سفارش تبلیغ
طراحی فروشگاه اینترنتی
طراحی فروشگاه اینترنتی
 
 
به یاد دوست
 
 
خداوند متعال، دوست دارد که بنده اش را درجستجوی مال حلال، خسته ببیند . [رسول خدا صلی الله علیه و آله] 
»» داستانی از دانشگاه کفرستان

روزی روزگاری دانشگاهی بود به نام بووووووووووووق در کشور کفرستان اون ور دنیا. خیلی برایش مهم بود که شهریه دانشجویان ثبت نامی به موقع و تمام و کمال گرفته شود. از طرفی هم مهم بود که اساتید خود را از دانشجویان دکتری بگیرد که بتواند بر سر بنده خداها تسلط داشته باشد. به محض اینکه یکی از آن اساتید به مدرک دکتری خود نائل می آمد، می گفتند برو بیرون. از قیافه ات خوشمون نمیاد. یک دانشگاه دیگر هم در همان کافرستان بود به نام بووووووووووووووووووووووووووووووق که خیلی برایش مهم نبود کی درس می دهد اما برایش مهم بود که هر فراخوانی که وزارت علوم آن کشور بووووووووق برای جذب هیات علمی می دهد، اعلام نیاز کند تا آن دانشگاه فکستنی اش معروف تر شود. شرط گذاشته بود که هر کس می خواهد هیات علمی ما بشود باید برای ما پزوهشکده تاسیس کند و امضا دهد که مثلاً ظرف شش ماه باید به درآمدزایی برسد و مثلاً 15 میلیون فقط سودی باشد که به عنوان بالاسری به ما می دهد. هر کس قبول نمی کرد را با یک انگ باهاش خداحافظی می کردند. مثلاً استادی که ارزشیابی اش نفر اول شده بود در دانشکده مربوطه را می گفتند خوب درس نمی دهد. استادی که او و دانشجویان همگام خداحافظی در آخرین روز ترم گریه می کردند از دوری همدیگر را می گفتند دانشجویان از او راضی نیستند. استادی که هر دانشجو مشکلات خود را با استادش درمیان میگذاشت و با هم به فکر حل مشکل بودند را می گفتند استاد بداخلاقی است  و خلاصه به اسم دین آن کافرستان که مثلاً دین بوووووق بود، هر کاری می کردند. می خواستند دانشگاهشان را دانشگاه بووووووووووووووووووووق با قید آن دین کنند که بگویند ما به ارزش ها احترام می گذاریم اما در واقع پوششی بود برای کارهای مالیشان و بنگاه اقتصادی که از اساتید به زور در آورده بودند تا قرض های خودشون از اینجا در بیاورند و نیز جیبشان بیشتر پر پول گردد. یک موقع فهمیده شد که یکی از اساتید را به خاطر اینکه داداش مدیر گروه که فوق لیسانس داشت را می خواستند جای آن استاد دکتر محبوب بیاورند، بیرون کردند. 

خلاصه این دانشگاه بووووووق در کشور کافرستان خیلی بد بود. پول نداشت که هیات علمی بگیره و فقط ادعا می کرد که هیات علمی می خواد بگیره اما وقتی هیات علمی می گرفت به هر بهانه ای آن نفر را بیرون می کردند تا دوباره نفر جدید را با این بهانه هیات علمی شدن سر کار می گذاشتند.مدرک داشتن

یک روز آن استاد محبوب به نام آن دانشگاه بووووووووووووق چندثن مقاله و تألیف آورد خدمت رئیس آن دانشگاه بوق که بگوید به من افتخار کنید که چقدر دارم کار علمی می کنم به گونه ای که آنقدر پشت رایانه نشسته ام 15 کیلیو اضافه وزن پیدا کردم. اما آن ریس مقالات را در دامن او پرت کرد و گفت: اینها به درد من نمی خورد. برای من پول بیاوروااااای

درس اخلاقی که از این داستان می گیریم این است که هنگامی که وزارت علوم آن کشور بووووووووووووووووق فراخوان جذب هیات علمی گذاشت، در آن دانشگاه بد خصوصی بوووووووووق شرکت نکنیم و گول وعده هیات علمی شدن به شرط پژوهشکده زدن و پرژوه آوردن را نخوریم.

این یک داستان خیالی بود و اصلاً اصلاٌ در واقعیت چنین چیزی در کافرستان هم دیده نمی شود چه رسد به اینجاها.



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » کامران اویسی ( سه شنبه 95/10/14 :: ساعت 9:20 صبح )

»» چوپان دروغگو ورژن جدید

داستانی متفاوت از چوپان دروغگویی دیگر‎

یکی بود یکی نبود. غیر از خدا هیچ کس نبود. چوپانی مهربان بود که در نزدیکی دهی، گوسفندان را به چرا می برد. مردم ده که از مهربانی و خوش اخلاقی او خرسند بودند، تصمیم گرفتند که گوسفندانشان را به او بسپارند تا هر روز آنها را به چرا ببرد. او هر روز مشغول مراقبت از گوسفندان بود و مردم نیز از این کار راضی بودند. برای مدتها این وضعیت ادامه داشت و کسی شکوه ای نداشت تا اینکه ...

یک روز چوپان شروع کرد به فریاد: آی گرگ آی گرگ. وقتی مردم خود را به چوپان رساندند دریافتند که گرگی آمده است و یک گوسفند را خورده است.

آنان چوپان را دلداری دادند و گفتند نگران نباشد و خدا را شکر که بقیه گله سالم است. اما از آن پس، هر چند روز یک بار چوپان فریاد میزد: "گرگ. گرگ. آی مردم، گرگ". وقتی مردم ده، سرآسیمه خود را به چوپان می رساندند می دیدند کمی دیر شده و دوباره گرگ، گوسفندی را خورده است. این وضعیت مدتها ادامه داشت و همیشه مردم دیر می رسیدند و گرگ، گوسفندی را خورده بود!

پس مردم ده تصمیم گرفتند پولهای خود را روی هم بگذارند و چند سگ گله بخرند. از وحشی ترین ها و قوی ترین سگ ها را ...

چوپان نیز به آنها اطمینان داد که با خرید این سگها، دیگر هیچگاه، گوسفندی خورده نخواهد شد. اما پس از خرید سگ ها، هنوز مدت زیادی نگذشته بود که دوباره، صدای فریاد "آی گرگ، آی گرگ" چوپان به گوش رسید. مردم دویدند و خود را به گله رساندند و دیدند دوباره گوسفندی خورده شده است. ناگهان یکی از مردم، که از دیگران باهوش تر بود، به بقیه گفت: ببینید، ببینید. هنوز اجاق چوپان داغ است و استخوانهای گوشت سرخ شده و خورده شده گوسفندانمان در اطراف پراکنده است !!!

مردم که تازه متوجه شده بودند که در تمام این مدت، چوپان، دروغ می گفته است، فریاد برآوردند: آی دزد. آی دزد. چوپان دروغگو را بگیرید تا ادبش کنیم. اما ناگهان چهره مهربان و مظلوم چوپان تغییر کرد. چهره ای خشن به خود گرفت. چماق چوپانی را برداشت و به سمت مردم حمله ور شد. سگها هم که فقط از دست چوپان غذا خورده بودند و کسی را جز او صاحب خود نمی دانستند او را همراهی کردند.

بسیاری از مردم از چماق چوپان و بسیاری از آنها از "گاز" سگ ها زخمی شدند. دیگران نیز وقتی این وضعیت را دیدند، گریختند. در روزهای بعد که مردم برای عیادت از زخمی شدگان می رفتند به یکدیگر می گفتند: "خود کرده را تدبیر نیست". یکی از آنها پیشنهاد داد که از این پس وقتی داستان "چوپان دروغگو" را برای کودکانمان نقل می کنیم باید برای آنها توضیح دهیم که هر گاه خواستید گوسفندان، چماق، و سگ های خود را به کسی بسپارید، پیش از هر کاری در مورد درستکاری او بررسی کنید و مطمئن شوید که او دروغگو نیست.

اما معلم مدرسه که آنجا بود و حرفهای مردم را می شنید گفت: دوستان توجه کنید که ممکن است کسی نخست ""راستگو"" باشد ولی وقتی گوسفندان، چماق و سگ های ما را گرفت وسوسه شود و دروغگو شود. بنابراین بهتر است هیچگاه ""گوسفندان""، ""چماق"" و ""سگ های نگهبان"" خود را به یک نفر نسپاریم



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » کامران اویسی ( چهارشنبه 91/1/16 :: ساعت 2:28 صبح )

»» برای خدا یا نفس؟

از برای خدا؟ یا برای خود؟

در میان بنی اسرائیل عابدی بود. وی را گفتند:« فلان جا درختی است و قومی آن را می پرستند» عابد خشمگین شد، برخاست و تبر بر دوش نهاد تا آن درخت را برکند. ابلیس به صورت پیری ظاهرالصلاح، بر مسیر او مجسم شد، و گفت:« ای عابد، برگرد و به عبادت خود مشغول باش!» عابد گفت:« نه، بریدن درخت اولویت دارد» مشاجره بالا گرفت و درگیر شدند.

عابد بر ابلیس غالب آمد و وی را بر زمین کوفت و بر سینه اش نشست. ابلیس در این میان گفت: «دست بدار تا سخنی بگویم، تو که پیامبر نیستی و خدا بر این کار تو را مامور ننموده است، به خانه برگرد، تا هر روز دو دینار زیر بالش تو نهم؛ با یکی معاش کن و دیگری را انفاق نما و این بهتر و صوابتر از کندن آن درخت است»؛ عابد با خود گفت :« راست می گوید، یکی از آن به صدقه دهم و آن دیگر هم به معاش صرف کنم» و برگشت.

بامداد دیگر روز، دو دینار دید و بر گرفت. روز دوم دو دینار دید و برگرفت. روز سوم هیچ نبود. خشمگین شد و تبر برگرفت. باز در همان نقطه، ابلیس پیش آمد و گفت: «کجا؟» عابد گفت:«تا آن درخت برکنم»؛ گفت«دروغ است، به خدا هرگز نتوانی کند» در جنگ آمدند. ابلیس عابد را بیفکند چون گنجشکی در دست! عابد گفت: « دست بدار تا برگردم. اما بگو چرا بار اول بر تو پیروز آمدم و اینک، در چنگ تو حقیر شدم؟»

ابلیس گفت:« آن وقت تو برای خدا خشمگین بودی و خدا مرا مسخر تو کرد، که هرکس کار برای خدا کند، مرا بر او غلبه نباشد؛ ولی این بار برای دنیا و دینار خشمگین شدی، پس مغلوب من گشتی»



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » کامران اویسی ( شنبه 90/12/20 :: ساعت 12:38 صبح )

»» لیست کل یادداشت های این وبلاگ

منابع درس رجال
دانشجویان قرآن و حدیث کدام مجلات مقاله چاپ کنند؟
انتشار مقاله علمی پزوهشی دکتر اویسی
چه کنیم دکتری قرآن و حدیث و معارف قبول شویم؟
بحث فقهی مجسمه سازی و نقاشی ذو الارواح
خواب مربوط به کتاب حق الیقین علامه مجلسی
اجاره آپارتمان به بیش از یک خانوار
دغدغه مسکن طلاب و دانشجویان
قیمتهای فضایی مسکن مهر پرند
چاپ مقاله ای درباره مجتهد شبستری
[عناوین آرشیوشده]
 

>> بازدید امروز: 32
>> بازدید دیروز: 260
>> مجموع بازدیدها: 503858
» درباره من «

به یاد دوست

» پیوندهای روزانه «

افزایش بازدید [2]
حدیث [24]
وب سایت دکتر سید رضا مودب [46]
رادیو معارف [14]
[آرشیو(4)]

» فهرست موضوعی یادداشت ها «
دکتر[96] . اویسی[90] . استاد[85] . حجت الاسلام[77] . قرآن[67] . کامران اویسی[64] . شیعه[63] . کامران[62] . اسلام[47] . دانشگاه[42] . خبر[33] . تفسیر[29] . حدیث[25] . اطلاعیه[24] . علوم قرآن[22] . جزوه[20] . قرائت[19] . قم[19] . فقه[18] . قاری[17] . وهابیت[17] . سنی[17] . دکتر[16] . کامران اویسی[16] . مقاله[16] . مفسر[15] . کامران[15] . آموزش[15] . امام زمان[14] . دانلود[13] . دانشجو[12] . حوزه[12] . امام حسین[12] . استاد اویسی[11] . ارشد[11] . تواشیح[11] . خویی[10] . درس[10] . تلاوت[10] . مصاحبه[10] . معلم[9] . مداحی[9] . حقوق[9] . پیامبر[8] . مکارم شیرازی[8] . مهدویت[8] . وحید خراسانی[8] . کتاب[8] . معارف[7] . مداح[7] . مربی[7] . فاطمه[7] . عکس[7] . اصول فقه[7] . اهل سنت[7] . پایان نامه[7] . آیت الله[7] . صوت و لحن[7] . دکتری[7] . رجال[7] . رساله[7] . روایت[7] . زهرا[7] . سخنرانی[7] . حجت الاسلام اویسی[6] . حجاب[6] . اصول[6] . علم[6] . عربی[6] . علوم قرآنی[6] . علمی[6] . علی[6] . کانون[6] . مراجع[6] . منشاوی[6] . کانون[6] . مصر[5] . فیلم[5] . قران[5] . عزالدین زنجانی[5] . اسلامی[5] . امام رضا[5] . آخوند[5] . تدریس[5] . توحید[5] . تفسیر ادبی[5] . حجت السلام[5] . روایات[5] . سینما[5] . صیغه[4] . شیعه و اهل سنت[4] . شهادت[4] . سیستانی[4] . سبحانی[4] . سبک زندگی[4] . حجیت[4] . حضرت زهرا[4] . چاپ[4] . خبرگزاری[4] . پژوهشی[4] . امتحان[4] . آزمون[4] . ازدواج[4] . اربعین[4] . امام عصر[4] . امام[4] . ظهور[4] . عبدالباسط[4] . مسیحیت[4] . معرفت[4] . مودب[4] . منتقله[4] . موشح[4] . متعه[4] . مجله[4] . محرم[4] . محقق داماد[4] . ولایت[4] . همایش[4] . نوری همدانی[4] . نکاح[3] . نماز[3] . نمونه سؤال[3] . نسخ[3] . وحی[3] . یادداشت[3] . کریمی[3] . کلام[3] . کنفرانس[3] . مختارنامه[3] . گلپایگانی[3] . متن[3] . موقت[3] . ملی[3] . منابع[3] . مهر[3] . مکتب تفکیک[3] . طلاق[3] . علم امام[3] . علوم قرآن و حدیث[3] . قصاص[3] . قدر[3] . غیب[3] . فسخ[3] . الهیات[3] . اعتقادات[3] . الاتقان[3] . امام مهدی[3] . احکام[3] . آیه[3] . اخبار[3] . اهل بیت[3] . بدن 14 معصوم[3] . پژوهشکده[3] . پاسخ[3] . پاکستان[3] . تعزیر[3] . تلوزیون[3] . تفکیک[3] . تقلید[3] . تاریخ[3] . خلقت ائمه[3] . دائم[3] . خمینی[3] . داستان[3] . دانشگاه قم[3] . حجت الاسلام کامران اویسی[3] . حجت الاسلام و المسلمین[3] . جن[3] . حکم[3] . حرم حضرت معصومه[3] . زرتشت[3] . روضه[3] . زیارت[3] . دین[3] . رمضان[3] . صافی گلپایگانی[3] . شاعر[3] . شبهه[3] . سوره[3] . سنت[3] . سلفیه[2] . سوره جن[2] . شبیری زنجانی[2] . شبهات[2] . شبهات بر شیعه و پاسخ ها[2] . سیوطی[2] . سوال[2] . سیر مطالعاتی[2] . شاگرد نخودکی[2] . شمس[2] . شهید[2] . شیخ[2] . شیخ بهایی[2] . شرک[2] . ربا[2] . رسول[2] . رسول الله[2] . ذکر[2] . رادیو[2] . روانشناس[2] . روحانی[2] . زندگی نامه صدر[2] . زن[2] . سخنران[2] . سلام[2] . سلحشور[2] . سریال[2] . حوزه علمیه[2] . حکم[2] . جامعه القران[2] . جلسه قرآن[2] . ثقلین[2] . حجت[2] . جهاد[2] . جوادی املی[2] . دوازده[2] . دعا[2] . دست نوشته[2] . خودکشی[2] . پژوهش[2] . حدود[2] . خامنه ای[2] . خانواده[2] . خدا[2] . تحقیق[2] . ترویجی[2] . تسبیح[2] . بدعت[2] . پورعسکری[2] . تا ثریا[2] . تبریک[2] . تقریب[2] . تلویزیون[2] . تطبیقی[2] . تفسیر تطبیقی[2] . ترجمه[2] . تفسیری[2] . برنامه[2] . بلد[2] . برادران[2] . امی[2] . اثر[2] . آیت الله وحید خراسانی[2] . آیت الله حاج شیخ مجتبی قزوینی[2] . آیت الله سبحانی[2] . آخوند خراسانی[2] . 1[2] . امام هادی[2] . امام سجاد[2] . امام صادق[2] . انجیل[2] . اندیشه[2] . اصغر فرهادی[2] . اصفهان[2] . ارائه[2] . استخدام[2] . استصحاب[2] . احکام[2] . اسماعیل[2] . اطلاعیه1[2] . اطلاعیه2[2] . اعجاز قرآن[2] . فقه الحدیث[2] . فرزندان[2] . فقیه[2] . قضا[2] . فاضل لنکرانی[2] . قرآنی[2] . کتاب[2] . کربلا[2] . علوم[2] . غصب[2] . فرج[2] . علم غیب[2] . صوت[2] . علق[2] . علامه[2] . عراق[2] . طلبه[2] . طنز[2] . صلوات[2] . عاشورا[2] . عبد الباسط[2] . مطهری[2] . معرفی کتاب[2] . مسکن[2] . مسجد[2] . موسیقی[2] . مناظره[2] . میرزا مهدی اصفهانی[2] . میرزای قمی[2] . مؤدب[2] . ماهواره[2] . قرائتی[2] . کشیش[2] . کفایه[2] . کفایه الاصول[2] . مراجع تقلید[2] . کودکان[2] .
» آرشیو مطالب «
مهر 92
آبان 92
شهریور 92
مرداد 92
تیر 92
خرداد 92
فروردین 92
اسفند 91
آبان 91
مهر 91
شهریور 91
فروردین 91
اسفند 90
بهمن 90
مرداد 90
تیر 90
خرداد 90
اسفند 89
دی 89
آذر 89
شهریور 89
تیر 89
اردیبهشت 89
اسفند 88
آذر 92
دی 92
بهمن 92
اسفند 92
فروردین 93
اردیبهشت 93
خرداد 93
شهریور 93
مهر 93
آبان 93
دی 93
بهمن 93
اسفند 93
فروردین 94
اردیبهشت 94
خرداد 94
تیر 94
مرداد 94
آذر 94
اسفند 94
بهمن 94
فروردین 95
خرداد 95
مرداد 95
شهریور 95
مهر 95
آبان 95
آذر 95
دی 95
بهمن 95
تیر 96
اسفند 95
مرداد 96
شهریور 96
مهر 96
آبان 96
آذر 96
دی 96
بهمن 96
اسفند 96
فروردین 97
خرداد 97
مرداد 97
مهر 97
آذر 97
خرداد 98
تیر 98
شهریور 98
آبان 98
آذر 98
دی 98
بهمن 98
اسفند 98
اردیبهشت 99
خرداد 99
تیر 99

» لوگوی وبلاگ «


» لینک دوستان «
رایان چوب
فروشگاه بیستِ بیست
دیار عاشقان
نگاهی نو به مشاوره
ساده دل تنها
سایت گوناگون دکتر رحمت سخنی Dr.Rahmat Sokhani
سرزمین رویا
farajbabaii
ارواحنا فداک یا زینب
دهکده کوچک ما


» صفحات اختصاصی «

» وضعیت من در یاهو «
یــــاهـو
» طراح قالب «