سفارش تبلیغ
صبا ویژن
 
 
به یاد دوست
 
 
خداوند ـ عزّوجلّ ـ می فرماید : «ای محمّد! اگر آفریدگان به ساخته های شگفت من می نگریستند، جزمرا نمی پرستیدند و اگر شیرینی یاد مرا در دل هایشان می چشیدند، ملازم درگاه من می شدند و اگر به ظرائف نیکی های من می نگریستند، به چیزی جز من نمی پرداختند» . [رسول خدا صلی الله علیه و آله] 
»» شبهه تشابه اسمی فرزندان امام علی با خلفای سه گانه


یکی از شبهات معروف و مشهور وهابیان در مجلات، روزنامه‌ها، اینترنت و ماهواره‌ها علیه شیعیان و پیروان اهل بیت(ع)، تشابه اسمی تعدادی از فرزندان حضرت علی(ع) با اسامی خلفای سه گانه است. ادامه مطلب...

نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » کامران اویسی ( یکشنبه 98/10/22 :: ساعت 6:26 عصر )


»» جزوه علوم قرآن ارشد درس هشتم

درس هشتم را از لینک زیر برای درس علوم قرآن ارشد دانلود کنید.

http://s9.picofile.com/file/8314030918/%D8%AF%D8%B1%D8%B3_%D9%87%D8%B4%D8%AA%D9%85.pdf.html



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » کامران اویسی ( دوشنبه 96/9/20 :: ساعت 10:59 عصر )

»» درس هفتم جزوه علوم قرآن ارشد

درس هفتم را از لینک زیر دانلود نمایید.

http://s8.picofile.com/file/8311659700/%D8%AF%D8%B1%D8%B3_%D9%87%D9%81%D8%AA%D9%85.pdf.html



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » کامران اویسی ( دوشنبه 96/8/22 :: ساعت 8:56 صبح )

»» واکاوی فقهی و تربیتی تنبیه بدنی کودکان

خلاصه

در روایات، احادیثی وجود دارند که به طور عام هر گونه اذیت کردن مؤمنان را جایز نمی دانند که کودکانِ مؤمنین نیز می‌توانند در ذیل این فقره از روایات قرار گیرند و تنبیه بدنی آنها اگر مصداقی از آزار و اذیت باشد، جایز نیست.

خبرگزاری اهل بیت(ع) ـ ابنا / سرویس صفحات فرهنگی:

تربیت کودکان از مهمترین وظایف والدین است، اما گاهی والدین ناچار می شوند کودک خود را تنیبه کنند. آیا این کار  مصداق کودک آزاری نیست؟ هنگام اشتباه کودکان چگونه باید آنان را تادیب کرد؟ در خصوص تنبیه بدنی کودکان با حجت الاسلام دکتر «کامران اویسی»، پژوهشگر حوزه تفسیر تطبیقی و علوم دینی و مدرس حوزه و دانشگاه به گفتگو نشستیم.

ابنا: آیا در دیدگاه اسلام تنبیه بدنی کودکان جایز است؟

در فقه امامیه تنبیه کودکان به طور کلی و در حالت اولیه ممنوع است؛ اما دو استثنا وجود دارد یا به تعبیر فقهی، دو بحث از تحت قاعده اولیه ممنوعیت تنبیه بدنی کودکان خارج شده است که عبارتند از تعزیر و تأدیب دو دیدگاه کلی درباره  این مسئله  قابل تصور است:

دیدگاه اول: مخالفان تنبیه بدنی کودکان هستند که بر اساس اصل اولی  حرمت تنبیه کودک و مفهوم سه دسته از روایات شکل گرفته است.

دیدگاه دوم: با توجه به ادله روایی و نیز تمسک به قاعده احسان و اتفاق فقها بر جواز تعزیر و تأدیب حکم داده اند.

مستندات فقهی مخالفان یعنی دیدگاه اول، کافی نیست و بنابراین نمی توان قائل به حذف تنبیه کودکان شد گرچه می‌توان محدودیت برای آن قائل شد.

ابنا: روانشناسان چه دیدگاهی در این خصوص دارند؟

دانشمندان روانشناس نیز دو نظرگاه کلی درباره تنبیه کودکان ارائه کرده اند. یعنی دانشمندان روانشناس و علوم تربیتی هم با طرح دیدگاه های متفاوت، یا اعتقاد به اصل تنبیه ندارند و یا ضمن پذیرش آن به تعیین اندازه و حدود اجرای آن پرداخته اند.

ابنا: کودک چه تعریفی داشته و دوران کودکی تا چه سنی ادامه دارد؟

معنای کودک که در لغت و اصطلاح به آن "صَبیّ" می‌گویند به لحاظ لغوی، واژه کودک به معنای خرد و کوچک می‌باشد که راجع به انسان کم سن و سال استعمال شده است؛ اما در اصطلاح، ملاک پایان دوران کودکی و استقرار مسئولیت کیفری در دانش فقه به بلوغ شرعی دانسته شده است.

در اینجا خوب است تعزیر را نیز معنا کنیم. در لغت یعنی ردّ و منع، تأدیب، سرزنش. اما تعزیر در اصطلاح به عقوبتی گفته می‌شود که شارع برای آن اندازه ای معین نکرده و تعیین مقدارش را به دست حاکم سپرده است که البته نباید از مقدار حد تجاوز نماید.

تأدیب هم در لغت به معنای تعلیم و تربیت و یا مجازات کردن است. اما در اصطلاح تربیت همراه با تنبیه به عنوان وظیفه والدین در قبال فرزندان و معلم در قبال متعلم است. البته گاهی اوقات تأدیب مترادف تعزیر نیز به کار رفته است.

ابنا: به نظر می‌رسد تنیبه کودکان که در شرع اسلام مورد تایید قرار دارد، هر چند که محدودیت هایی هم برای آن قائل است، خشونتی علیه کودکان باشد! چه توضیحی در این زمینه دارید؟

اساس آیات متعددی از قرآن کریم خداوند متعال همه افراد را آزاد آفریده و حق قانون گذاری را تنها برای خود تعیین کرده است. برای مثال در سوره انعام آیه 57 می فرماید: "قُلْ إِنِّی عَلى‏ بَیِّنَةٍ مِنْ رَبِّی وَ کَذَّبْتُمْ بِهِ ما عِنْدی ما تَسْتَعْجِلُونَ بِهِ إِنِ الْحُکْمُ إِلاَّ لِلَّهِ یَقُصُّ الْحَقَّ وَ هُوَ خَیْرُ الْفاصِلینَ ؛ بگو: «براستى من دلیل روشنى از جانب پروردگارم دارم در حالى که شما آن را دروغ انگاشته‏اید! آنچه را (از عذاب الهى) بدان شتاب مى‏ورزید، نزد من نیست! حکم جز براى خدا نیست، در حالى که حق را (از باطل) جدا مى‏کند و او بهترین جدا کنندگان است.»" نیز مانند آیه 40 سوره یوسف که می فرماید: "ما تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِهِ إِلاَّ أَسْماءً سَمَّیْتُمُوها أَنْتُمْ وَ آباؤُکُمْ ما أَنْزَلَ اللَّهُ بِها مِنْ سُلْطانٍ إِنِ الْحُکْمُ إِلاَّ لِلَّهِ أَمَرَ أَلاَّ تَعْبُدُوا إِلاَّ إِیَّاهُ ذلِکَ الدِّینُ الْقَیِّمُ وَ لکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لا یَعْلَمُون‏ ؛ غیر از خدا (معبودى) را نمى‏پرستید، جز نام‏هایى که شما و پدرانتان آنها را نامگذارى کرده‏اید، و خدا هیچ دلیلى براى آن ها فرو نفرستاده است حکم جز براى خدا نیست فرمان داده که جز او را نپرستید. این دین استوار است و لیکن بیشتر مردم نمى‏دانند." و نیز آیه 67 سوره یوسف: "وَ قالَ یا بَنِیَّ لا تَدْخُلُوا مِنْ بابٍ واحِدٍ وَ ادْخُلُوا مِنْ أَبْوابٍ مُتَفَرِّقَةٍ وَ ما أُغْنی‏ عَنْکُمْ مِنَ اللَّهِ مِنْ شَیْ‏ءٍ إِنِ الْحُکْمُ إِلاَّ لِلَّهِ عَلَیْهِ تَوَکَّلْتُ وَ عَلَیْهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُتَوَکِّلُون‏ ؛ و گفت:«اى پسران من، از یک در وارد نشوید، و از درهاى مختلف وارد شوید و هیچ چیزى را که از طرف خدا (حتمى شده) است از شما دفع نمى‏کنم. حکم، جز براى خدا نیست تنها بر او توکّل کرده‏ام و همه توکّل کنندگان پس باید تنها بر او توکّل کنند.»" بنابراین نمی توان بر دیگران حکم رانی کرد و برای آنان حکمی مانند تنبیه و تعزیر صادر کرد مگر در مواردی که خود اسلام اجازه داده است.

در آیاتی ظلم در حق دیگران عملی قبیح و حرام است. خداوند در آیاتی مانند آیه 52 سوره غافر می فرماید: "یَوْمَ لا یَنْفَعُ الظَّالِمینَ مَعْذِرَتُهُمْ وَ لَهُمُ اللَّعْنَةُ وَ لَهُمْ سُوءُ الدَّار ؛ روزى که عذرخواهى ستمکاران براى آنان سودى ندارد و لعنت فقط براى آنان است و بدى سراى (دیگر نیز) تنها براى ایشان است‏." نیز مانند آیه 151 سوره آل عمران: "سَنُلْقی‏ فی‏ قُلُوبِ الَّذینَ کَفَرُوا الرُّعْبَ بِما أَشْرَکُوا بِاللَّهِ ما لَمْ یُنَزِّلْ بِهِ سُلْطاناً وَ مَأْواهُمُ النَّارُ وَ بِئْسَ مَثْوَى الظَّالِمینَ ؛ بزودى در دل‏هاى کسانى که کفر ورزیدند، وحشت (و ترس) خواهیم افکند، بخاطر اینکه چیزى را با خدا شریک قرار داده‏اند، که هیچ دلیلى بر آن فرو نفرستاده است، و مقصدشان، آتش است و جایگاه ستمکاران چه بد (جایگاهى) است‏." همچنین آیه 22 سوره ابراهیم که در آن می فرماید: "وَ قالَ الشَّیْطانُ لَمَّا قُضِیَ الْأَمْرُ إِنَّ اللَّهَ وَعَدَکُمْ وَعْدَ الْحَقِّ وَ وَعَدْتُکُمْ فَأَخْلَفْتُکُمْ وَ ما کانَ لِیَ عَلَیْکُمْ مِنْ سُلْطانٍ إِلاَّ أَنْ دَعَوْتُکُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لی‏ فَلا تَلُومُونی‏ وَ لُومُوا أَنْفُسَکُمْ ما أَنَا بِمُصْرِخِکُمْ وَ ما أَنْتُمْ بِمُصْرِخِیَّ إِنِّی کَفَرْتُ بِما أَشْرَکْتُمُونِ مِنْ قَبْلُ إِنَّ الظَّالِمینَ لَهُمْ عَذابٌ أَلیم؛ و شیطان، هنگامى که کار پایان یافت مى‏گوید:» در حقیقت، خدا وعده حق به شما وعده داد و [من‏] به شما وعده دادم، و [لى‏] با شما تخلّف کردم و براى من هیچ تسلّطى بر شما نبود، جز اینکه شما را فرا خواندم، و [درخواست‏] مرا پذیرفتید، پس مرا سرزنش مَکنید، و خودتان را سرزنش کنید من فریادرسِ شما نیستم، و شما فریادرس من نیستید. براستى که من شریک قرار دادن شما، پیش از این (مرا براى خدا) را انکار مى‏کنم. «در واقع ستمکاران برایشان عذاب دردناکى است!»" و نیز در آیه 31 سوره انسان آمده است: "یُدْخِلُ مَنْ یَشاءُ فی‏ رَحْمَتِهِ وَ الظَّالِمینَ أَعَدَّ لَهُمْ عَذاباً أَلیما ؛ هر کس را بخواهد (و شایسته بداند) در رحمتش وارد مى‏کند و ستمکاران عذاب دردناکى برایشان آماده ساخته است!" 
همه این آیات، حکایت از حرمت شرعی ظلم و با ضمیمه برخی مقدمات عقلی، دلالت بر قبح عقلی آن دارد. بنابراین اصل اولی در تنبیه کودکان حرمت آن است اگر به مرحله ظلم برسد. اما موارد تأدیبی که همراه با ظلم نیست یا مقدمه ای برای ظلم نباشد، اشکال ندارد.

اما در روایات، احادیثی وجود دارند که به طور عام هر گونه اذیت کردن مؤمنان را جایز نمی دانند که کودکانِ مؤمنین نیز می‌توانند در ذیل این فقره از روایات قرار گیرند و تنبیه بدنی آنها اگر مصداقی از آزار و اذیت باشد، جایز نیست. مانند اینکه از امام صادق علیه السلام در کتاب کافی نقل شده است. خداوند عزوجل فرماید: به جنگ با من اعلان دهد آن کس که بنده مؤمن مرا بیازارد، و از خشم من آسوده خاطر باشد آن کس که بنده مؤمن مرا گرامى دارد، و اگر در میانه مشرق و مغرب زمین آفریده از آفریده‏هایم جز یک مؤمن و یک پیشواى‏ عادل با او نباشد، من به عبادت آن دو از تمامى آنچه در زمینم آفریدم بى‏نیاز باشم و هر آینه هفت آسمان و هفت زمین به خاطر او بر پا باشند، و براى آن دو از ایمانى که دارند آرامشى فراهم سازم که نیازى به آرامش دیگرى نداشته باشند."

از نهی حدیث یاد شده می‌توان مواردی مانند تنبیهی که مقدمه ترک معصیت در آینده باشد و در نتیجه از روی لطف انجام گرفته است که با اجرای صحیح شرایط آن، می‌تواند نقش تربیتی و اصلاحی مهمی در سرنوشت کودک داشته باشد. بنابراین، این شکل تنبیه، از همان ابتدا از موضوع ایذای مؤمن خارج  است.

در روایتی دیگر که شیخ صدوق در کتاب خصال آورده است، داریم که نباید کودکان را حدّ بزنند یا توبیخ شرعی کنند تا به مرحله بلوغ برسد. ابو ظبیان گوید: زن دیوانه‏اى را نزد عمر آوردند که عمل منافى عفت کرده بود، عمر دستور داد تا سنگسارش کنند. مأمورین اجرا با زن گذارشان به على (علیه السلام) افتاد. فرمود: این زن را چه شده است؟ عرض کردند: دیوانه‏اى است که دامن آلوده و اینک عمر دستور سنگسارشدنش را صادر کرده است، فرمود: شتاب نکنید. پس آن حضرت، نزد عمر آمده و او را گفت: مگر ندانسته‏اى که قلم تکلیف از سه فرد برداشته شده است؛ از کودک تا محتلم شود و به بلوغ شرعی برسد و از دیوانه تا به خود آید و از خواب رفته تا بیدار گردد." البته از نظر فقهی بین حکم مرد و زن دیوانه زناکار فرق است اما کودک را تفاوتی در جنسیتش قائل نشده اند. حال توجیه موافقان تبنیه بدنی که به شرط تأدیب باشد نه ظلم و شرایط تأدیب و تعزیر را رعایت کند این است که منظور از رفع قلم در این حدیث، برداشته شدن مواخذه است که متوجه افراد بالغ می‌باشد. به عبارت دیگر، مواخذه ای که متوجه افراد مکلف است، در حق کودکان وجود ندارد، نه اینکه هیچگونه مجازاتی نسبت به کودکان اعمال نمی گردد. یعنی بر این اساس، حکم تعزیر کودک طبق اصطلاح فقهی و اصولی "تخصصاً" از تحت حکم حرمت اجرای حدّ شرعی بر کودک خارج است. به عبارت بهتر کودک آزاری نیست، سنگسار و شلاق کودک برای زنا – و با تقیح مناط برای غیر زنا مانند سرقت و قتل- آنچنان که برای بزرگسالان اعمال می‌شود، نیست بلکه یک تأدیب و تعزیری جهت توجه دادن کودک به زشتی کار و عواقب آن و جلوگیری از اینکه به این گناهان و بزه کاری ها مبتلا گردد، است. مثال در حدّ نازل تر بزنیم: مانند این است که نگذاریم تخم مرغ دزد، شتر دزد شود.

  • کد خبر : 727971
  • منبع : اختصاصی ابنا


نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » کامران اویسی ( دوشنبه 96/8/15 :: ساعت 8:24 عصر )

»» جزوه ارشد علوم قرآن درس ششم

لطفا از لینک زیر دانلود نمایید.

http://s8.picofile.com/file/8309126518/%D8%AF%D8%B1%D8%B3_%D8%B4%D8%B4%D9%85.pdf.html



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » کامران اویسی ( یکشنبه 96/7/23 :: ساعت 1:8 عصر )

»» شهادت امام حسین(ع) مکتب پیامبر را احیا کرد/ عزت در کلام سیدالشهد

حجت الاسلام اویسی در گفتگو با مهر:
کامران اویسی
شناسه? خبر: 4095538 - دوشنبه 3 مهر 1396 - 08:29
اویسی پژوهشگر حوزه علم و دین گفت: شهادت امام حسین(ع) و یاران پاکبازش، به احیای مکتب محمّدی کمک کرد و خون پاک اباعبداللَّه درخت اسلام را آبیاری نمود.

خبرگزاری مهر، گروه دین و اندیشه: توجه به معارف عاشورا در کنار  عزاداری هایی که برای مصیبتهای کربلا داریم، بسیار حائز اهمیت است. باید همه وقت و  همه جا به حق را از باطل تشخیص داد و عاشورایی رفتار کرد. در این خصوص با کامران اویسی دکترای تفسیر تطبیقی، استاد حوزه و دانشگاه و پژوهشگر حوزه علم و دین گفتگویی داشتیم که ادامه می خوانیم.

*لطفا در مورد عزاداری و شکل صحیح آن در ایام محرم توضیح بفرمایید؟

ما زیارت عاشورا می‏‌خوانیم اما غالباً در معارف‏ آن نمی ‏اندیشیم؛ بلکه گاهی شکل ظاهری آن را نیز آنگونه که صادر شده، رعایت نمی ‏کنیم!! برخی مادحان، برای اینکه گریه‏ بیشتری از مردم بگیرند؛ جملاتی از خود به صورت نثر و نظم در خلال الفاظ زیارت می‏ افزایند؛ اما اثر معنوی، از آن همان الفاظ و جملات مرتب است که از زبان معصوم علیه السّلام صادر شده و بهتر است که خواننده، مطالب مربوط به مداحی و سینه زنی را قبل و یا بعد از زیارت بیاورد تا اصل‏ زیارت بدون هرگونه زیاد و کم خوانده شود.

آیت الله ضیاء آبادی در کتاب «حسین چراغ حیات کشتی نجات» می‌نویسد: ما در ایّام عاشورا و در مجالس عزا همان‏طور که خود راموظّف به ذکر مصائب حضرت سیّد الشهداء علیه السّلام و گریه بر آن عزیز خدا می‏ دانیم؛ باید خود را به اخذ معارف دین از آستان اقدس آن مربّی و معلّم بزرگ عالم انسانیّت نیز موظّف بدانیم

همین موضوع در مورد عزاداری ها هم صدق می‌کند. نمی گویم عزاداری نشود یا عزاداری های مرسوم مانند سینه زنی و زنجیر زنی و دسته روی اشکال دارد بلکه مقصود این است که به هدف این عزاداری اندیشیده شود و تلاش شود در رفتار هم تأثیرش دیده شود. باید شاهد باشیم  در ماه محرم، دروغگویی در بازارها کم شود، چک برگشتی، خیانت در امانت، بزهکاری ها کم شود. اگر این همه افراد در این عزاداری ها می‌کنند و در خیابان ها و مجالس و تکایا و مساجد شاهد آن هستیم، پس چرا به گفته مسئولین، میلیون ها نفر در دادگاه ها پیگیر پرونده شکایت هایشان هستند؟ معلوم است معارف عاشورا کمتر از ظاهر عاشورا جدی گرفته شده است.

هنوز این باور به صورت عمومی شکل نگرفته که کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا! یعنی دائم حق و باطل در جبهه نبرد مقابل هم هستند. تقوا داشتن نسبت به بیت المال یا مال دیگران، حقوق افراد و همسایگان و بستگان، دل نبستن به دنیای فانی، دوری از تجملات از جمله نبردهای حال حاضر ما به عنوان جبهه حق در مقابل باطل و کفر و مخالفان اسلام و امام حسین علیه السلام است.

آیت الله ضیاء آبادی در کتاب «حسین چراغ حیات کشتی نجات» می‌نویسد: ما در ایّام عاشورا و در مجالس عزا همان‏طور که خود راموظّف به ذکر مصائب حضرت سیّد الشهداء علیه السّلام و گریه بر آن عزیز خدا می‏ دانیم؛ باید خود را به اخذ معارف دین از آستان اقدس آن مربّی و معلّم بزرگ عالم انسانیّت نیز موظّف بدانیم و باورمان بشود که این کاخ بسیار شکوهمند نهضت عاشورا، براساس معرف و شناخت خدا و ایمان به حیات عقبی نهاده شده و استوار گشته است.

اینکه نوجوان حماسه کربلا می‌گوید: (الموت و اللّه عندی احلی من العسل)؛ یا پیران عاشورایی می‌گفتند:

مرگ اگر مرد است گو نزد من آی                 تا در آغوشش بگیرم تنگ ‏تنگ‏

 من از او روحی ستانم جاودان                    او زمن دلقی سناند رنگ‏رنگ‏

چه معرفتی داشتند؟ آیا جز این است که دنیا را مانند مولایشان امیرالمومنین علی علیه السلام سه طلاقه کردند؟

*از توبه حر بن یزید در عاشورا چه معارفی برای ما حاصل می‌شود؟

آیا قضیه جناب حرّ بن یزید ریاحی نشان از این ندارد که انسان گناهکار که حتی می‌تواند باعث آزردگی امام زمانش شده باشد، به سوی خدا برگردد؟ دوباره به دامن پر مهر امام زمانش بر می‌گردد و تازه امام زمان کربلایی اش ابا عبد الله الحسین می‌فرماید: ارفع رأسک، یعنی نه تنها ناراحت نباش بلکه چون توبه کردی و از جبهه باطل به حق بازگشته ای، سرت را با عزت بالا بگیر. آن دشمنان ما هستند که باید سر افکنده باشند. اینجاست که تبلور آیه شریفه قرآن را می‌بینیم.

*آیا در قرآن هم برای بندگانی که از مسیر هدایت دور افتاده اند، آموزه هایی مطرح شده است؟

بله. در آیه 53 سوره زمر آمده است: «قُلْ یا عِبادِیَ الَّذینَ أَسْرَفُوا عَلی‏ أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمیعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحیم‏»  بگو ای بندگان من که در مورد خودتان زیاده روی کرده ‏اید، از رحمت خدا ناامید نشوید، که خدا تمام آثار (گناهان) را می آمرزد؛ که تنها او بسیار آمرزنده و مهرورز است.

*مهمترین معرفتی که از واقعه عاشورا به دست می آید چیست؟

اصل واقعه عاشورا خود معرفت نظام شکنی طاغوت یا برملاسازی نقشه دشمنان اسلام را دارد. آیت الله مکارم شیرازی در کتاب گرانقدر «عاشورا ریشه ‏ها انگیزه ‏ها، رویدادها، پیامدها» می‌فرماید: دستگاه خلافت اموی تصوّر می ‏کرد با کشتن امام حسین علیه السلام و یارانش- آن هم در نهایت قساوت و بی‏رحمی- و اسارت زنان و کودکانش، به هدف خویش رسیده و نتیجه مطلوب را به دست آورده است. به گمان خویش، هم توانسته است دشمن شماره یک خود را از سر راه بردارد و هم از دیگران زهر چشمی بگیرد، تا هیچ کس بنای مخالفت با حکومت او را در سر نپروراند.

یزیدیان که پس از حادثه عاشورا از پیروزی خیالی خود! سرمست و مغرور بودند، سخنانی بر زبان جاری ساختند و رفتارهایی از خود بروز دادند که به افشای ماهیّت و نیّات شوم آنان کمک کرد. آنان که گمان داشتند با کشتن امام حسین علیه السلام و اسارت خانواده او، به پیروزی بزرگی نایل شده ‏اند و آخرین نقطه مقاومت را در خاندان پیامبر در هم کوبیدند، برای آنکه پیروزی خیالیِ خود را به رخ همگان بکشانند و مستی و سرور خود را تکمیل کنند، به اقدامات نابخردانه و جاهلانه ‏ای دست زدند که شادمانی زودگذر آنان را به مصیبت و ماتم دائمی تبدیل کرد.

آذین ‏بندی شهرهایی چون کوفه و دمشق، برپا کردن مجالس سرور و شادی، توأم با رقص و شراب و پایکوبی، به زنجیر بستن نوادگان پیامبر صلی الله علیه و آله و گرداندن آنان در میان مردم در هیئت اسیران جنگی، تازیانه زدن به اطفال بی‏گناه، بر سر نیزه کردن سرهای شهیدان سرفراز کربلا و زدن چوب خیزران بر لب و دندان امام و ... از جمله کارهایی‏ بود که به منظور تحقیر اسیران و زهر چشم گرفتن از دیگران، از بنی‏ امیّه بروز کرد.

شهادت امام حسین علیه السلام و یاران پاکبازش، به احیای مکتب محمّدی صلی الله علیه و آله کمک کرد و خون پاک اباعبداللَّه علیه السلام درخت اسلام را آبیاری نمود و به رشد و بالندگی امّت اسلامی و بیداری مسلمانان انجامید

ولی تمام این اعمال تیرِ خلاصی بود بر قلب پلید دستگاه اموی، به گونه ‏ای که شادمانی زودگذر آنان تبدیل به کابوس وحشتناکی شد و لحظه‏ ای آنان را رها نساخت. در واقع بنی ‏امیّه هنوز طعم پیروزی را مضمضه نکرده بودند که تلخی آن را در سراسر وجود پلشت و پلید خود احساس کردند.

آنان در حالی که سرمست از باده پیروزی خیالی بودند، تصریح کردند که انتقام خود را از رسول خدا صلی الله علیه و آله و اسلام گرفته‏ اند و تصوّر می‏ کردند به اهداف خویش که بازگشت به عصر جاهلیّت بود، نزدیک شده ‏اند، ولی در واقع همه این تلاش ‏ها، تیشه‏ ای بود که بر ریشه ناپاک دستگاه اموی وارد می ‏شد!

شهادت امام حسین علیه السلام و یاران پاکبازش، به احیای مکتب محمّدی صلی الله علیه و آله کمک کرد و خون پاک اباعبداللَّه علیه السلام درخت اسلام را آبیاری نمود و به رشد و بالندگی امّت اسلامی و بیداری مسلمانان انجامید.

شاید به همین خاطر است که امام سجاد در پاسخ «ابراهیم  بن طلحه» که به امام با کنایه گفته بود: چه کسی در جنگ کربلا مغلوب شد؟ که مقصودش شکست امام حسین (ع) بود، فرمودند: اگر می‏خواهی بدانی پیروزی و غلبه با چه کسی بود، به هنگام فرا رسیدن وقت نماز اذان و اقامه بگو. یعنی هدف یزید محو اسلام و نام رسول خدا صلی الله علیه و آله بود، ولی همچنان طنین لَاإلهَ إِلَّا اللَّهُ وَ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ بر مأذنه‏ ها می‏ پیچد و مسلمانان در همه جا- حتی در شام و پایتخت سلطنت یزید- به یگانگی خدا و رسالت محمد صلی الله علیه و آله گواهی می‏ دهند!

استاد مطهری به یک عامل یا پیام معارفی مهم در واقعه عاشورا اشاره می‌کند. و آن امر به معروف و نهی از منکر است که الان در جامعه ما می‌توان گفت: فراموش شده است. الان دیگر نمی توان به صراحت نهی از بد حجابی یا گوش دادن به موسیقی نمود. آیا عزاداران حسینی سزاوار نیست نسبت به این واجب عاشورایی بیشتر بیاندیشند و در مقام عمل برآیند؟

محمّد بن حنفیّه برادر امام در آن موقع دستش فلج شده بود، معیوب بود، قدرت بر جهاد نداشت و لهذا شرکت نکرد. امام وصیت نامه ‏ای می‏ نویسد و آن را به او می‏ سپارد: «هذا ما اوْصی‏ بِهِ الْحُسَیْنُ بْنُ عَلِیٍّ اخاهُ مُحَمَّداً الْمَعْروفَ بِابْنِ الْحَنَفِیَّةِ» تا آنجا که راز قیام خود را بیان می‏ک ند: «انّی ما خَرَجْتُ اشِراً وَ لا بَطِراً وَ لا مُفْسِداً وَ لا ظالِماً، انَّما خَرَجْتُ لِطَلَبِ الْاصْلاحِ فی امَّةِ جَدّی، اریدُ انْ آمُرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ انْهی‏ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ اسیرَ بِسیرَةِ جَدّی وَ ابی عَلِیِّ بْنِ ابی طالِبٍ عَلَیْهِ السَّلامُ.»

استاد مطهری در کتاب «حماسه حسینی» می‌نویسد: دیگر در اینجا مسأله دعوت اهل کوفه وجود ندارد، حتی مسأله امتناع از بیعت را هم مطرح نمی‏ کند؛ یعنی غیر از مسأله بیعت خواستن و امتناع من از بیعت، مسأله دیگری وجود دارد. اینها اگر از من بیعت هم نخواهند، ساکت نخواهم نشست. مردم دنیا بدانند حسین بن علی طالب جاه نبود، طالب مقام و ثروت نبود، مرد مفسد و اخلالگری نبود، ظالم و ستمگر نبود، او یک انسان مصلح بود.

*غیرت دینی و ناموسی امام حسین (ع) چگونه در روز عاشورا تبلور یافت؟

در لحظات آخر أبا عبد اللَّه، وقتی در آن گودی قتلگاه افتاده است و قدرت حرکت کردن ندارد، قدرت جنگیدن با دشمن ندارد، قدرت ایستادن بر سر پا ندارد و به زحمت می ‏تواند حرکت کند، باز می ‏بینیم از سخن حسین غیرت می‏ جهد، عزت تجلی می‏ کند، بزرگواری پیدا می ‏شود

از جمله معارف عاشورایی، غیرت ممدوح دینی و ناموسی است. آیا مردان ما نسبت به حیا و عفت زنان و حجاب آنان، به اندازه کافی و لازم غیرت به خرج می‌دهند؟ باز هم استاد مطهری به این نکته اشاره کرده و می‌نویسد: در لحظات آخر أبا عبد اللَّه، وقتی در آن گودی قتلگاه افتاده است و قدرت حرکت کردن ندارد، قدرت جنگیدن با دشمن ندارد، قدرت ایستادن بر سر پا ندارد و به زحمت می ‏تواند حرکت کند، باز می ‏بینیم از سخن حسین غیرت می‏ جهد، عزت تجلی می‏ کند، بزرگواری پیدا می ‏شود.

لشکر می‏ خواهند سر مقدسش را از بدن جدا کنند ولی شجاعت و هیبت سابق اجازه نمی‏ دهد. بعضی می‏ گویند نکند حسین حیله جنگی به کار برده که اگر کسی نزدیک شد، حمله کند و در مقابل حمله او کسی تاب مقاومت ندارد. نقشه پلید و نامردانه ‏ای می‏ کشند، می‏ گویند اگر به سوی خیمه‏ هایش حمله کنیم او طاقت نمی ‏آورد. امام حسین افتاده است. من نمی‏ توانم آن حالت أبا عبد اللَّه را مجسم کنم. لشکر به طرف خیام حرمش حمله می‏ کند.

یک نفر فریاد می‏ کشد: حسین، تو زنده ‏ای؟! به طرف خیام حرمت حمله کردند! امام به زحمت روی زانوهای خود بلند می‏ شود، به نیزه ‏اش تکیه می‏ کند و فریاد می‏ کشد: «وَیْلَکُمْ یا شیعَةَ آلِ ابی سُفْیانَ، انْ لَمْ یَکُنْ لَکُمْ دینٌ وَ لا تَخافونَ الْمَعادَ فَکونوا احْراراً فی دُنْیاکُمْ»؛ ای مردمی که خود را به آل ابو سفیان فروخته ‏اید، ای پیروان آل ابو سفیان! اگر خدا را نمی‏ شناسید، اگر به قیامت ایمان و اعتقاد ندارید، حریت و شرف انسانیت شما کجا رفت؟! شخصی می‏ گوید: ما تَقولُ یَا بْنَ فاطِمَةَ؟ پسر فاطمه چه می‏گویی؟ فرمود: «انَا اقاتِلُکُمْ وَ انْتُمْ تُقاتِلونَنی وَ النِّساءُ لَیْسَ عَلَیْهِنَّ جُناحٌ» طرف شما من هستم، این پیکر حسین حاضر و آماده است برای اینکه آماج تیرها و ضربات شمشیرهای شما واقع شود. ولی روح حسین حاضر نیست او زنده باشد و ببیند کسی به نزدیک خیام حرم او می‏ رود.

معارف بیشتری نیز وجود دارد که نمی توان همه را یکجا بررسی کرد و سخنرانان و خطبا روی منابر حسینی باید از این معارف بگویند و بگویند و نویسندگان کتب چاپی و مجازی بنویسند و بنویسند. زبان دانان و مترجمان این معارف را به زبان های دیگر ترجمه کنند تا امام حسین (ع) به عنوان الگویی برای آنان که در زباله های فرهنگی غرب دنبال الگو برای خاموش کردن عطش جستجوگری فطری خویش می‌گردند، معرفی شود.



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » کامران اویسی ( سه شنبه 96/7/11 :: ساعت 8:34 صبح )

»» جزوه علوم قرآن ارشد پیوست درس سوم

از لینک زیر دانلود کنید:

http://s8.picofile.com/file/8307146900/%D9%BE%DB%8C%D9%88%D8%B3%D8%AA_%D8%AF%D8%B1%D8%B3_%D8%B3%D9%88%D9%85.pdf.html



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » کامران اویسی ( جمعه 96/6/31 :: ساعت 7:10 عصر )

»» جزوه علوم قرآن ارشد درس چهارم

از لینک زیر دانلود کنید.

http://s9.picofile.com/file/8306838918/%D8%AF%D8%B1%D8%B3_4.pdf.html



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » کامران اویسی ( سه شنبه 96/6/28 :: ساعت 11:3 صبح )

»» پاسخ قرآن به امکان یا امتناع موجودات فرازمینی

گروه اندیشه: امروزه چه در محیط‌های آکادمیک و چه در گیشه‌های سینمایی، به‌وفور بحث موجودات فرازمینی مطرح است، حال باید دید این مسئله از دیدگاه قرآن کریم چگونه است؛ آیا قرآن کریم تصریحی در وجود موجودات فرازمینی دارد و یا این امکان را رد می‌کند؟

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا)، امروزه در بسیاری از محافل علمی سخن از امکان وجود موجوداتی در عالم هستی غیر از موجوداتی که در این کره خاکی زندگی می‌کنند است و علاوه بر اندیشه، در توهم و تخیل بشر نیز داستان‌ها و فیلم‌های سینمایی بسیاری ذر سطح جهانی شاهد هستیم. یکی از بهترین منابع برای جستجو جهت امکان این امر کلام الله مجید است که به تعبیر قرآن کریم «تِبْیاناً لِکُلِّ شَیْءٍ» نازل شده است.
اینکه در آیات قرآن کریم به این موجودات اشاره شده است یا نه و آنها چه شباهت‌هایی با موجودات زمینی دارند، موضوعی بود که درباره آن با کامران اویسی، استاد و پژوهشگر حوزه و دانشگاه و دانش‌آموخته دکتری تفسیر تطبیقی در زمینه قرآن و علوم به گفت‌وگو نشستیم. در ادامه مشروح این گفت‌وگو از نظر می‌گذرد؛
امکان یا امتناع موجودات فرازمینی/ قرآن کریم چه پاسخی می‌دهد

- آیا در قرآن کریم به موجودات فرازمینی اشاره شده است؟

در قرآن کریم با کلمه‌ای مثل «الموجودات وراء الارض» یا چیزی شبیه آن مواجه نمی‌شویم؛ بلکه آیاتی در قرآن دیده می‌شود که مفسران متقدم از آن برداشتی داشته‌اند که ممکن است مفسران معاصر با استفاده از علوم جدید - نه تحمیل علوم بر قرآن - تفسیر جدیدی از آن ارائه داده باشند.

یکی از این آیات عبارت است: «وَ لَقَدْ جَعَلْنَا فِى السَّمَآءِ بُرُوجاً وَ زَیَّنهَا لِلنظِرِینَ* وَحَفِظْنهَا مِن کُلِّ شَیْطنٍ رَّجِیمٍ* إِلَّا مَنِ اسْتَرَقَ السَّمْعَ فَأَتْبَعَهُ شِهَابٌ مُّبِینٌ‏ (حجر/16-18)؛ و به یقین در آسمان برج‏هایى قرار دادیم، و آن را براى بینندگان آراستیم؛ و آن را از هر شیطان رانده شده‏اى حفظ کردیم؛ مگر آن کس که دزدانه گوش فرا دهد و شهابى روشن او را دنبال کند».

برخى مفسران همان معناى ظاهرى آیه را پذیرفته‏‌اند، که مقصود آسمان حسّى و همین شهاب‏‌سنگ‏هاى آسمانى است که در شب مى‏‌بینیم و شیاطین همان موجودات خبیثى هستند که مى‏‌خواهند به آسمان‏‌ها بروند و از اخبار ماوراى زمین مطلع شوند و براى دوستان زمینى خود جاسوسى کنند، اما شهاب‏‌سنگ‏‌ها هم‏چون تیرى به سوى آنها پرتاب مى‏‌شوند و آنها را از رسیدن به هدف بازمى‏‌دارند. ولى برخى از مفسران این دیدگاه را ردّ مى‏‌کنند؛ زیرا بر اساس نظریات فلکى قدیم است. برخى مفسران آیات فوق را کنایه از انسان‏‌هایى دانسته‏‌اند که در زندگى مادى زمینى زندانى شده‏‌اند و چشم خود را به جهان برتر نمى‏‌اندازند و به آواى آن گوش فرا نمى‏‌دهند و شهاب‏‌هاى خودخواهى و شهوت و طمع و جنگ‏‌هاى خانمان‏سوز آنها را از درک معانى والا محروم مى‏‌سازد.

طبق تفسیر اول موجودات فرازمینی شامل شیاطین و جن‌هایی نیز می‌شود که برای شنیدن اسرار خلقت به بیرون از زمین می‌روند و در آسمان‌ها می‌گردند. از برخى احادیث نیز همین معنا استفاده مى‏‌شود؛ زیرا ممنوع شدن شیاطین از صعود به آسمان‏‌ها و رانده شدن آنها به وسیله شهاب‏‌ها، از هنگام تولد عیسى (علیه السلام) آغاز شد و در هنگام تولد پیامبر (صلى الله علیه و آله) کاملًا ممنوع شد. از این گونه احادیث استفاده مى‏‌شود که رابطه‏‌اى بین تولد مسیح (علیه السلام) و پیامبر اسلام (صلى الله علیه و آله) با طرد شیاطین از آسمان وجود دارد؛ یعنى پس از ظهور دین مسیح و اسلام، و جهان‏گیر شدن آنها، بسیارى از توطئه‏‌هاى شیطانى خنثى شد و بساط بت‏‌پرستى و پیروى از شیطان در بسیارى از نقاط جهان برچیده شد و بشریت گام‏‌هاى بلندى به طرف معنویت و حقیقت برداشت.

برخى صاحب نظران مثل «عبدالرزاق نوفل»، معتقدند که این آیات اشاره به موجودات پیشرفته کرات دیگر دارد که امواج نیرومند رادیویى از فضا براى ما مى‏‌فرستند که برخى سعى مى‏‌کنند آنها را دریافت کنند، ولى اشعه‏ نیرومندى آنها را دور مى‏‌راند. البته ممکن است آیه داراى بطن و معانى مختلفى باشد و برخى کنایه و مثال باشد. پس مانعى ندارد که مقصود آیه، شامل چند تفسیر باشد.

- آیا آیه‌ای در قرآن هست که صراحت بیشتری در وجود موجودات فرازمینی داشته باشد؟

بله، آیه «وَ رَبُّکَ أَعْلَمُ بِمَن فِى السَّموتِ وَالْأَرْضِ وَلَقَدْ فَضَّلْنَا بَعْضَ النَّبِیِّینَ عَلَى‏ بَعْضٍ وَءَاتَیْنَا دَاوُدَ زَبُوراً (اسراء/55)؛ و پروردگارت به (حال) کسانى که در آسمان‏ها و زمین هستند، داناتر است؛ و بیقین برخى پیامبران را بر برخى [دیگر] برترى دادیم؛ و به داود، «زبور» دادیم». از آنجا که در آیه مذکور من موصوله آمده که دلالت بر جنس عاقل می‌کند، می‌تواند شامل ملائکه و بشر و جن شود و بیش از این نمی‌توان از آیه استفاده نمود.

آیه دیگری که منجر به اعتقاد به وجود موجودات فرازمینی می‌شود عبارت است از: «وَ مِنْ آیاتِهِ خَلْقُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما بَثَّ فیهِما مِنْ دابَّةٍ وَ هُوَ عَلى‏ جَمْعِهِمْ إِذا یَشاءُ قَدیر (شوری/29)؛ و از نشانه‏‌هاى اوست آفرینش آسمان‏ها و زمین و آنچه از جنبندگان در آن دو پراکنده کرده است؛ و او هر گاه بخواهد بر جمع آورى آنها تواناست»."

- مفسران چه تفاسیری از این قبیل آیات داشته‌اند؟

علامه طباطبائى (رحمه الله) در مورد آیه مذکور مى‏‌فرماید: ظاهر آیه این است که در آسمانها خلقى از جنبندگان (دواب) مثل روى زمین وجود دارد و اگر کسى بگوید که منظور از جنبندگان آسمان ملائکه هستند مردود است چرا که کلمه «دواب» بر ملائکه اطلاق نشده است‏.

آیت‌الله مکارم شیرازی معتقد است: «کلمه «دابة» شامل موجودات ذره‏‌بینى تا حیوانات غول پیکر مى‏‌شود ... و این آیه دلالت بر وجود انواع موجودات زنده در آسمان‏‌ها دارد گر چه هنوز دانشمندان به صورت قاطعى در این زمینه قضاوت نمى‏‌کنند. و سر بسته مى‏‌گویند در میان کواکب آسمان به احتمال قوى ستارگان (سیاره‏‌هاى) زیادى هستند که داراى موجودات زنده‌اند ولى قرآن با صراحت این حقیقت را بیان مى‏‌دارد که در پهنه آسمان نیز جنبندگان زنده فراوانی وجود دارد.

زمخشرى در تفسیر خود مى‏‌گوید: بعید نیست در آسمان‏‌ها حیواناتى که بر روى زمین راه مى‏‌روند آفریده شده باشد. فخر رازى هم بعید نمى‏‌داند که خدا در آسمانها انواعى از حیوانات را آفریده باشد که مانند مردمان روى زمین (در آسمان‏ها) راه بروند. فیض کاشانی نیز گرچه به صراحت به عقیده وجود موجودات فرازمینی با توجه به آیه ذکر شده اشاره‌ای ندارد اما ریشه واژه «دابة» را دارای معنای حرکت جسمانی می‌داند. سپس ادامه می‌دهد که ملائکه دارای حرکت جسمانی نیستند؛ بنابراین او معتقد است که دابة چیزی است غیر از فرشتگان یعنی جن یا موجودی غیر از آن.

آیت‌الله نورى همدانی نیز با ذکر این نکته که اخیراً برخى از دانشمندان فضایى شوروى اعلام کردند که در کهکشان ما دست کم 1000 میلیون کره قابل زندگى وجود دارد. مى‌نویسد: جالب اینکه از این موضوع مهم در حدود چهارده قرن قبل قرآن مجید با صراحت خبر مى‏‌دهد» و سپس به آیه (شورى/ 29) استدلال کرده و دو نکته از آن برداشت مى‏‌کند: در آسمان‏‌ها نیز مانند زمین موجودات زنده وجود دارد. هر موقع که مشیت خدا اقتضا کند سکنه کرات آسمانى و زمین با یک دیگر ملاقات خواهند کرد.

استاد بنده، حجت‌الاسلام محمدعلی رضایی اصفهانی که در زمینه مطالعات قرآن و علوم فعالیت‌ می‌کنند در این زمینهمی‌نویسد: در مورد انطباق آیه مذکور با وجود حیات و موجودات زنده در کرات دیگر تذکر چند نکته لازم است: واژه «سماء» و «سموات» در قرآن به چند معنا به کار مى‏‌رود (جهت بالا- کرات آسمانى- جو زمین و ...) مى‌آید. تفسیر به وجود موجودات زنده در کرات دیگر وقتى صحیح است که ثابت کنیم کلمه «سموات» در آیه مورد بحث به معناى کرات آسمانى مى‏‌آید. در حالى که ممکن است کسى احتمال دهد که «سموات» در آیه فوق طبقات جو اطراف زمین است و مراد از دابة موجودات ریز ذره‏‌بینى (مثل ویروس‌ها و ...) و درشت (مثل پرندگان) است که در فضاى اطراف ما پراکنده‏‌اند. امّا با این حال مى‏‌توان گفت که ممکن است مراد از آیه هر دو تفسیر (کرات آسمانى و طبقات جو زمین) باشد.

لکن آیت‌الله قرشی با قاطعیت از آیه مذکور دلالت بر وجود موجودات در کره‌های آسمانی را می‌فهمد. او می‌نویسد: ضمیر «فِیهِما» به آسمانها و زمین راجع است و با قاطعیت تمام روشن می‌شود که در آسمانها جنبندگانى آفریده و پراکنده شده‏‌اند و از جمله «عَلى‏ جَمْعِهِمْ إِذا یَشاءُ قَدِیرٌ» به‌دست می‌آید که روزى میان اهل زمین و آنها ارتباط بر قرار خواهد شد. اگر منظور از جمع، رسیدن آنها به یکدیگر باشد.

یکی دیگر از آیات معروفی که از آن برای اثبات وجود موجودات فرازمینی استفاده شده است، «الحمد لله رب العالمین»(فاتحه/2) است. جمع نمودن کلمه «عالم» با «بن» نشانه ذوی العقول بودن آن است. برخی مفسران مقصود از عالمین را جهان جن، جهان انس، جهان آب و ... دانسته‌اند که هر کدام جهانی مستقل از دیگری هستند. اما علامه طباطبایی معتقد است که این کلمه هم بر تک تک افراد عالم دلالت دارد هم نوع نوع آنها.

اینجاست که می‌توان تعبیر قرآن در برخی موارد که فرموده است «مشارق و مغارب» را تأییدکننده جهان‌های مختلف و متعدد بداند و اینکه خورشیدهای متعددی در مکان‌های مختلف در بین کهکشان‌ها وجود دارد که منشأ جهان‌هایی مانند کره زمین خواهند بود.

- آیا روایاتی در تایید موجودات فرازمینی داریم؟

روایتی از امام صادق (ع) هم وجود دارد که می‌فرماید: خدا دوازده هزار عالَم دارد که هر عالَمی بزرگتر از هفت آسمان و زمین است. هیچ عالَمی نمی‌داند که عالَم دیگری غیر از آنها وجود دارد. این روایت نشان می‌دهد که علم نداشتن نسبت به جهان دیگر بر فرض وجود جهان‌ها و عالم‌های دیگر معنا پیدا می‌کند.

روایت دیگری وجود دارد که از شهرهای درون آسمان‌ها خبر می‌دهد که ساکنان آن زبان متفاوتی دارند و نسبت به وجود آدم بی‌خبرند.

آیه دیگری که برخی با تفسیری خاص از آن استفاده وجود موجودات آسمانی را کرده‌اند آیه شریفه: «وَ السَّماءِ ذاتِ الْبُرُوجِ(بروج/1)؛ سوگند به آسمان که داراى برج‏‌هاست‏» است. آیت‌الله صادقی معتقد بود که غلط است از این آیه تفسیر به برج‌های دوازده‌گانه کنیم؛ زیرا قرآن بنا بر اصطلاح‌های فلکیون و منجمین نازل نشده است بلکه به زبان عربی فصیح نازل شده که هر عرب زبانی آن را بفهمد. سپس اضافه می‌کند که روایات هم آیه را به برج‌های هفت‌گانه تفسیر نکرده‌اند. ایشان مراد از بروج را قصرهای مرتفع در آسمان‌ها می‌داند که با زینت‌هایی آراسته شده است. این آیه نشان می‌دهد که شهرهایی در آسمان هستند که خدا یا انسان یا هر موجود دیگری آن را ساخته و چه‌بسا در آینده بتوان به آنجاها سفر کرد. او معتقد است ساکنان شهرهای آسمانی، به گناه آلوده نشده‌اند و از شیطان و انسان خبر ندارند و فقط راه و رسم خداپرستی را دارند.

به نظر می‌رسد که سخنان ایشان فقط در حد احتمال است. بنابراین می‌توانیم بگوییم وجود موجوداتی خارج از زمین اعم از ملائکه، جن، و موجود فضایی و حتی انسان امکان دارد.

منبع: ایکنا



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » کامران اویسی ( دوشنبه 96/6/27 :: ساعت 9:5 عصر )

»» روایات تفسیری منتقله از دیدگاه نخبه دانشگاه و حوزه

تحقیق و بررسی در خصوص روایات موجود در منابع اهل تشیع و تسنن همواره به عنوان یکی از موضوعات مهم و کلیدی محققین این علم بوده است.
تاریخ انتشار : شنبه 17 تیر 1396 ساعت 14:32
کد مطلب: 7060
 
روایات تفسیری منتقله از دیدگاه نخبه دانشگاه علوم و معارف قرآن کریم
 
به گزارش پایگاه قرآنی – دانشگاهی ایحاء ، دکتر کامران اویسی که پایان نامه وی با عنوان«روایات تفسیری منتقله قصص انبیا در مجمع البیان» به تازگی در شانزدهمین دوره انتخاب پایان نامه های برتر کشور در مقطع دکتری حائز رتبه دوم شد، فارغ التحصیل مقطع دکتری دانشکده علوم قرآنی قم می باشد که به تحقیق و بررسی یکی از انواع روایات تفسیری با نام « روایات تفسیری منتقله» پرداخته است که در ادامه با آن آشنا خواهیم شد. 


- معرفی اجمالی

اینجانب کامران اویسی متولد تهران که بعد از گذراندن تحصیلات دانشگاهی در مقطع کارشناسی علوم قرآنی و خدمت سربازی وارد حوزه علمیه قم شدم و در کنار تحصیلات حوزوی، تحصیلات دانشگاهی را تا مقطع دکتری در رشته تفسیر تطبیقی ادامه دادم و اکنون فارع التحصیل دکتری دانشگاه علوم و معارف قران کریم هستم.

رساله دکتری اینجانب که مقام دوم جشنواره پایان نامه های قرآنی را کسب نمود با عنوان بررسی روایات منتقله قصص انبیا در مجمع البیان است.


- منظور از روایات تفسیری منتقله در قصص انبیاء چیست؟

روایات تفسیری از مباحثی هستند که با رشد مطالعات قرانی در کشور بدان بیشتر پرداخته شده است.

روایات منتقله به روایاتی گویند که از مکتب و مذهبی به مکتب و مذهب دیگر انتقال یابد اما راویان یا علمای مقصد متوجه این انتقال نمی شوند.

به عنوان مثال ممکن است روایتی از مکتب خلفای اهل تسنن وارد مکتب و منابع حدیثی شیعه شود و تلقی روایت امام صادق علیه السلام از آن شود در صورتی که این روایت از امام صادق علیه سلام صادر نشده است.

فصل اول رساله به تبیین همین کلیات و مفاهیم مربوط می شود. و آرای علمایی مانند صالحی نجف آبادی و علامه عسکری درباره روایات منتقله بررسی می گردد.


- دلیل انتخاب مجمع البیان برای کار تحقیقاتی در این زمینه چیست؟

تفسیر مجمع البیان نیز دارای روایات منتقله است. به ویژه در بحث قصص قرآن و به صورت خاص تر در داستان پیامبران

بنابراین فصل های دوم تا پنجم رساله به ترتیب بر اساس پیامبرانی که داستانشان در قرآن آمده است از آدم تا خاتم علبهم السلام تدوین یافته است.

علت و ملاک اینکه برخی روایات، منتقله می شوند نیز در جای خود در رساله توضیح داده شده است مانند راویان و اساتید روایت مشترک بین شیعه و اهل تسنن به ویژه در آثار شیخ صدوق و شیخ طوسی. اشتباه نساخ در تلقی از کنیه های مشترک مانند ابوجعفر که احتمال داشته ابوجعفر طبری مفسر سنی بوده اما بعدا ناسخ و نویسنده خیال کرده منظور ابوجعفر باقر است و یک علیه السلام جلویش نوشته و دیگران پس از او نیز بدون توجه آن را تلقی روایت امام باقر کرده اند.


- دلیل انتخاب این موضوع و اولویت این موضوع در جهان اسلام چیست؟

استاد راهنما و کسی که جرقه این نوع نگاه به روایات را در ذهن بنده روشن نمود جناب حجت الاسلام دکتر سید رضا مودب استاد تمام دانشگاه قم است که سالها قبل از تدوین رساله دکتری این بحث روایات منتقله را به صورت مقاله چاپ کردیم. و در حال حاضر نزدیک پنج تا شش مقاله علمی پژوهشی و علمی ترویجی در این زمینه نوشته ام که اکثرا با همکاری دکتر مودب بوده است.

نیز در صدد هستیم تا یک کرسی نظریه پردازی برای روایات منتقله برگزار کنیم که البته کمی زمان می برد.


- نتایج به دست آمده در این تحقیقات را بیان بفرمایید.

نتیجه اینکه روایات منتقله هم می توانند استوار باشند هم نا استوار. البته به زودی چکیده رساله را برایتان از خود رساله می فرستم.

اساتید مشاور نیز عبارت بودند از ایت الله دمتر احمد عابدی چهره شناخته شده تلویزیونی که کارشناس مذهبی برنامه هایی مانند این شبها و باران که در لحاظات قبل از افطار شبکه یک سیما پخش می شد هستند و در زمینه حدیث و روایت تسلط دارند. نیز حجت الاسلام دکتر محمدتقی دیاری بیدگلی که ایشان نیز در زمینه روایات به ویژه روایات تفسیری و نیز مبحث اسرائیلیات ید طولایی دارند.

سخت گیری های داوران دانشکده علوم قرآنی قم دانشگاه علوم و معارف قرآن کریم نیز به غنای این رساله کمک نمود. به ویژه دقت نظر حجت الاسلام دکتر عبدالرضا زاهدی که ایشان نیز در زمان خودشان  سالها پیش رساله دکتری ایشان حائز رتبه برتر شده بود. نیز حجت الاسلام مهدی رستم نژاد که در حال حاضر معاون آموزش حوزه های علمیه سراسر کشور نیز هستند و از متخصصان به نام مطالعه در زمینه روایات تفسیری هستند.

همه اینها به ویژه عنایت خود معصومان علیهم السلام و شاید دعای مرحوم طبرسی صاحب تفسیر مجمع البیان منجر به این شد که رساله دکتری بنده حقیر دارای کیفیت علمی مطلوبی شوذ.

به نظر می رسد اگر روایات منتقله استوار را بتوان پیدا نمود هرچند اندک؛به بحث تقریب بین مذاهب کمک می کند. از جنبه کشف نا استوارها نیز سبب پالایش روایات به ویژه روایات تفسیری می شود که در مجمع البیان به دلیل استفاده از سخنان صحابه و تابعین ونگاه تقریبی طبرسی اهمیت بیشتری میابد.


- آیا این موضوع تابحال پیش زمینه هایی داشته و از سوی مراکز تحقیقاتی در این خصوص تحقیفاتی صورت پذیرفته است؟

اولین کسی هستم که در زمینه روایتهای منتقله در غیر اختلاف قرائت مقاله نوشتم و در واقع پیشینه رساله دکتری خود را به صورت خاص خودم تولید کردم گرچه به صورت عام در کتابهای علامه عسکری و مرحوم صالحی نجف آبادی دیده می شود.

دیگرانی نیز در دانشگاه های دیگر مانند قم و کاشان در حال تالیف رساله و پایان نامه در همین زمینه روایات منتقله هستند.

 
- خواسته های خود را از داشگاه علوم و معارف قرآن کریم و مراکز تحقیقاتی و مجامع علمی بیان کنید.

بنده هم کارشناسی و هم دکتری خود را در دانشگاه علوم و معارف قرآن کریم گذرانده ام و یک عرق و علاقه خاصی به دانشگاه دارم. کاش مسئولان نگاه عمیقتری به ظرفیتهای موجود در دانشگاه چه اساتید و چه دانشجویان داشته باشند.

مدیر پژوهش دانشگاه جناب دکتر کاوند طی تماسی صحبت اولیه چاپ رساله را در انتشارات دانشگاه انجام دادند. حال باید دید این سخن محقق می شود یا خیر.خلاصه امیدوارم که بشود.

اما هنوز حتی یک تماس تلفنی از سوی وزارت علوم نداشته ام چه رسد که بخواهند تقدیر و جایزه بدهند.

در خواست بنده از دانشگاه فخیم علوم و معارف قرآن کریم این است که ترتیبی اتخاذ شود که بنده دین خود را به عنوان یک عضو این دانشگاه در قالب تدریس ادا کنم. بنده فقط دو واحد در دانشکده تفسیر درس داده ام. نیزاگر قراراست عضوهیات علمی جدیدی گرفته شود از پتانسیل های خود دانشگاه استفاده شود نه از بیرون. بنده همین جا با افتخاراعلام می کنم که اگر پیشنهاد عضویت هیات علمی به بنده شود با کمال میل می پذیرم.

بنده دارای شش مقاله علمی پژوهشی و چند مقاله علمی ترویجی و پنج کتای تالیفی و چندین مقاله در کنفرانس های بین المللی و ملی هستم.


- برنامه های خود را برای آینده اعلام و چند نمونه از مهمترین فعالیت های علمی خود را بیان نمایید.

بنده خیلی علاقه مندم در آینده بتوانم ملاک های تشخیص روایات منتقله و استواری و نااستواری آنها را به تفصیل منقح سازم و در قالب یک کتاب ارائه دهم و نیز از آنجا که رشته بنده تفسیر تطبیقی است دوست دارم یک دور تفسیر تطبیقی ترتیبی بنویسم که البته یک فعالیت علمی  بیست ساله است.

 
- در پایان هرسخن و یا مطالب مفید متناسب با موضوع که مد نطرتان است، بیان بفرمایید.

صحبت خاص دیگری ندارم فقط دعا می کنم که دانشگاه و دانشجویان و اساتید روز به روز به برکت های علمی و دینی این دانشگاه با کسب موفقیت های خود اضافه کنند.
منبع: سایت ایحا


نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » کامران اویسی ( شنبه 96/4/31 :: ساعت 6:52 عصر )

<      1   2   3   4   5   >>   >
»» لیست کل یادداشت های این وبلاگ

چاپ مقاله ای درباره مجتهد شبستری
مقاله بازتاب نفی سبیل در قانون اساسی
انتشار مقاله مشترک دانشجو و استاد درباره سیاق آیه تطهیر
پذیرش مقاله مشترک اویسی و پورعسکری
نجات قاضی نور الله شوشتری با یک بیت شعر
دست نوشته ای برای امام زمان
بررسی روش تحلیل محتوا
چاپ مقاله بررسی تفسیر آیه چهل توبه
اعلام برنامه رساله های قرآنی رادیو قرآن این هفته
جزوه درس بررسی دیدگاه های قرآنی و حدیثی امام خمینی و رهبری
جزوه مکاتب تفسیری جلد یک و دو
[عناوین آرشیوشده]
 

>> بازدید امروز: 443
>> بازدید دیروز: 1008
>> مجموع بازدیدها: 485666
» درباره من «

به یاد دوست

» پیوندهای روزانه «

افزایش بازدید
حدیث [24]
وب سایت دکتر سید رضا مودب [45]
رادیو معارف [14]
[آرشیو(4)]

» فهرست موضوعی یادداشت ها «
دکتر[93] . اویسی[89] . استاد[81] . حجت الاسلام[77] . قرآن[65] . شیعه[63] . کامران[61] . کامران اویسی[60] . اسلام[46] . دانشگاه[39] . خبر[32] . تفسیر[29] . اطلاعیه[24] . حدیث[23] . علوم قرآن[22] . قرائت[19] . جزوه[19] . قم[18] . قاری[17] . فقه[17] . وهابیت[17] . سنی[17] . دکتر[16] . کامران اویسی[16] . کامران[15] . مفسر[15] . آموزش[15] . امام زمان[14] . مقاله[14] . دانلود[13] . امام حسین[12] . استاد اویسی[11] . ارشد[11] . تواشیح[11] . دانشجو[11] . حوزه[11] . خویی[10] . تلاوت[10] . مصاحبه[10] . مداحی[9] . معلم[9] . درس[9] . حقوق[9] . پیامبر[8] . مکارم شیرازی[8] . مهدویت[8] . وحید خراسانی[8] . کتاب[7] . مداح[7] . مربی[7] . فاطمه[7] . عکس[7] . اهل سنت[7] . آیت الله[7] . اصول فقه[7] . سخنرانی[7] . روایت[7] . زهرا[7] . صوت و لحن[7] . رساله[6] . حجت الاسلام اویسی[6] . حجاب[6] . دکتری[6] . رجال[6] . اصول[6] . پایان نامه[6] . علم[6] . عربی[6] . علوم قرآنی[6] . علی[6] . کانون[6] . مراجع[6] . معارف[6] . منشاوی[6] . کانون[6] . مصر[5] . قران[5] . فیلم[5] . عزالدین زنجانی[5] . تفسیر ادبی[5] . توحید[5] . تدریس[5] . اسلامی[5] . امام رضا[5] . آخوند[5] . حجت السلام[5] . روایات[5] . سینما[5] . سیستانی[4] . شهادت[4] . صیغه[4] . شیعه و اهل سنت[4] . سبحانی[4] . سبک زندگی[4] . حجیت[4] . خبرگزاری[4] . حضرت زهرا[4] . آزمون[4] . ازدواج[4] . اربعین[4] . امام عصر[4] . امام[4] . امتحان[4] . ظهور[4] . عبدالباسط[4] . علمی[4] . مسیحیت[4] . متعه[4] . مجله[4] . محرم[4] . محقق داماد[4] . مودب[4] . منتقله[4] . معرفت[4] . موشح[4] . ولایت[4] . نوری همدانی[4] . همایش[4] . نمونه سؤال[3] . نکاح[3] . وحی[3] . یادداشت[3] . کریمی[3] . کلام[3] . کنفرانس[3] . موقت[3] . نسخ[3] . نماز[3] . مکتب تفکیک[3] . ملی[3] . مهر[3] . متن[3] . گلپایگانی[3] . مختارنامه[3] . علم امام[3] . غیب[3] . قدر[3] . فسخ[3] . قصاص[3] . اهل بیت[3] . بدن 14 معصوم[3] . پژوهشکده[3] . پاسخ[3] . پاکستان[3] . تاریخ[3] . تقلید[3] . تعزیر[3] . تلوزیون[3] . تفکیک[3] . الاتقان[3] . امام مهدی[3] . احکام[3] . آیه[3] . اخبار[3] . خلقت ائمه[3] . دائم[3] . خمینی[3] . دانشگاه قم[3] . داستان[3] . دین[3] . حکم[3] . حرم حضرت معصومه[3] . حجت الاسلام کامران اویسی[3] . حجت الاسلام و المسلمین[3] . چاپ[3] . جن[3] . زیارت[3] . سنت[3] . سوره[3] . روضه[3] . رمضان[3] . صافی گلپایگانی[3] . طلاق[3] . شاعر[3] . شبهه[3] . شبیری زنجانی[2] . شبهات[2] . شبهات بر شیعه و پاسخ ها[2] . شرک[2] . سیر مطالعاتی[2] . سیوطی[2] . شاگرد نخودکی[2] . سوره جن[2] . طلبه[2] . طنز[2] . صلوات[2] . شمس[2] . صوت[2] . شهید[2] . شیخ[2] . شیخ بهایی[2] . ربا[2] . رسول[2] . رسول الله[2] . روحانی[2] . زندگی نامه صدر[2] . زرتشت[2] . زن[2] . روانشناس[2] . سوال[2] . سریال[2] . سلام[2] . سلحشور[2] . سلفیه[2] . سخنران[2] . جهاد[2] . جوادی املی[2] . جلسه قرآن[2] . حجت[2] . بدعت[2] . حدود[2] . حوزه علمیه[2] . حکم[2] . خدا[2] . دوازده[2] . ذکر[2] . رادیو[2] . دست نوشته[2] . دعا[2] . خودکشی[2] . خامنه ای[2] . اثر[2] . آیت الله وحید خراسانی[2] . آیت الله حاج شیخ مجتبی قزوینی[2] . آیت الله سبحانی[2] . آخوند خراسانی[2] . 1[2] . امام هادی[2] . امام سجاد[2] . امام صادق[2] . انجیل[2] . اندیشه[2] . اعتقادات[2] . الهیات[2] . اصغر فرهادی[2] . ارائه[2] . استخدام[2] . استصحاب[2] . اسماعیل[2] . اطلاعیه1[2] . اطلاعیه2[2] . اعجاز قرآن[2] . تقریب[2] . تفسیری[2] . تلویزیون[2] . تفسیر تطبیقی[2] . ثقلین[2] . جامعه القران[2] . تحقیق[2] . تبریک[2] . تا ثریا[2] . ترجمه[2] . تسبیح[2] . تطبیقی[2] . بلد[2] . پورعسکری[2] . برادران[2] . پژوهش[2] . پژوهشی[2] . امی[2] . برنامه[2] . قضا[2] . کتاب[2] . کربلا[2] . کفایه[2] . کفایه الاصول[2] . علق[2] . فاضل لنکرانی[2] . فقه الحدیث[2] . فقیه[2] . قرآنی[2] . قرائتی[2] . غصب[2] . علوم قرآن و حدیث[2] . فرج[2] . فرزندان[2] . علوم[2] . عراق[2] . علم غیب[2] . عاشورا[2] . عبد الباسط[2] . کشیش[2] . مسجد[2] . مراجع تقلید[2] . مطهری[2] . مؤدب[2] . ماهواره[2] . موسیقی[2] . منابع[2] . مناظره[2] . معرفی کتاب[2] . معصومه[2] . نفس[2] . نقد[2] . نبی[2] . نجف[2] . میرزا مهدی اصفهانی[2] . میرزای قمی[2] . کلاس[2] . کربلا[2] .
» آرشیو مطالب «
مهر 92
آبان 92
شهریور 92
مرداد 92
تیر 92
خرداد 92
فروردین 92
اسفند 91
آبان 91
مهر 91
شهریور 91
فروردین 91
اسفند 90
بهمن 90
مرداد 90
تیر 90
خرداد 90
اسفند 89
دی 89
آذر 89
شهریور 89
تیر 89
اردیبهشت 89
اسفند 88
آذر 92
دی 92
بهمن 92
اسفند 92
فروردین 93
اردیبهشت 93
خرداد 93
شهریور 93
مهر 93
آبان 93
دی 93
بهمن 93
اسفند 93
فروردین 94
اردیبهشت 94
خرداد 94
تیر 94
مرداد 94
آذر 94
اسفند 94
بهمن 94
فروردین 95
خرداد 95
مرداد 95
شهریور 95
مهر 95
آبان 95
آذر 95
دی 95
بهمن 95
تیر 96
اسفند 95
مرداد 96
شهریور 96
مهر 96
آبان 96
آذر 96
دی 96
بهمن 96
اسفند 96
فروردین 97
خرداد 97
مرداد 97
مهر 97
آذر 97
خرداد 98
تیر 98
شهریور 98
آبان 98
آذر 98
دی 98
بهمن 98
اسفند 98

» لوگوی وبلاگ «


» لینک دوستان «
رایان چوب
فروشگاه بیستِ بیست
دیار عاشقان
نگاهی نو به مشاوره
ساده دل تنها
سایت گوناگون دکتر رحمت سخنی Dr.Rahmat Sokhani
سرزمین رویا
farajbabaii
ارواحنا فداک یا زینب
دهکده کوچک ما


» صفحات اختصاصی «

» وضعیت من در یاهو «
یــــاهـو
» طراح قالب «