گزارش برگزاری کرسی ترویجی «چیستی روایات منتقله تفسیری با تکیه بر دیدگاه علامه عسکری»

برگرفته از سایت دانشگاه معارف اسلامی


کرسی نظریه‌پردازی، نقد و مناظره (کرسی ترویجی) با عنوان «چیستی روایات منتقله تفسیری با تکیه بر دیدگاه علامه عسکری» به همت معاونت پژوهشی دانشگاه معارف اسلامی، با ارائه حجت الاسلام و المسلمین دکتر کامران اویسی استادیار دانشگاه معارف اسلامی و نقد حجج اسلام: دکتر عبدالهادی مسعودی دانشیار دانشگاه قرآن و حدیث و دکتر محمدهادی منصوری استادیار دانشگاه معارف اسلامی و دبیری دکتر علیرضا کمالی در روز پنج‌شنبه 17 بهمن ماه 98 در سالن امام رضا (علیه‌السلام) برگزار شد. ادامه مطلب...

نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » کامران اویسی ( یکشنبه 98/11/27 :: ساعت 12:10 عصر )


»» ارائه مقاله در همایش آیت الله فاضل لنکرانی

 

همایش ملی حوزه های علمیه، مرجعیت و قرآن کریم با محوریت «دیدگاه های علوم قرآنی مرحوم آیت الله العظمی فاضل لنکرانی(ره)» در تاریخ پنجشنبه 5دی 1398 در مرکز فقهی ائمه اطهار(ع) برگزار گردید. در این همایش جمعی از دانشجویان گروه معارف قرآن و حدیث دانشگاه معارف اسلامی نیز حضور داشتند. همچنین حجت الاسلام و المسلمین دکتر کامران اویسی عضو هیات علمی دانشگاه معارف اسلامی نیز به ارائه مقاله خود با عنوان «بررسی قلمرو روایات تفسیری با تکیه بر دیدگاه آیت الله العظمی فاضل لنکرانی» پرداخت و سپس داوران به نقد و بررسی آن پرداختند.

آیت الله «علیرضا اعرافی»، مدیر حوزه های علمیه کشور در برنامه اختتامیه این همایش به ایراد سخنرانی پرداخت.

در مراسم افتتاحیه این همایش آیت الله العظمی «ناصر مکارم شیرازی» در پیامی به با اشاره به تهمت های ناروای دشمنان مبنی بر عدم توجه به قرآن کریم گفت: برگزاری چنین همایش هایی در این راستا امری لازم و ضروری است.

همچنین آیت الله «رضا استادی» عضو شورای عالی حوزه های علمیه با اشاره به اهتمام مراجع تقلید به تفسیر قرآن کریم، گفت: در صدسال اخیر 50 کتاب تفسیر قرآن در حوزه علمیه تولید شده است که از این تعداد، 10 صاحب تفسیر از مراجع بزرگوار تقلید بوده اند.

آیت الله «محمدجواد فاضل‌لنکرانی» رییس مرکز فقهی ائمه اطهار(ع) در مراسم امروز با بیان این که اتهام تحریف قرآن به فقها برای منزوی کردن شیعه در مجامع جهانی است، گفت: بزرگان شیعه به ویژه مرحوم آیت الله العظمی فاضل‌لنکرانی با این تفکر مخالفت جدی داشتند.

حجت الاسلام «محسن قمرزاده» دبیر همایش دیدگاه های علوم قرآنی آیت الله العظمی فاضل‌لنکرانی نیز در این همایش با اشاره به ارسال 350 مقاله به دبیرخانه این همایش گفت: ما بیش از 30 کارگاه و 13 نشست فاخر گذاشتیم که در کنار تولید 12 کتاب دستاورد بزرگی محسوب می‌ شود.

رونمایی از 12 جلد کتاب همایش به همراه گزارش دبیر علمی همایش و بیان مقالات نیز بخش دیگری از برنامه های این همایش بود.

دربخش صبح این همایش همچنین، حجت الاسلام علیرضا محمدی فردپژوهشگر علوم قرآنی در تحلیل روش شناختی کتاب مدخل التفسیر مرحوم آیت الله فاضل‌لنکرانی گفت: حقیقت معجزه، قرائات، اصول تفسیر و عدم تحریف چهار عنوان مهم در این کتاب است.

حجت الاسلام والمسلمین محمد صادق یوسفی مقدم عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی در ارتباط با حجیت اصولی قرائات از منظر آیت الله العظمی فاضل‌لنکرانی گفت: مرحوم آیت الله فاضل می‌ فرمایند اثبات قرائت به وسیله خبر واحد درست نیست.بخش عصرگاهی این همایش نیز همراه با برگزاری پنل های علمی بود که در پنل های «ظاهر و باطن، محکم و متشابه»، «اصول، مبانی و قواعدوتفسیر»، «اعجاز قرآن»، «جمع قرآن و قرائات» و «تحریف ناپذیری قرآن» اساتید برجسته حوزه و دانشگاه از جمله حجج اسلام و المسلمین عبدالکریم بهجت پور، محمدعلی رضایی اصفهانی، علی اکبر بابایی، محسن قمرزاده و سید رضا مؤدب به ارائه بحث و نظر پرداختند.در این پنل ها 40 نفر از صاحبان مقالات برتر به ارائه مقاله خود پرداخته و بعد از پایان پنل ها نشست بررسی و امتیاز دهی با حضور داوران و دبیر علمی برگزار شد.گفتنی است، نمایشگاه پوستر چکیده مقالات و نمایشگاه کتاب آثار علمی آیت الله العظمی فاضل لنکرانی ره» ومرکز فقهی ائمه اطهار(ع) هم در جنب این همایش برپا شده بود.

 



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » کامران اویسی ( یکشنبه 98/10/8 :: ساعت 2:27 عصر )

»» روایات تفسیری منتقله از دیدگاه نخبه دانشگاه و حوزه

تحقیق و بررسی در خصوص روایات موجود در منابع اهل تشیع و تسنن همواره به عنوان یکی از موضوعات مهم و کلیدی محققین این علم بوده است.
تاریخ انتشار : شنبه 17 تیر 1396 ساعت 14:32
کد مطلب: 7060
 
روایات تفسیری منتقله از دیدگاه نخبه دانشگاه علوم و معارف قرآن کریم
 
به گزارش پایگاه قرآنی – دانشگاهی ایحاء ، دکتر کامران اویسی که پایان نامه وی با عنوان«روایات تفسیری منتقله قصص انبیا در مجمع البیان» به تازگی در شانزدهمین دوره انتخاب پایان نامه های برتر کشور در مقطع دکتری حائز رتبه دوم شد، فارغ التحصیل مقطع دکتری دانشکده علوم قرآنی قم می باشد که به تحقیق و بررسی یکی از انواع روایات تفسیری با نام « روایات تفسیری منتقله» پرداخته است که در ادامه با آن آشنا خواهیم شد. 


- معرفی اجمالی

اینجانب کامران اویسی متولد تهران که بعد از گذراندن تحصیلات دانشگاهی در مقطع کارشناسی علوم قرآنی و خدمت سربازی وارد حوزه علمیه قم شدم و در کنار تحصیلات حوزوی، تحصیلات دانشگاهی را تا مقطع دکتری در رشته تفسیر تطبیقی ادامه دادم و اکنون فارع التحصیل دکتری دانشگاه علوم و معارف قران کریم هستم.

رساله دکتری اینجانب که مقام دوم جشنواره پایان نامه های قرآنی را کسب نمود با عنوان بررسی روایات منتقله قصص انبیا در مجمع البیان است.


- منظور از روایات تفسیری منتقله در قصص انبیاء چیست؟

روایات تفسیری از مباحثی هستند که با رشد مطالعات قرانی در کشور بدان بیشتر پرداخته شده است.

روایات منتقله به روایاتی گویند که از مکتب و مذهبی به مکتب و مذهب دیگر انتقال یابد اما راویان یا علمای مقصد متوجه این انتقال نمی شوند.

به عنوان مثال ممکن است روایتی از مکتب خلفای اهل تسنن وارد مکتب و منابع حدیثی شیعه شود و تلقی روایت امام صادق علیه السلام از آن شود در صورتی که این روایت از امام صادق علیه سلام صادر نشده است.

فصل اول رساله به تبیین همین کلیات و مفاهیم مربوط می شود. و آرای علمایی مانند صالحی نجف آبادی و علامه عسکری درباره روایات منتقله بررسی می گردد.


- دلیل انتخاب مجمع البیان برای کار تحقیقاتی در این زمینه چیست؟

تفسیر مجمع البیان نیز دارای روایات منتقله است. به ویژه در بحث قصص قرآن و به صورت خاص تر در داستان پیامبران

بنابراین فصل های دوم تا پنجم رساله به ترتیب بر اساس پیامبرانی که داستانشان در قرآن آمده است از آدم تا خاتم علبهم السلام تدوین یافته است.

علت و ملاک اینکه برخی روایات، منتقله می شوند نیز در جای خود در رساله توضیح داده شده است مانند راویان و اساتید روایت مشترک بین شیعه و اهل تسنن به ویژه در آثار شیخ صدوق و شیخ طوسی. اشتباه نساخ در تلقی از کنیه های مشترک مانند ابوجعفر که احتمال داشته ابوجعفر طبری مفسر سنی بوده اما بعدا ناسخ و نویسنده خیال کرده منظور ابوجعفر باقر است و یک علیه السلام جلویش نوشته و دیگران پس از او نیز بدون توجه آن را تلقی روایت امام باقر کرده اند.


- دلیل انتخاب این موضوع و اولویت این موضوع در جهان اسلام چیست؟

استاد راهنما و کسی که جرقه این نوع نگاه به روایات را در ذهن بنده روشن نمود جناب حجت الاسلام دکتر سید رضا مودب استاد تمام دانشگاه قم است که سالها قبل از تدوین رساله دکتری این بحث روایات منتقله را به صورت مقاله چاپ کردیم. و در حال حاضر نزدیک پنج تا شش مقاله علمی پژوهشی و علمی ترویجی در این زمینه نوشته ام که اکثرا با همکاری دکتر مودب بوده است.

نیز در صدد هستیم تا یک کرسی نظریه پردازی برای روایات منتقله برگزار کنیم که البته کمی زمان می برد.


- نتایج به دست آمده در این تحقیقات را بیان بفرمایید.

نتیجه اینکه روایات منتقله هم می توانند استوار باشند هم نا استوار. البته به زودی چکیده رساله را برایتان از خود رساله می فرستم.

اساتید مشاور نیز عبارت بودند از ایت الله دمتر احمد عابدی چهره شناخته شده تلویزیونی که کارشناس مذهبی برنامه هایی مانند این شبها و باران که در لحاظات قبل از افطار شبکه یک سیما پخش می شد هستند و در زمینه حدیث و روایت تسلط دارند. نیز حجت الاسلام دکتر محمدتقی دیاری بیدگلی که ایشان نیز در زمینه روایات به ویژه روایات تفسیری و نیز مبحث اسرائیلیات ید طولایی دارند.

سخت گیری های داوران دانشکده علوم قرآنی قم دانشگاه علوم و معارف قرآن کریم نیز به غنای این رساله کمک نمود. به ویژه دقت نظر حجت الاسلام دکتر عبدالرضا زاهدی که ایشان نیز در زمان خودشان  سالها پیش رساله دکتری ایشان حائز رتبه برتر شده بود. نیز حجت الاسلام مهدی رستم نژاد که در حال حاضر معاون آموزش حوزه های علمیه سراسر کشور نیز هستند و از متخصصان به نام مطالعه در زمینه روایات تفسیری هستند.

همه اینها به ویژه عنایت خود معصومان علیهم السلام و شاید دعای مرحوم طبرسی صاحب تفسیر مجمع البیان منجر به این شد که رساله دکتری بنده حقیر دارای کیفیت علمی مطلوبی شوذ.

به نظر می رسد اگر روایات منتقله استوار را بتوان پیدا نمود هرچند اندک؛به بحث تقریب بین مذاهب کمک می کند. از جنبه کشف نا استوارها نیز سبب پالایش روایات به ویژه روایات تفسیری می شود که در مجمع البیان به دلیل استفاده از سخنان صحابه و تابعین ونگاه تقریبی طبرسی اهمیت بیشتری میابد.


- آیا این موضوع تابحال پیش زمینه هایی داشته و از سوی مراکز تحقیقاتی در این خصوص تحقیفاتی صورت پذیرفته است؟

اولین کسی هستم که در زمینه روایتهای منتقله در غیر اختلاف قرائت مقاله نوشتم و در واقع پیشینه رساله دکتری خود را به صورت خاص خودم تولید کردم گرچه به صورت عام در کتابهای علامه عسکری و مرحوم صالحی نجف آبادی دیده می شود.

دیگرانی نیز در دانشگاه های دیگر مانند قم و کاشان در حال تالیف رساله و پایان نامه در همین زمینه روایات منتقله هستند.

 
- خواسته های خود را از داشگاه علوم و معارف قرآن کریم و مراکز تحقیقاتی و مجامع علمی بیان کنید.

بنده هم کارشناسی و هم دکتری خود را در دانشگاه علوم و معارف قرآن کریم گذرانده ام و یک عرق و علاقه خاصی به دانشگاه دارم. کاش مسئولان نگاه عمیقتری به ظرفیتهای موجود در دانشگاه چه اساتید و چه دانشجویان داشته باشند.

مدیر پژوهش دانشگاه جناب دکتر کاوند طی تماسی صحبت اولیه چاپ رساله را در انتشارات دانشگاه انجام دادند. حال باید دید این سخن محقق می شود یا خیر.خلاصه امیدوارم که بشود.

اما هنوز حتی یک تماس تلفنی از سوی وزارت علوم نداشته ام چه رسد که بخواهند تقدیر و جایزه بدهند.

در خواست بنده از دانشگاه فخیم علوم و معارف قرآن کریم این است که ترتیبی اتخاذ شود که بنده دین خود را به عنوان یک عضو این دانشگاه در قالب تدریس ادا کنم. بنده فقط دو واحد در دانشکده تفسیر درس داده ام. نیزاگر قراراست عضوهیات علمی جدیدی گرفته شود از پتانسیل های خود دانشگاه استفاده شود نه از بیرون. بنده همین جا با افتخاراعلام می کنم که اگر پیشنهاد عضویت هیات علمی به بنده شود با کمال میل می پذیرم.

بنده دارای شش مقاله علمی پژوهشی و چند مقاله علمی ترویجی و پنج کتای تالیفی و چندین مقاله در کنفرانس های بین المللی و ملی هستم.


- برنامه های خود را برای آینده اعلام و چند نمونه از مهمترین فعالیت های علمی خود را بیان نمایید.

بنده خیلی علاقه مندم در آینده بتوانم ملاک های تشخیص روایات منتقله و استواری و نااستواری آنها را به تفصیل منقح سازم و در قالب یک کتاب ارائه دهم و نیز از آنجا که رشته بنده تفسیر تطبیقی است دوست دارم یک دور تفسیر تطبیقی ترتیبی بنویسم که البته یک فعالیت علمی  بیست ساله است.

 
- در پایان هرسخن و یا مطالب مفید متناسب با موضوع که مد نطرتان است، بیان بفرمایید.

صحبت خاص دیگری ندارم فقط دعا می کنم که دانشگاه و دانشجویان و اساتید روز به روز به برکت های علمی و دینی این دانشگاه با کسب موفقیت های خود اضافه کنند.
منبع: سایت ایحا


نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » کامران اویسی ( شنبه 96/4/31 :: ساعت 6:52 عصر )

»» زبان عربی و روایات مربوطه


زبان مهم ترین وسیله برای برقراری ارتباط بین انسان ها است. و این توانایی تکلم و صحبت کردن از نعمت های بزرگ خداوند متعال است که در قرآن به آن اشاره شده است: «و به او تعلیم نطق و بیان فرمود».” عَلَّمَهُ الْبَیَان‌ ” [1]
انسان ها در دنیا با زبان های گوناگونی با هم ارتباط برقرار کرده که یکی از آن زبان ها، زبان عربی می باشد. زبان عربی هزار و چند سال است که با زبان فارسی پیوند دارد. مهم ترین ویژگی زبان عربی این است که لغت قرآن است و خداوند مهربان آیات کتاب خود را با این لغت بر ما نازل کرده است. پیامبر اکرم (ص) و ائمه معصومین (ع) با این لغت با خدا مناجات می کرده اند. و این لغت زبان متون و منابع ارزشمند اسلامی یعنی متون حدیثی، تفسیری و تاریخی و… است؛ از این جهت دارای قداست و ارزش خاصی است و کسانی که بخواهند بلا واسطه با حقیقت اسلام آشنا شوند لازم است که با این زبان آشنایی کامل داشته باشند.

← روایاتی در مورد زبان عربی
در برخی از روایات آمده است:
1. اهل بهشت به زبان عربی سخن می‌گویند [3] [4] [5] [6] و حوریان بهشتی نیز به عربی سخن می گویند. [7]
2. از حضرت صادق از پدر بزرگوارش علیهما السّلام‌ روایت شده است: «خداوند با هیچ پیامبری سخن نگفت مگر با زبان عربی»
«ما أنزل الله تبارک و تعالی کتاباً و لا وحیاً إلا بالعربیه؛ فکان یقع فی مسامع ألانبیا بألسنه قومهم و کان یقع فی مسامع نبینا (ص) بالعربیه»[8] [9]
3. زبان عربی زبان خدای متعال است: «تعلموا العربیه فإنها کلام الله الذی یکلم به خلقه» [10] [11] «الوحی ینزل من عند الله عزوجل بالعربیه فاذا أتی نبیا من الانبیا إتاه بلسان قومه» [12] خدا این زبان را بر سایر زبان‌ها برتری داده است [13] .
4. همچنین در آغاز جهان زبان حضرت آدم (ع) عربی بود ولی پس از این که نافرمانی کرد و از میو? درخت ممنوع خورد خداوند نعمت‌هایش را سلب کرد و زبان عربی را از او گرفت و زبان سریانی را جانشین آ‌ن کرد. «کان لسان آدم العربیه و هی لسان اهل الجنه. فلما عصی ربه أبدله بالجنه و نعیمها الارض و الحرث و بلسان العربیه السریانیه» [14] سپس نخستین کسی که به زبان عربی سخن گفت حضرت اسماعیل (ع) بود [15] ، حضرت یوسف (ع) در اولین ملاقات خود با پادشاه مصر به زبان عربی سلام کرد [16] و حضرت سلیمان (ع) آن را زبان عبادت خود قرار داد [17] و حضرت موسی (ع) متن زیر را با اشاره به عربی بودن معارف اسلامی به زبان عبری روی سنگی نقش کرده بود که پس از ظهور اسلام کشف شد: باسمک اللهم جاء الحق من ربک بلسان عربی مبین لا اله الا الله، محمد رسول الله، علی ولی الله و کتب موسی بن عمران بیده [18] [19] همچنین گفته می شود که وزرای حضرت مهدی (ع) با آن که همه از غیر عرب خواهند بود به زبان عربی سخن خواهند گفت [20] .
5. این زبان به عنوان زبان مقدس در بیشتر عبادات و برخی معاملات اسلامی جلوه کرده است. در اسلام اذان و اقامه نماز و تلبیه حج وعمره باید به زبان عربی باشد و همه ی مسلمانان موظفند الفاظ عربی آنها را بیاموزند. قرآن مجید نیز به عربی تلاوت می شود و متونادعیه، زیارات و تسبیحات به عربی است. عقاید اسلامی نیز به زبان عربی به میت تلقین می شود. در مواردی از بخش معاملات فقه اسلامی نیز دربار? اشتراط یا عدم اشتراط عربیت بحث می شود و اشتراط آن می تواند درجاتی داشته باشد؛ مثلاً با وجود اختلاف فتوایفقیهان برای ازدواج و طلاق خواندن صیغه لازم است و این صیغه مخصوصاً در صورت امکان باید به زبان عربی باشد. البته قوام عقد به نیتاست و نه به کلام، ولی در عقود مهمی مانند ازدواج و طلاق گونه‌ای ارتباط الهی نیز مطرح است و به همین دلیل در این موارد هم صیغه خوانده می شود و هم آن صیغه به زبان مقدس عربی است. [21]

← بررسی روایات مذکور
این احادیث با قطع نظر از بررسی سندی و این که از معصوم صادر شده است یا نه؟ می تواند از برگزیده بودن زبان عربی حکایت کند، البته لازم است به این نکته توجه نماییم که اولا: حجم این گونه احادیث در حدی است که می تواند ما را از بررسی سندی بی نیاز کند؛ ثانیا: برای قبول این مطلب هیچ استبعادی وجود ندارد و دلایل عقلی و نقلی آن را نیز رد نمی کند.
به هرحال زبان عربی زبان قرآن است و خداوند برای انتقال پیام خود که ابدی و همگانی است این زبان را برگزیده است. ویژگی های خاص، و توانمندی زبان عربی در انتقال مفاهیم و معانی می تواند از جمله دلایل گزینش این زبان از سوی خداوند محسوب گردد. [22] [23] از نظرزبان شناسان، زبان عربی از کامل‌ترین زبان های دنیا است که به خوبی می تواند مفاهیم و مطالب گسترده و عمیق را در قالب های زیبا و کوتاه بیان کند [24] [25] [26] و بر همین اساس است که عربی بودن قرآن مجید به عنوان لطفی از سوی خدای متعال در یازده آیه از کتاب الهی مطرح شده است.
البته تمام اینها بدان معنا نیست که زبانهای دیگر باید حذف شوند و یا عرب زبانان بر غیر عرب ها برتری دارند، زیرا می دانیم که اختلاف نژادی و زبانی از نشانه های پروردگار است که در قرآن کریم بارها به آن اشاره شده است. [27] [28]
پیامبر اکرم(ص) نیز به عرب زبانان هشدار می دهد که عربی، تنها زبانی برای گفتگو است و نمی تواند به تنهایی موجب رستگاری انسانها شود. “أَلَا إِنَّ خَیْرَ عِبَادِ اللَّهِ عَبْدٌ اتَّقَاهُ إِنَّ الْعَرَبِیَّةَ لَیْسَتْ بِأَبٍ وَالِدٍ وَ لَکِنَّهَا لِسَانٌ نَاطِقٌ فَمَنْ قَصَرَ بِهِ عَمَلُهُ لَمْ یُبْلِغْهُ حَسَبُه‌”. [29]

1. ↑ الرحمن/سوره55،آیه4.    
2. ↑ طبرسی، امین الدین، تفسیر مجمع البیان، ج 2، ص206، بیروت، داراالاحیاء التراث العربی.
3. ↑ مجلسی، بحار الانوار، ج11، ص56.    
4. ↑ مجلسی، بحار الانوار، ج8، ص218.    
5. ↑ مجلسی، بحار الانوار، ج8، ص286.    
6. ↑ مجلسی، بحار الانوار، ج10 ص81.    
7. ↑ مجلسی، بحار الانوار، ج8، ص134.    
8. ↑ مجلسی بحارالانوار، ج16، ص134.    
9. ↑ مجلسی بحارالانوار، ج18، ص263.    
10. ↑ مجلسی بحارالانوار، ج1، ص212.    
11. ↑ مجلسی بحارالانوار، ج73، ص127.    
12. ↑ مجلسی بحارالانوار، ج11، ص42.    
13. ↑ مجلسی بحارالانوار، ج25، ص29.    
14. ↑ مجلسی بحارالانوار، ج11، ص56.    
15. ↑ مجلسی بحارالانوار، ج12، ص87.    
16. ↑ مجلسی بحارالانوار، ج12، ص294.    
17. ↑ مجلسی بحارالانوار، ج14، ص112.    
18. ↑ مجلسی بحارالانوار، ج27، ص9.    
19. ↑ مجلسی بحارالانوار، ج38، ص58-59.    
20. ↑ محیی الدین بن عربی، الفتوحات المکیه باب 366.
21. ↑ توفیقی، حسین، عربی، نمونه‌ای از زبان مقدس، فصل نامه، هفت آسمان، شماره‌ی 27.
22. ↑ المیزان، ج4، ص160.    
23. ↑ تفسیر نمونه، ج9، ص300.    
24. ↑ تفسیر نمونه، ج13، ص311.    
25. ↑ تفسیر نمونه، ج21، ص8.    
26. ↑ پاسخ به پرسش‌ های مذهبی آیت الله مکارم شیرازی و آیت الله سبحانی، ص293.
27. ↑ روم/سوره30،آیه22.    
28. ↑ حجرات/سوره49،آیه13    
29. ↑ کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج8، ص246، ح 342، دار الکتب الإسلامیة، تهران، 1365 ه ش.    
30. ↑ المیزان، ج4، ص160.    
31. ↑ تفسیر نمونه، ج9، ص300.    
32. ↑ تفسیر نمونه، ج13، ص311.    
33. ↑ معلقات آیت الله گرامی، ج4، ص645.
34. ↑ عروة الوثقی، ج2، حاشی? ص588.    
35. ↑ توضیح المسائل مراجع، ج1، ص62.
36. ↑ فلسفی، محمد تقی، شرح دعای مکارم الاخلاق، ج1، ص2.
37. ↑ دانشنامه ‌ی قرآن و قرآن پژوهی به کوشش بهاء الدین خرمشاهی، ج1، ص1054.
38. ↑ سید محمد باقر شهیدی و هبة الدین شهرستانی (ره)، دعاها و تهلیلات قرآن، ص43.
39. ↑ قرشی، سید علی اکبر، قاموس قرآن، واژه ‌ی دعا.


نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » کامران اویسی ( جمعه 95/11/8 :: ساعت 5:15 عصر )

»» بقاء وجه رب

وَ یَبْقى‏ وَجْهُ رَبِّکَ ذو الجلال و الاکرام(رحمن/27)

 اولا باید گفت که ذوالجلال و الاکرام صفت است برای وجه. نه رب. یعنی وجه خدا     دارای جلالت و کرامت است. حال وجه خدا چیست؟

صاحب تفسیر اطیب البیان اورده است    :

در وجه ربک مجسّمه گفتند، العیاذ مراد صورت خدا است که فرداى قیامت مى‏آید روى     تخت که عرش الهى است مى‏نشیند و حکم میکند و مؤمنین او را مى‏بینند و کفّار ممنوع   هستند، چنانچه یهود و نصارى و مجوس و سایر فرق کفار و مشرکین هم خدا را جسممى‏دانند و این کفر محض است، و اما کسانى که خدا را منزه میدانند از جسم و جسمانى وصرف وجود و محض وجود است حتى مرکب از وجود و ماهیّت هم نیست، بعضى گفتند: مراد ازوجه ربک ذات مقدس او است، و اما در اخبار اهل بیت در بعض آنها گفتند: مراد از وجهدین الهى است که باو باید توجّه کرد که باقى است و از بین رفتنى نیست، چنانچهمیفرماید:
فَأَیْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ بقره آیه 109 و دربسیارى از اخبار دارد وجه اللَّه ائمّه اطهار هستند که تا قیامت باقى و از بینرفتنى نیستند. (اقول): در حدیث ثقلین دارد.
 (
انى تارک فیکم الثقلین کتاب اللَّهو عترتى لن یفترقا حتى یرد اعلى الحوض)
بناء على هذا مى‏گوئیم هر چه موجب توجهبخدا باشد وجه اللَّه است و فانى نمیشود دین قرآن انبیاء ائمّه هدى احکام الهىاطاعت عبادت اعمال صالحه تقوى چون حسن آنها ذاتى است تغییر پذیر نیست و البته باقىاست حتى در حق شهداء مى‏فرماید:
وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِیسَبِیلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْیاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ آل عمرانآیه 163 و در خبر داریم فرمود:
 (
میتنا لم یمت و غائبنا لم یغب).(اطیبالبیان،ج12،ص378)

طبرسی معتقد است:

وَ یَبْقى‏ وَجْهُ رَبِّکَ یعنى ذات حق باقى مى‏ماند و از وجه به کلّ و ذاتتعبیر مى‏شود.(ترجمه جوامع الجامع، ج‏6، ص: 199)

آیت الله مکارم معتقدست: اما «ذُو الْجَلالِ وَ الْإِکْرامِ» که توصیفى است براى «وجه» اشاره به صفات جمال و جلال خداست، زیرا ذو الجلال از صفاتى خبر مى‏دهد کهخداوند «اجل» و برتر از آن است (صفات سلبیه) و «اکرام» به صفاتى اشاره مى‏کند کهحسن و ارزش چیزى را ظاهر مى‏سازد و آن «صفات ثبوتیه» خداوند مانند علم و قدرت وحیات اوست.                        
 
بنابر این معنى آیه روى هم رفته چنینمى‏شود تنها ذات پاک خداوندى که متصف به صفات ثبوتیه و منزه از صفات سلبیه است دراین عالم باقى و برقرار مى‏ماند.(برگزیده تفسیر نمونه، ج‏5، ص: 57)

در روایات آمده است

قالعلی بن الحسین (علیهما السلام): «نحن الوجه الذی یؤتى الله منه».
10322/ [4]-
ابن بابویه، قال: حدثنا أحمد بن زیاد بن جعفر الهمدانی، قال: حدثنا علی بن إبراهیم،عن أبیه إبراهیم بن هاشم، عن عبد السلام بن صالح الهروی، قال: قلت لعلی بن موسىالرضا (علیه السلام): یا بن رسول الله، فما معنى الخبر الذی رووه أن ثواب لا إلهإلا الله النظر إلى وجه الله تعالى؟ فقال (علیه السلام): «یا أبا الصلت، من وصفالله تعالى بوجه کالوجوه فقد کفر، و لکن وجه الله تعالى أنبیاؤه و رسله و حججه (صلوات الله علیهم)، هم الذین بهم یتوجه إلى الله عز و جل و إلى دینه و معرفته، وقال الله تعالى: کُلُّ مَنْ عَلَیْها فانٍ وَ یَبْقى‏ وَجْهُ رَبِّکَ و قال عز وجل:
کُلُّ شَیْ‏ءٍ هالِکٌ إِلَّا وَجْهَهُ».(البرهان فی تفسیر القرآن، ج‏5، ص: 236)

پس به هیچ وجه نمی توان وجه را به خدا یا صفاتش برگرداند زیرا باعث کفر است و منظور از وجه معصومین هستند که با توجه دادن به دین خدا وجه الله هستند.

آنها گرچه حادثند اما باقی به بقاء خدایند و دیگران از ممکنات باقی به ابقاء خدایند.

عدد ابجدی حروف کلمه وجه نیز 14 می شود(تفسیر القرآن الکریم (الخمینی)، ج‏2، ص: 333) که شاید 14 معصوم را بتوان استحسان نمود.

 

شاید تا حدودی سخن آیت الله مدرسی به بیان ما نزدیک باشد. ایشان می فرماید:

پس آیا وجه خدا که پس از فناى همه چیزها باقى مى‏ماند چیست؟ الفاظ ظاهر مادى و تجسمى خود را در هنگام سخن گفتن از پروردگار قدّوس ما سبحانه و تعالى از دست مى‏دهند، پس دست خدا چیزى جز قدرت او نیست، و عین او چیزى جز علم و گواه بودن بر هر چیز نیست، و نیز وجه و روى او، آن چیزى است که به آن در برابر آفریدگان خود تجلّى مى‏کند، تا هر کس بخواهد از این راه او را بشناسد، و نور او را به میانجیگرى کسى او را دوست دارد ببیند، مگر ما افراد بشر همانندان خویش را به میانجیگرى چهره‏هاى ظاهرى ایشان نمى‏شناسیم، و خداوند متعال از داشتن مثل برتر است، و وجه آشکار براى پروردگار ما همان دین او است که سنتها و شرایع و حقایقى را که دلالت بر او دارند شامل مى‏شود، و امام امیر المؤمنین (ع) گفته است: کُلُّ شَیْ‏ءٍ هالِکٌ إِلَّا وَجْهَهُ که مراد از آن این است که هر چیز جز دین او از میان مى‏رود، چه محال است که خدا همه چیز را هلاک کند و وجه را باقى گذارد، او از این کار برتر و بزرگتر است، بلکه هر کس و هر چه را هلاک مى‏کند که از او نباشد، مگر ندیده‏اى که خداوند متعال گفته است: کُلُّ مَنْ عَلَیْها فانٍ وَ یَبْقى‏ وَجْهُ رَبِّکَ و بدین گونه وجه خود را از خلق جدا کرده‏است». دین در کسانى تجلّى پیدا مى‏کند که به آن تحقق مى‏بخشند، همچون پیامبران و امامان هدایت کننده به خدا، و امام رضا علیه السلام در پاسخ پرسش ابو الصلت از او درباره «وجه اللَّه» که گفت: اى پسر رسول خدا! معنى این خبر روایت شده که پاداش لا اله إلّا اللَّه گفتن نظر کردن به وجه خداى تعالى است چیست؟، گفت: «اى ابو الصلت! هر کس خدا را با وجه و چهره‏اى همچون دیگر وجوه و چهره‏ها تشبیه کند، کفر ورزیده است، ولى وجه خدا پیامبران و حجتهاى او صلوات اللَّه علیهم‏اند، که به توسط ایشان به خداى عزّ و جلّ رو و توجه مى‏شود، و نیز به دین و معرفت او». و امام صادق (ع) گفت: «ما وجه خداییم».بنا بر این وجه اللَّه حق تحقق یافته در سنتها و شریعتها و دین او و اولیاى او است، و همه چیز جز آن فانى است، پس بر ما است که به آن متمسک شویم و متغیرها در ما تأثیر نداشته باشد، پس اگر کسى از ما به اعمال نیک و صالح مى‏پردازد، این را براى خدا و لوجه اللَّه انجام دهد، تا به پاداش آن در روز جزا برسد، و اگر عمل صالح نه براى وجه اللَّه بلکه براى ریا صورت بگیرد، آیا مى‏تواند سودى داشته باشد؟( تفسیر هدایت، ج‏14، ص: 320)

ایشان در جای دیگر می فرمایند:

وجه خدا همان نامهاى او است، همچون الرحمن و الباقى و ذو الجلال و الاکرام.... این که نامهاى خدا، همچون ذات او تعالى، منزه است. در آن جا گفت: ذُو الْجَلالِ وَ الْإِکْرامِ یعنى وجه ربّ، و در این جا گفت ذِی الْجَلالِ وَ الْإِکْرامِ یعنى ذات ربّ، ولى تنزیه نامها ذاتى نیست بلکه از خدا است، به همان گونه که ما از گفتن این مطلب قصد آن نداریم که بگوییم نامهاى خدا همان ذات او است ... هرگز ... و امام ابو عبد اللَّه علیه السّلام گفت: «اللَّه غایت کسى است که او را غایت قرار دهد، و غایت شده غیر از غایت است ... و در ربوبیت یگانه است، و خود را به نامحدود بودن توصیف کرده است، پس یاد آورنده خدا جز خدا است، و خدا جز نامهاى او است و هر چه بر آن نام چیزى جز او نهاده شود، آن مخلوق است، مگر ندیده‏اى که مى‏گوید: الْعِزَّةَ لِلَّهِ، العظمة للَّه، و گفت: وَ لِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنى‏ فَادْعُوهُ بِها و گفت: قُلِ ادْعُوا اللَّهَ أَوِ ادْعُوا الرَّحْمنَ أَیًّا ما تَدْعُوا فَلَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنى‏ پس نامها مضاف الیه است، و او توحید و یگانگى خالص است. (تفسیر هدایت، ج‏14، ص: 390)

بله شاید از این منظر هم بتوان دید که خدا دارای دو اسم است یکی اسم لفظی که همان اسماء سلام و مومن و مهیمن و.. است و یکی اسم کونی که انبیاء و ائمه و به ترتیب درجه سایر تکوینیات مانند انسان ها و حیوانات و .. هستند. همانطور که اسماء لفظی حسنی خدا مثل عالم و هادی و ...باقی هستند اسماء حسنی کونی خدا که 14 معصومند نیز باقیند. اما معلوم نیست که منظور آیه علاوه بر بقاء 14 معصوم دیگران را هم شامل شود. قدر متیقن همان 14 معصومند.

 



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » کامران اویسی ( دوشنبه 92/5/7 :: ساعت 2:8 عصر )

»» لیست کل یادداشت های این وبلاگ

مقاله بازتاب نفی سبیل در قانون اساسی
انتشار مقاله مشترک دانشجو و استاد درباره سیاق آیه تطهیر
پذیرش مقاله مشترک اویسی و پورعسکری
نجات قاضی نور الله شوشتری با یک بیت شعر
دست نوشته ای برای امام زمان
بررسی روش تحلیل محتوا
چاپ مقاله بررسی تفسیر آیه چهل توبه
اعلام برنامه رساله های قرآنی رادیو قرآن این هفته
جزوه درس بررسی دیدگاه های قرآنی و حدیثی امام خمینی و رهبری
جزوه مکاتب تفسیری جلد یک و دو
جزوه تاریح حدیث اویسی مودب
[عناوین آرشیوشده]