سفارش تبلیغ
صبا ویژن
 
به یاد دوست
درباره وبلاگ


کاش بنده خدا باشم.
پنج شنبه 92 مهر 11 :: 12:25 عصر ::  نویسنده : کامران اویسی

دانلود قرائت عبدالباسط سوره شمس

http://uplod.ir/0pn6zba2rdhz/shams.mp3.htm




موضوع مطلب : قرائت, عبدالباسط, شمس, دانلود, تلاوت, قرآن, اسلام, آموزش
شنبه 92 مرداد 26 :: 11:23 عصر ::  نویسنده : کامران اویسی

این تلاوت برای تقلید خوب است زیرا نسبتاً آموزشی است و در فضای استودیو اجرا شده است. امید است لذت ببرید. برای افرادی که در مراحل اولیه قرائت قرآن هستند توصیه می شود. ضمننا استاد از آیه 192 شعراء تلاوت کرده است.عبد الباسط

http://uplod.ir/xxwcthop1fvk/shoara_192.mp3.htm




موضوع مطلب : تلاوت, تقلید, قرائت, قرآن, عبد الباسط, باسط, مصری
دوشنبه 92 مرداد 7 :: 2:8 عصر ::  نویسنده : کامران اویسی

وَ یَبْقى‏ وَجْهُ رَبِّکَ ذو الجلال و الاکرام(رحمن/27)

 اولا باید گفت که ذوالجلال و الاکرام صفت است برای وجه. نه رب. یعنی وجه خدا     دارای جلالت و کرامت است. حال وجه خدا چیست؟

صاحب تفسیر اطیب البیان اورده است    :

در وجه ربک مجسّمه گفتند، العیاذ مراد صورت خدا است که فرداى قیامت مى‏آید روى     تخت که عرش الهى است مى‏نشیند و حکم میکند و مؤمنین او را مى‏بینند و کفّار ممنوع   هستند، چنانچه یهود و نصارى و مجوس و سایر فرق کفار و مشرکین هم خدا را جسممى‏دانند و این کفر محض است، و اما کسانى که خدا را منزه میدانند از جسم و جسمانى وصرف وجود و محض وجود است حتى مرکب از وجود و ماهیّت هم نیست، بعضى گفتند: مراد ازوجه ربک ذات مقدس او است، و اما در اخبار اهل بیت در بعض آنها گفتند: مراد از وجهدین الهى است که باو باید توجّه کرد که باقى است و از بین رفتنى نیست، چنانچهمیفرماید:
فَأَیْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ بقره آیه 109 و دربسیارى از اخبار دارد وجه اللَّه ائمّه اطهار هستند که تا قیامت باقى و از بینرفتنى نیستند. (اقول): در حدیث ثقلین دارد.
 (
انى تارک فیکم الثقلین کتاب اللَّهو عترتى لن یفترقا حتى یرد اعلى الحوض)
بناء على هذا مى‏گوئیم هر چه موجب توجهبخدا باشد وجه اللَّه است و فانى نمیشود دین قرآن انبیاء ائمّه هدى احکام الهىاطاعت عبادت اعمال صالحه تقوى چون حسن آنها ذاتى است تغییر پذیر نیست و البته باقىاست حتى در حق شهداء مى‏فرماید:
وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِیسَبِیلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْیاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ آل عمرانآیه 163 و در خبر داریم فرمود:
 (
میتنا لم یمت و غائبنا لم یغب).(اطیبالبیان،ج12،ص378)

طبرسی معتقد است:

وَ یَبْقى‏ وَجْهُ رَبِّکَ یعنى ذات حق باقى مى‏ماند و از وجه به کلّ و ذاتتعبیر مى‏شود.(ترجمه جوامع الجامع، ج‏6، ص: 199)

آیت الله مکارم معتقدست: اما «ذُو الْجَلالِ وَ الْإِکْرامِ» که توصیفى است براى «وجه» اشاره به صفات جمال و جلال خداست، زیرا ذو الجلال از صفاتى خبر مى‏دهد کهخداوند «اجل» و برتر از آن است (صفات سلبیه) و «اکرام» به صفاتى اشاره مى‏کند کهحسن و ارزش چیزى را ظاهر مى‏سازد و آن «صفات ثبوتیه» خداوند مانند علم و قدرت وحیات اوست.                        
 
بنابر این معنى آیه روى هم رفته چنینمى‏شود تنها ذات پاک خداوندى که متصف به صفات ثبوتیه و منزه از صفات سلبیه است دراین عالم باقى و برقرار مى‏ماند.(برگزیده تفسیر نمونه، ج‏5، ص: 57)

در روایات آمده است

قالعلی بن الحسین (علیهما السلام): «نحن الوجه الذی یؤتى الله منه».
10322/ [4]-
ابن بابویه، قال: حدثنا أحمد بن زیاد بن جعفر الهمدانی، قال: حدثنا علی بن إبراهیم،عن أبیه إبراهیم بن هاشم، عن عبد السلام بن صالح الهروی، قال: قلت لعلی بن موسىالرضا (علیه السلام): یا بن رسول الله، فما معنى الخبر الذی رووه أن ثواب لا إلهإلا الله النظر إلى وجه الله تعالى؟ فقال (علیه السلام): «یا أبا الصلت، من وصفالله تعالى بوجه کالوجوه فقد کفر، و لکن وجه الله تعالى أنبیاؤه و رسله و حججه (صلوات الله علیهم)، هم الذین بهم یتوجه إلى الله عز و جل و إلى دینه و معرفته، وقال الله تعالى: کُلُّ مَنْ عَلَیْها فانٍ وَ یَبْقى‏ وَجْهُ رَبِّکَ و قال عز وجل:
کُلُّ شَیْ‏ءٍ هالِکٌ إِلَّا وَجْهَهُ».(البرهان فی تفسیر القرآن، ج‏5، ص: 236)

پس به هیچ وجه نمی توان وجه را به خدا یا صفاتش برگرداند زیرا باعث کفر است و منظور از وجه معصومین هستند که با توجه دادن به دین خدا وجه الله هستند.

آنها گرچه حادثند اما باقی به بقاء خدایند و دیگران از ممکنات باقی به ابقاء خدایند.

عدد ابجدی حروف کلمه وجه نیز 14 می شود(تفسیر القرآن الکریم (الخمینی)، ج‏2، ص: 333) که شاید 14 معصوم را بتوان استحسان نمود.

 

شاید تا حدودی سخن آیت الله مدرسی به بیان ما نزدیک باشد. ایشان می فرماید:

پس آیا وجه خدا که پس از فناى همه چیزها باقى مى‏ماند چیست؟ الفاظ ظاهر مادى و تجسمى خود را در هنگام سخن گفتن از پروردگار قدّوس ما سبحانه و تعالى از دست مى‏دهند، پس دست خدا چیزى جز قدرت او نیست، و عین او چیزى جز علم و گواه بودن بر هر چیز نیست، و نیز وجه و روى او، آن چیزى است که به آن در برابر آفریدگان خود تجلّى مى‏کند، تا هر کس بخواهد از این راه او را بشناسد، و نور او را به میانجیگرى کسى او را دوست دارد ببیند، مگر ما افراد بشر همانندان خویش را به میانجیگرى چهره‏هاى ظاهرى ایشان نمى‏شناسیم، و خداوند متعال از داشتن مثل برتر است، و وجه آشکار براى پروردگار ما همان دین او است که سنتها و شرایع و حقایقى را که دلالت بر او دارند شامل مى‏شود، و امام امیر المؤمنین (ع) گفته است: کُلُّ شَیْ‏ءٍ هالِکٌ إِلَّا وَجْهَهُ که مراد از آن این است که هر چیز جز دین او از میان مى‏رود، چه محال است که خدا همه چیز را هلاک کند و وجه را باقى گذارد، او از این کار برتر و بزرگتر است، بلکه هر کس و هر چه را هلاک مى‏کند که از او نباشد، مگر ندیده‏اى که خداوند متعال گفته است: کُلُّ مَنْ عَلَیْها فانٍ وَ یَبْقى‏ وَجْهُ رَبِّکَ و بدین گونه وجه خود را از خلق جدا کرده‏است». دین در کسانى تجلّى پیدا مى‏کند که به آن تحقق مى‏بخشند، همچون پیامبران و امامان هدایت کننده به خدا، و امام رضا علیه السلام در پاسخ پرسش ابو الصلت از او درباره «وجه اللَّه» که گفت: اى پسر رسول خدا! معنى این خبر روایت شده که پاداش لا اله إلّا اللَّه گفتن نظر کردن به وجه خداى تعالى است چیست؟، گفت: «اى ابو الصلت! هر کس خدا را با وجه و چهره‏اى همچون دیگر وجوه و چهره‏ها تشبیه کند، کفر ورزیده است، ولى وجه خدا پیامبران و حجتهاى او صلوات اللَّه علیهم‏اند، که به توسط ایشان به خداى عزّ و جلّ رو و توجه مى‏شود، و نیز به دین و معرفت او». و امام صادق (ع) گفت: «ما وجه خداییم».بنا بر این وجه اللَّه حق تحقق یافته در سنتها و شریعتها و دین او و اولیاى او است، و همه چیز جز آن فانى است، پس بر ما است که به آن متمسک شویم و متغیرها در ما تأثیر نداشته باشد، پس اگر کسى از ما به اعمال نیک و صالح مى‏پردازد، این را براى خدا و لوجه اللَّه انجام دهد، تا به پاداش آن در روز جزا برسد، و اگر عمل صالح نه براى وجه اللَّه بلکه براى ریا صورت بگیرد، آیا مى‏تواند سودى داشته باشد؟( تفسیر هدایت، ج‏14، ص: 320)

ایشان در جای دیگر می فرمایند:

وجه خدا همان نامهاى او است، همچون الرحمن و الباقى و ذو الجلال و الاکرام.... این که نامهاى خدا، همچون ذات او تعالى، منزه است. در آن جا گفت: ذُو الْجَلالِ وَ الْإِکْرامِ یعنى وجه ربّ، و در این جا گفت ذِی الْجَلالِ وَ الْإِکْرامِ یعنى ذات ربّ، ولى تنزیه نامها ذاتى نیست بلکه از خدا است، به همان گونه که ما از گفتن این مطلب قصد آن نداریم که بگوییم نامهاى خدا همان ذات او است ... هرگز ... و امام ابو عبد اللَّه علیه السّلام گفت: «اللَّه غایت کسى است که او را غایت قرار دهد، و غایت شده غیر از غایت است ... و در ربوبیت یگانه است، و خود را به نامحدود بودن توصیف کرده است، پس یاد آورنده خدا جز خدا است، و خدا جز نامهاى او است و هر چه بر آن نام چیزى جز او نهاده شود، آن مخلوق است، مگر ندیده‏اى که مى‏گوید: الْعِزَّةَ لِلَّهِ، العظمة للَّه، و گفت: وَ لِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنى‏ فَادْعُوهُ بِها و گفت: قُلِ ادْعُوا اللَّهَ أَوِ ادْعُوا الرَّحْمنَ أَیًّا ما تَدْعُوا فَلَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنى‏ پس نامها مضاف الیه است، و او توحید و یگانگى خالص است. (تفسیر هدایت، ج‏14، ص: 390)

بله شاید از این منظر هم بتوان دید که خدا دارای دو اسم است یکی اسم لفظی که همان اسماء سلام و مومن و مهیمن و.. است و یکی اسم کونی که انبیاء و ائمه و به ترتیب درجه سایر تکوینیات مانند انسان ها و حیوانات و .. هستند. همانطور که اسماء لفظی حسنی خدا مثل عالم و هادی و ...باقی هستند اسماء حسنی کونی خدا که 14 معصومند نیز باقیند. اما معلوم نیست که منظور آیه علاوه بر بقاء 14 معصوم دیگران را هم شامل شود. قدر متیقن همان 14 معصومند.

 




موضوع مطلب : تفسیر, قرآن, شیعه, بقاء, وجه, رحمن, نمونه, روایات, اطیب البیان
پنج شنبه 92 مرداد 3 :: 5:51 صبح ::  نویسنده : کامران اویسی

این تلاوت برای تقلید خوب است زیرا نسبتاً آموزشی است و در فضای استودیو اجرا شده است. امید است لذت ببرید. برای افرادی که در مراحل اولیه قرائت قرآن هستند توصیه می شود. ضمننا استاد از آیه 192 شعراء تلاوت کرده است.عبد الباسطعبدالباسط

http://uplod.ir/xxwcthop1fvk/shoara_192.mp3.htm




موضوع مطلب : قرآن, قرائت, دانلود, تلاوت, عبدالباسط, شعراء
سه شنبه 92 مرداد 1 :: 5:14 صبح ::  نویسنده : کامران اویسی

طبق سنوات قبل در تابستان

از ساعت 16 تا 19

هر روز در مرکز قرآن و عترت

حرم حضرت

معصومه سلام الله علیها

کلاس های آموزش

 صوت و لحن و کارگاه تجوید

 استاد اویسی

دایر

می باشد

علاقه مندان به مرکز قرآن و عترت مراجعه فرمایند.




موضوع مطلب : اطلاعیه, حرم حضرت معصومه, قم, قرآن, مرکز قرآن و عترت, اویسی, استاد اویسی, کامران اویسی
سه شنبه 92 تیر 25 :: 1:49 عصر ::  نویسنده : کامران اویسی

خطابات شفاهی عنوانی است در اصول فقه که در کتاب کفایه آمده و بررسی می کند که مخاطب عمومات قرآنی فقط حاضرین در مجلس هستند یا غیر مشافهین و غائبین و حتی معدومین یعنی آیندگان را هم شامل می شوند بر این اساس برخی مثل میرزای قمی قائلند که فقط مشافهین مقصودین بالافهام هستند و غیر آنها از طریق اشتراک در تکلیف مورد خطابند. ولی مشهور قائل است که خطابات قرآن به نحو قضیه حقیقیه است که مقدر الوجود را هم در بر می گیرد. نه قضیه خارجیه که موجودین فعلی در خارج را شامل شود.




موضوع مطلب : قرآن, میرزای قمی, اصول, اصول فقه, آخوند, کفایه, خطابات, قرآنی
شنبه 92 تیر 22 :: 12:1 صبح ::  نویسنده : کامران اویسی

از برخی روایات بر می آید که عربی مبین که قرآن در سوره فصلت آیه سوم بیان می کند همان غربی واضح و روشنی است که به اسماعیل علیه السلام الهام شد سپس توسط کافر شدن  افراد پس از او این عربی دوباره گنگ و غیر فصیح شد تا قرآن به همان زبان عربی مبین اسماعیل علیه السلام به پیامبر اسلام (ص) وحی شد. پس عربی مبین غیر از عربی عرف عرب عصر نزول است و برای فهم زبان فصیح قرآن باید به کسانی مراجعه کرد که عربی مبین را یاد گرفته اند نه هر صحابی و عربی یعنی باید به مبین قرآن که پیامبر و آلش است مراجعه نمود.

روایات ذیل در برخی کتب پیدا شده است:

 

قال یُونُس بْنُ حَبِیب

أَوَّل مَنْ تَکَلَّم بالعَرَبِیَّة إِسمَاعِیلُ علیهِ السَّلام.

ثُمَ

 

 

 

 

قَال مُحَمَّدْ بْنُ سَلَّام: أَخبَرنِی مِسْمَعُ بْنُ عَبْدِ المَلِک أَنَّه سَمِعَ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِیّ یقول

 

: أَوَّلُ من تَکَلَّم بالعربیة

و نَسِی لِسَان أَبِیه إِسماعِیلُ علیه السَّلامُ

، و

أَخرَجَ الحاکِم فی المُسْتَدْرَک و صَحَّحه و البَیْهَقِیُّ فی شعب الإِیمان من طَرِیق سُفَیَان الثَّوْرِیّ عن جَعْفَر بْنِ مُحَمَّد عن أَبِیه عن جَابِر

 

«أَنَّ رسول اللَّه صلى اللّه علیه و سلم تَلَا قُرْآناً عَرَبِیًّا لِقَوْمٍ یَعْلَمُونَ «6» ثم قَالَ: أُلْهِمَإِسمَاعِیلُ هَذَا اللِّسَان العَرَبِیّ

إِلْهَاماً.

و

قال الشِّیرَازیُّ فی الأَلْقَاب

 

: أَولُ من فُتقَ لِسَانُه بالعَرَبِیَّة

المُبِینَة إِسْمَاعِیلُ علیه السَّلَام و هُوَ ابنُ أَربَعَ عَشْرَةَ سَنَة.

قال شَیْخُنَا: و لهم کَلَامٌ طَوِیل، الأَشهَرُ منه القَوْلَانِ المَذْکُورَان. و وُفِّق بینَهُما بأَنَ

 

یَعْرُبَ أَوّلُ مَنْ نَطَق بمَنْطق العَرَبِیَّة، و إِسْمَاعیل هو أَوّلُ مَنْ نَطق بالعَرَبِیَّة

الخَالصَة الحِجَازِیَّة التی أُنْزِلَ عَلَیْهَا القُرآنُ، انتهى.

تاج العروس من جواهر القاموس ؛ ج2 ؛ ص223

 

 

 

وَ إِسْمَاعِیلُ أَوَّلُ مَنْ فَتَقَ لِسَانَهُ بِالْعَرَبِیَّةِ الْمُبَیِّنَةِ الَّتِی نَزَلَ بِهَا الْقُرْآن

ابن بطریق، یحیى بن حسن، عمدة عیون صحاح الأخبار فی مناقب إمام الأبرار، 1جلد، جماعه المدرسین بقم، مؤسسة النشر الاسلامی - قم، چاپ: اول، 1407 ق.

[ 86 % ]

 

85- مد، العمدة من مسند عبد الله بن أحمد بن حنبل عن أبیه قال علی بن أبی طالب و اسم أبی طالب عبد مناف بن عبد المطلب و اسم عبد المطلب شیبة الحمد بن هاشم و اسم هاشم عمرو بن عبد مناف و اسم عبد مناف المغیرة بن قصی و اسم قصی زید بن کلاب بن مرة بن کعب بن لؤی بن غالب بن فهر بن مالک بن النضر بن کنانة بن خزیمة بن مدرکة بن إلیاس بن مضر بن نزار بن معد بن عدنان بن أد بن أدد بن الهمیسع بن یشجب و قیل أشجب بن نبت بن قیدار بن إسماعیل و إسماعیل أول من فتق لسانه بالعربیة المبینة التی نزل بها القرآن و أول من رکب الخیل و کانت وحوشا و هو ابن عرق الثرى خلیل الله إبراهیم بن تارخ بن ناخور و قیل الناخر بن ساروع بن أرغو بن قالع و هوقاسم الأرض بین أهلها ابن عامر و هو هود النبی ع ابن شالخ بن أرفخشد و هو الرافد بن سام بن نوح بن مالک و هو فی لغة العرب ملکان بن المتوشلخ و هو المثوب بن أخنخ و هو إدریس النبی ع ابن یرد و هو الیارد بن مهلائیل بن قینان بن أنوش و هو الطاهر بن شیث و هو هبة الله و یقال أیضا شاث بن آدم أبی البشر ع.

 

مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بیروت)، 111جلد، دار إحیاء التراث العربی - بیروت، چاپ: دوم، 1403 ق.




موضوع مطلب : عربی مبین, فصلت, اسماعیل, قرآن
یکشنبه 92 فروردین 25 :: 2:36 صبح ::  نویسنده : کامران اویسی

دانلود سخنرانی استاد حجت لاسلام کامران اویسی به مناسبت شهادت حضرت زهرا فروردین 92

در چند قسمت 5 دقیقه ای

قسمت اول

http://uplod.ir/21zbjsc6fqlp/part1.mp3.htm

قسمت دوم

http://uplod.ir/veacslb7b4b8/part2.mp3.htm

قسمت سوم

http://uplod.ir/qf8xr5n33lc2/part3.mp3.htm

 

 




موضوع مطلب : کامران اویسی, سخنرانی, قرآن, تفسیر, قدر, دخان, شهادت زهرا, حجت الاسلام کامران اویسی
یکشنبه 92 فروردین 25 :: 1:14 صبح ::  نویسنده : کامران اویسی

شروع کلاسهای صوت و لحن

 استاد اویسی

ترم بهار

در حرم حضرت معصومه

روزهای زوج ساعت 18 تا 22




موضوع مطلب : اطلاعیه, قرآن, صوت و لحن, قرائت, استاد اویسی, کامران اویسی, حجت الاسلام اویسی, حرم حضرت معصومه, قم

مالک جهانها و جهانیان که مصالح مملوک خود را حکیمانه تدبیر مى‏کند و در این زمینه به انسان توجه ویژه‏اى دارد، نپسندید که زحمات پیامبرش در تبلیغ و تبیین قرآن و امورى که پس از او در جهت تکمیل هدایت امت و رشد و کمال آنان ضرورى و لازم است هدر رود، و چراغى که پیامبر در سایه وحى براى نجات مردم از تاریکى‏ها برافروخت، و همه لحظات عمر پرمایه و با ارزشش را براى روشن نگاه داشتن آن هزینه کرد خاموش شود.

واجب عقلى و ضرورت شرعى بود که آن حضرت براى حفظ آثار زحماتش، و تداوم روشنى چراغ هدایت، و در امان ماندن امت از انحراف جانشینى را که از هر جهت قدرت مدیریت امور امت را داشته باشد، و در علم و عمل، و تقوا و پاکى، و سلامت روح و جان، و صداقت و شجاعت هم سنگ خودش باشد انتخاب و به امت معرفى نماید و اطاعت و پیروى از او را واجب الهى اعلام کند، و مخالفت با او را مساوى کفر و ارتداد بشمارد.

مالک و مربى جهانها و انسان بر اساس این ضرورت به پیامبرش اعلام کرد که کسى براى این مقام که مقام امامت و ولایت و سرپرستى امت است جز على‏بن‏ابى‏طالب شایستگى و لیاقت ندارد، و اوست که از هر جهت مى‏تواند ربوبیت تشریعى را در امت تداوم بخشد و راه تو را ادامه دهد، و جامعه نوپاى اسلامى را از خطرات سنگینى که از ناحیه یهودیت و مسیحیت و نفاق متوجه امت است حفظ نماید، و آئین الهى را از ضربه تحریف نگاه دارد.

این معنا در ضمن یک آیه که به اتفاق همه دانشمندان و علما و حکما و عرفاى شیعه، و منصفین از مفسران و بزرگان اهل سنت در حق على‏بن‏ابى‏طالب نازل شده اعلام شد:

یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْکافِرِینَ مائده، 67

اى پیامبر حکمى که از سوى پروردگارت، [مالک و مربى و مدبرت، درباره ولایت و رهبرى على‏بن‏ابى‏طالب‏] بر تو نازل شده است به مردم برسان و اگر به انجام این کار بر نخیزى رسالت خدا را که بر عهده تو بوده نرسانده‏اى، [نگران حسودان و دشمنان مباش‏] خدا تو را حفظ مى‏کند، بى‏تردید خدا گروه ناسپاسان [نسبت به ولایت و رهبرى را به خاطر این که مى‏داند از شدت حسادت و کینه به پذیرفتن آن تن در نمى‏دهند] به صراط مستقیم و خوشبختى و سعادت هدایت نمى‏کند!

حضرت باقر و حضرت صادق (ص) مى‏فرمایند:

خدا به رسول خود وحى کرد که: على‏بن‏ابى‏طالب را (براى رهبرى امت و تداوم حکومت عدل) جانشین خود قرار دهد، پیامبر بیم داشت که ابلاغ این حقیقت عظیم بر برخى از صحابه گران آید!! لذا خداوند براى تشجیع به آشکار شدن این امر حیاتى و تهدید به این که اگر آن را ابلاغ نکند اصل رسالت خدا را به مردم نرسانیده است، فرمان عملى ساختن جانشینى على (ع) را صادر کرد.

مفسر بزرگ، امین‏الاسلام طبرسى در مجمع البیان مى‏گوید: عیاشى در تفسیر خود از ابن‏عمیر، او از ابن اذنیه او از کلبى او از ابوصالح او از ابن‏عباس و جابربن‏عبدالله نقل نموده که گفته‏اند: خدا به فرستاده خود رسول بزرگوار اسلام فرمان داد على‏بن‏ابى‏طالب را به جانشینى خود منصوب نماید و پیامبر از این موضوع مى‏ترسید که چنانچه پسر عموى خود را به این مقام منصوب نماید مورد طعن قرار گیرد، خداوند طىّ نزول این آیه فرمان به این معنى داد و رسول خدا در روز غدیر خم به ولایت على قیام نمود، و نیز ابوالحمد از حاکم ابوالقاسم حسکانى در کتاب شواهد التنزیل طى اسنادى از ابوعمیر و نیز در همین کتاب به سندى از حیان‏بن‏على‏علوى او از ابوصالح او از ابن‏عباس روایت کرده که: گفته‏اند: این آیه در شأن على (ع) نازل شده و رسول خدا على‏بن‏ابى‏طالب را بر روى دست بلند کرد و فرمود:

«من کنت مولاه فعلى مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه»

هر کس من سرپرست و رهبر و مولاى او هستم، على رهبر و مولاى اوست، خدایا دوست بدار هر که او را دوست بدارد، و دشمن دار هر که او را دشمن باشد.    )نمونه بینات در شأن نزول آیات، 301.    (

  )این مطالب از تفسیر حکیم، ج‏1، ص72-75  نوشته شیخ حسین انصاریان گرفته شده است)0




موضوع مطلب : اسلام, علی, تفسیر, قرآن, شیعه, ولایت, انصاریان, حسین انصاریان, غدیر
<   <<   6   7   8   >