] . آیت الله وحید خراسانی[2] . اثر[2] . ارائه[2] . آیت الله حاج شیخ مجتبی قزوینی[2] . آیت الله سبحانی[2] . آخوند خراسانی[2] . 1[2] . الهیات[2] . اعتقادات[2] . امام هادی[2] . امام سجاد[2] . امام صادق[2] . انجیل[2] . اندیشه[2] . استصحاب[2] . استخدام[2] . اسماعیل[2] . اصغر فرهادی[2] . اطلاعیه1[2] . اطلاعیه2[2] . اعجاز قرآن[2] . وزارت علوم[2] . کودکان[2] . کلاس[2] . کربلا[2] . کرسی[2] . علوم[2] . صوت[2] . علق[2] . علم غیب[2] . غصب[2] . علوم قرآن و حدیث[2] . فقه الحدیث[2] . فرزندان[2] . قضا[2] . فاضل لنکرانی[2] . قرائتی[2] . کتاب[2] . کربلا[2] . مؤدب[2] . کفایه[2] . کفایه الاصول[2] . ماهواره[2] . متن[2] . مجله[2] . مناظره[2] . منابع[2] . مطهری[2] . معصومه[2] . معرفی کتاب[2] . کشیش[2] . مراجع تقلید[2] . مسجد[2] . نزول[2] . نبی[2] . نجف[2] . میرزای قمی[2] . موسیقی[2] . میرزا مهدی اصفهانی[2] . نمونه[2] . همایش[2] . نفس[2] . نقد[2] . نقد وهابیت . نگارش . نماز غفیله . نماز قضا . نماز مستحبی . نمایشگاه . نور . نورا قر . نوره . نوشهر . نوظهور . نیاز . نیاز سنجی .
» آرشیو مطالب «
مهر 92
آبان 92
شهریور 92
مرداد 92
تیر 92
خرداد 92
فروردین 92
اسفند 91
آبان 91
مهر 91
شهریور 91
فروردین 91
اسفند 90
بهمن 90
مرداد 90
تیر 90
خرداد 90
اسفند 89
دی 89
آذر 89
شهریور 89
تیر 89
اردیبهشت 89
اسفند 88
آذر 92
دی 92
بهمن 92
اسفند 92
فروردین 93
اردیبهشت 93
خرداد 93
شهریور 93
مهر 93
آبان 93
دی 93
بهمن 93
اسفند 93
فروردین 94
اردیبهشت 94
خرداد 94
تیر 94
مرداد 94
آذر 94
اسفند 94
بهمن 94
فروردین 95
خرداد 95
مرداد 95
شهریور 95
مهر 95
آبان 95
آذر 95
دی 95
بهمن 95
تیر 96
اسفند 95
مرداد 96
شهریور 96
مهر 96
آبان 96
آذر 96
دی 96
بهمن 96
اسفند 96
فروردین 97
خرداد 97
مرداد 97
مهر 97
آذر 97
خرداد 98
تیر 98
شهریور 98
آبان 98
آذر 98
دی 98
بهمن 98

» لوگوی وبلاگ «


» لینک دوستان «
رایان چوب
فروشگاه بیستِ بیست
دیار عاشقان
نگاهی نو به مشاوره
ساده دل تنها
سایت گوناگون دکتر رحمت سخنی Dr.Rahmat Sokhani
سرزمین رویا
farajbabaii
ارواحنا فداک یا زینب
دهکده کوچک ما


» صفحات اختصاصی «

» وضعیت من در یاهو «
یــــاهـو
» طراح قالب «