سفارش تبلیغ
صبا ویژن
 
به یاد دوست
درباره وبلاگ


کاش بنده خدا باشم.
گروه اندیشه: یکی از معضلات فکری و ذهنی که ممکن است فرد را برای خودکشی مجاب یا منصرف کند نوع پاسخ به این شبهه است که چرا انسان نباید اختیار جان خود را داشته باشد و محکوم به زندگی کردن باشد؟ در ادامه به تحلیل ابعاد دینی این مسئله می‌پردازیم.
خودکشی نوعی از انحرافات اجتماعی شناخته می‌شود که ابعاد مختلفی دارد و معضلات بزرگی برای جوامع ایجاد می‌کند. خودکشی یک موضوع ساده اجتماعی نیست که بتوان به‌راحتی از کنار آن گذشت، چنانچه به ریشه‌ها و علل آن توجه نشود این عوامل می‌تواند تبعات سنگین‌تری برای جامعه فراهم آورد؛ یعنی علاوه بر ضایعه‌ای که برای فرد و خانواده‌اش ایجاد می‌کند، در فضای اجتماع و انعکاسات در فضای مجازی نیز تبعات سنگینی در پی دارد.

خودکشی در بین اقشار مختلف جامعه محتمل است، اما از آسیب‌پذیرترین اقشار، جوانان و به‌ویژه دانشجویان هستند؛ مطالعات نشان می‌دهند که میزان خودکشی و اقدام به این کار در میان دانشجویان کمتر از نرخ آن در کل جمعیت است، اما ارقام مربوط به میزان خودکشی در میان دانشجویان همچنان هشداردهنده و درحال افزایش است. این در حالی است که این قشر به علت هیجانات، امید‌ها و روحیه بلندپروازی‌های جوانی و همچنین فرصت مطالعه و تفکر بیشتر در دانشگاه ظرفیت بالقوه‌ای در کاهش این آسیب‌پذیری دارند.

با این وجود یکی از معضلات فکری و ذهنی که ممکن است فرد را برای خودکشی مجاب یا منصرف کند نوع پاسخ به این پرسش یا شبهه است که چرا انسان نباید اختیار جان خود را داشته باشد و محکوم به زندگی کردن باشد؟ چرا نباید خود را از شر شرایط زندگی خلاص کند؟ درباره حرمت خودکشی و فلسفه و عوامل آن با دکتر کامران اویسی، پژوهشگر حوزه و دانشگاه به گفت‌وگو نشستیم. متن این گفت‌وگو در ادامه از نظر می‌گذرد؛

* لطفا در مورد حرمت خودکشی بفرمایید؟

حیات آدمی اولین و عظیم‌ترین نعمتی است که خداوند آن را برای رسیدن به تکامل و صعود به قله‌های رفیع و عالی معنوی به انسان عطا فرموده است. از این‌رو نه‌تن‌ها دیگران نمی‌توانند صدمه‌ای به این نعمت الهی وارد سازند، بلکه خود شخص نیز به هیچ عنوان حق ندارد، آن را از بین ببرد و بر وی واجب است پیوسته از جان خویش پاسداری و محافظت کند. مالک اصلی انسان خداوند متعال است و نفس انسانی امانت الهی است؛ از این‌رو باید از این امانت خوب محافظت کرد و از بین بردن آن خیانت در امانت الهی است.

البته فقط در راه خدا می‌توان جان خویش را فدا نمود. چون حفظ دین الهی و ارزشهای والای دینی ـ که همان راه خداوند است ـ از جان انسان بالاتر، ارزشمندتر و مهم‌تر است. لذا سید و سالار شهیدان و سرور آزادگان حضرت امام حسین(علیه السلام) و دیگر شهدای راه خدا، جان خویش را تقدیم نمودند.

*آیا در مورد حرمت خودکشی در قرآن هم آیاتی مطرح شده است؟

یکی از آیات قرآن، آیات20 و30 سوره نساء است: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تَأْکُلُوا أَمْوالَکُمْ بَیْنَکُمْ بِالْباطِلِ إِلاَّ أَنْ تَکُونَ تِجارَةً عَنْ تَراضٍ مِنْکُمْ وَ لا تَقْتُلُوا أَنْفُسَکُمْ إِنَّ اللَّهَ کانَ بِکُمْ رَحیما* وَ مَنْ یَفْعَلْ ذلِکَ عُدْواناً وَ ظُلْماً فَسَوْفَ نُصْلیهِ ناراً وَ کانَ ذلِکَ عَلَى اللَّهِ یَسیرا (نساء/29-30)؛ اى کسانى که ایمان آورده ‏اید! اموالتان را در میان خودتان به ناحق مَخورید مگر اینکه داد و ستدى با رضایت [طرفین‏] شما (انجام گرفته) باشد. و خودتان را نکشید [چرا] که خدا نسبت به شما مهرورز است.* و هر کس این [اعمال‏] را از روى تجاوز و ستم انجام دهد، پس به زودى او را در آتشى وارد خواهیم ساخت (و مى‏سوزانیم) و این [کار] بر خدا آسان است.

یعنى خداوند مهربان نه تنها راضى نمیشود دیگرى شما را به قتل برساند؛ بلکه به خود شما هم اجازه نمى‏‌دهد که با رضایت خود خویشتن را به دست نابودى بسپارید، در روایات اهل بیت (ع) نیز آیه فوق به همین معنى «انتحار» تفسیر شده است‏. گناه کبیره، طبق روایات، آن است که خدا وعده آتش به انجام دهنده‏‌اش داده است.

* چه ارتباطى میان مسئله قتل نفس و تصرف باطل و ناحق در اموال مردم وجود دارد؟

پاسخ این سؤال روشن است و در حقیقت قرآن با ذکر این دو حکم پشت سر هم اشاره به یک نکته مهم اجتماعى کرده است و آن اینکه اگر روابط مالى مردم بر اساس صحیح استوار نباشد و اقتصاد جامعه به صورت سالم پیش نرود و در اموال یکدیگر به ناحق تصرف کنند، جامعه گرفتار یک نوع خودکشى و انتحار خواهد شد، و علاوه بر اینکه انتحارهاى شخصى افزایش خواهد یافت، انتحار اجتماعى هم از آثار ضمنى آن است.حوادث و انقلاب‏هایى که در جوامع مختلف دنیاى معاصر روى داده، شاهد گویاى این حقیقت مى‏باشد، و از آنجا که خداوند نسبت به بندگان خود، مهربان است به آنها هشدار مى‌‏دهد و اعلام خطر مى‏کند که مراقب باشند مبادا مبادلات مالى نادرست و اقتصاد ناسالم، اجتماع آنها را به نابودى و سقوط بکشاند.

آیه دیگر در مورد خودکشی، آیه 195 سوره بقره است: وَ أَنْفِقُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَ لا تُلْقُوا بِأَیْدِیکُمْ إِلَى التَّهْلُکَةِ وَ أَحْسِنُوا إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ؛ و در راه خدا انفاق کنید (و با ترک انفاق،) خود را به دست خود به هلاکت نیاندازید. و نیکى کنید که خداوند نیکوکاران را دوست مى ‏دارد.

خودکشى وضرر به نفس، حرام قطعى است که ازآیه استفاده مى‏شود.

آیه 32 سوره مائده هم در همین زمینه مطرح شده است: مِنْ أَجْلِ ذلِکَ کَتَبْنا عَلى‏ بَنِی إِسْرائِیلَ أَنَّهُ مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَیْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسادٍ فِی الْأَرْضِ فَکَأَنَّما قَتَلَ النَّاسَ جَمِیعاً وَ مَنْ أَحْیاها فَکَأَنَّما أَحْیَا النَّاسَ جَمِیعاً وَ لَقَدْ جاءَتْهُمْ رُسُلُنا بِالْبَیِّناتِ ثُمَّ إِنَّ کَثِیراً مِنْهُمْ بَعْدَ ذلِکَ فِی الْأَرْضِ لَمُسْرِفُون‏؛ به همین جهت، بر بنى ‏اسرائیل نوشتیم که هر کس انسانى را جز به قصاص یا به کیفر فساد در زمین بکشد پس چنان است که گویى همه‏ مردم را کشته است، و هر که انسانى را زنده کند (و از مرگ یا انحراف نجات دهد) گویا همه‏ مردم را زنده کرده است و البتّه رسولان ما دلایل روشنى را براى مردم آوردند، امّا (با این همه) بسیارى از مردم بعد از آن (پیام انبیا) در روى زمین اسرافکار شدند. خودکشى‏ و سقط جنین، از نمونه‌هاى «قتل نفس» و حرام است.

*چه عواملی باعث می شود که افراد خود کشی کنند؟

5 درصد خودکشی ها معلول قمار است. از نظر اجتماعى افراد مجرد کمتر احساس مسئولیت مى‏ کنند و به همین جهت انتحار و خودکشى در میان مجردان بیشتر دیده مى ‏شود، و جنایات هولناک نیز از آنها بیشتر سرمى ‏زند. آنها که معاد را قبول ندارند، اعتراف به پوچى این زندگى م ى‏کنند، و گروهى از آنها اقدام به خودکشى‏ و نجات از این زندگى پوچ و بى‏ معنى را مجاز و یا مایه افتخار مى ‏شمرند! چگونه ممکن است کسى به خداوند و حکمت بى ‏پایان او ایمان داشته باشد و زندگى این جهان را بى‏ آنکه مقدمه‏ اى براى زندگى جاویدان جهان دیگر باشد قابل توجه بشمرد؟.

در آیه 33 سوره اسراء آمده است: وَ لا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِی حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ وَ مَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنا لِوَلِیِّهِ سُلْطاناً فَلا یُسْرِفْ فِی الْقَتْلِ إِنَّهُ کانَ مَنْصُوراً ؛ وکسى را که خداوند، (قتل او را) حرام کرده است نکشید، مگر به حقّ. وهر کس مظلوم کشته شود، قطعاً براى ولىّ او تسلّط (و اختیار دیه یا قصاص) قرار داده‏ایم، پس نباید در کشتن (و قصاص) زیاده‏روى کند، چرا که آن (ستمدیده به طور عادلانه) یارى و حمایت شده است.

*در روایات پیشوایان دینی ما دراین خصوص چه آموزه هایی مطرح شده است؟

امام صادق علیه السلام فرمود: هر کس به عمد خودکشى‏ کند، براى همیشه در دوزخ است. آنگاه این آیه را تلاوت فرمودند. متن عربی روایت عبارت است از: من قتل نفسه متعمدا ًفهو فى نار جهنم خالداً فیها. امام باقر (ع) نیز می فرماید: ان المؤمن یبتلى بکل بلیة ویموت بکل میتة الا انه لا یقتل نفسه؛ مؤمن به هر امتحان، امتحان مى ‏شود، و به هر نوع مرگى از دنیا م ى‏رود، ولى مؤمن دست به خودکشى نمى‏‌زند.

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «مَنْ قَتَلَ نَفْسَهُ بِشَی ءٍ مِنَ الدُّنیا عُذِّبَ بِهِ یَوْمَ الْقِیامةِ؛کسی که بوسیله چیزی از دنیا خودکشی کند، در روز قیامت بوسیله همان چیز عذاب خواهد شد. نیز فرمود: الذی یَخْنُقُ نَفْسَهُ یَخْنُقُها فِی النّارِ، وَالّذی یَطْعَنُها فی النار؛کسی که خودش را خفه کند، خویشتن را در آتش (دوزخ) خفه کرده است و کسی که به خودش نیزه زند، در آتش باشد.

و نیز فرمود: «کان فیمن قبْلَکُمْ رَجُلٌ بِهِ جرحٌ فَجَزَعَ فَأَخَذَ سِکّینا فَخَزَّ بِها یَدَهُ فَمارَقَأَ الدَّمُ حَتّی ماتَ، فَقال اللّه ُ: بادَرَنی عَبدی بِنَفْسِهِ؟! ...قد حَرَّمتُ عَلَیه الجَنَّةَ؛میان انسانهای پیش از شما، مردی جراحتی برداشت و از شدّت بی تابی کاردی برداشت و با آن دستش را قطع کرد و از شدّت خونریزی مُرد، پس خداوند فرمود: بنده ام، در گرفتن جان خود بر من پیشی گرفت... هر آینه بهشت را بر او حرام کردم.

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «مَنْ قَتَلَ نَفْسَهُ بِحَدیدَةٍ فَحَدیدَته فی یَده یُجاءُ بِها فی بَطْنِه فی نارِ جَهَنَّمَ خالِدا فیها مُخَلّدا أبدا، ومَنْ شَرِبَ سَمّا وَقَتَلَ نَفْسَهُ، فَسَمُّهُ فی یَدِهِ یَتَحَسّاهُ فی نارِ جَهَنَّمَ خالِدا فیها أبَدا، وَمَنَ تَرَدّی مِنْ جَبَلٍ، فَقَتَلَ نَفْسَهُ فهو یَتردّی فی نار جهنّم خالدا فیها مُخلّدا أبَدا؛کسی که بوسیله آهن خودکشی کند پس آهن پاره بدست که (قسمتی از آن) به شکمش فرو رفته آورده می شود، و وارد آتش جهنم می گردد. و در آن بطور أبد و همیشگی خواهد سوخت، و کسی که با خوردن سمّ خودکشی کند، پس سمّ در دست به آتش جهنم انداخته می شود و در آن بطور دائم خواهد سوخت، و کسی که خود را با پرت کردن از کوه به قتل برساند، پس به آتش جهنم پرت می شود و در آن تا أبد خواهد ماند.

حسن‏ بن‏ محبوب‏، از أبى‏ ولّاد روایت کرده است که گفت: امام صادق علیه السّلام را شنیدم که میفرمود: کسى که از روى عمد خود را بکشد، پس او جاودانه در آتش جهنّم خواهد زیست. گفتند: بنظر امام اگر وصیّتى کند، و آنگاه بیدرنگ خود را از روى عمد بکشد، آیا آن وصیّت اجرا مى‏شود؟ فرمود: اگر پیش از آنکه حادث ه‏اى از قبیل زخمى یا کار کشنده ‏اى در وجود خود انجام داده باشد وصیّت کند وصیّتش در ثلث نافذ است، و اگر پس از پدید آوردن حادثه ‏اى مانند زخمى یا کارى که احتمال مرگ در پى داشته باشد، وصیّت کند، وصیّتش نافذ نیست.

*به نظر می رسد هر کس اختیار جان خودش را داشته باشد، حرمت خود کشی چه فلسفه ای دارد؟

انتحار و خودکشى نیز جنبه حقوقى دارد، یعنى از جنبه حقوق اجتماعى نیز جایز نیست. هیچ کس نمى‌تواند از جنبه حقوقى ادعا کند که اختیار خودم را دارم، مى‌خواهم خودم را معدوم کنم. اجتماع به او مى‌گوید من در‌این ساختمان مجهز سهیم و شریکم، سرمایه‌هاى مادى و معنوى صرف کرده‌ام تا این ساختمان کامل و مجهز را به وجود آورده‌ام، اکنون وقت آن است که دین خود را استرداد کنم و از تو خدمت بخواهم، تو حق ندارى پیش از آنکه دین اجتماع خود را بپردازى خود را معدوم کنى؛ اما بعد از آنکه حق اجتماع را به قدر کافى پرداختى از این نظر منعى نیست.

البته از جنبه الهى، قطع نظر از اجتماع و حقوق اجتماع، هیچ کس حتى کسى که دین اجتماع را پرداخته است نمى‌تواند خود را معدوم کند.اگر فرضاً اجتماع از حق خود بگذرد به اینکه قانونى تصویب کند و خودکشى را اجازه دهد بازهم از نظر حق الهى حق ندارد؛ یعنى هر کسى بیش از آن اندازه که از آنِ خودش است از آنِ خالقش هست، نه به معنى اینکه خالق در او ذى نفع است بلکه به معنى اینکه در او ذى نظر است. به هر حال این، مطلب دیگرى است و ریشه دیگرى دارد.

فقها معتقدند که جلوگیرى از خودکشى بر هر مسلمانى واجب است، و اگر هزینه کمى داشته باشد باید شخص بازدارنده بپردازد. امّا اگر هزین? آن سنگین باشد، یا مستلزم خطر جانى باشد، بر آن شخص لازم نیست؛ ولى چنانچه بیت المال توانایى داشته باشد باید آن را بپردازد. نجات جان کافر حربى لازم نیست، و در مورد کافر ذمّى احتیاط نجات دادن است. رضایت او لازم نیست. در صورتى که نجاتش منحصر به راهى است که آسیبى به او مى‌رسد اشکالى ندارد و ضامن نیست. حاکم شرع،درصورت مصلحت مى‌تواند او را تعزیرکند.

از مجموع آیات و روایات گذشته استفاده می شود که خودکشی از نظر اسلام از گناهان کبیره محسوب می شود، انجام آن حرام می باشد، و مرتکبین آن اهل دوزخ اند. حتی برخی از گروه های اهل سنت مانند حنبلی ها کسی را که خودکشی می کند کافر دانسته و نماز میت را برای او واجب نمی دانند.آنها در این باره به این حدیث استدلال می کنند که: «إنَّ رَجُلاً قَتَلَ نَفْسَهُ بِمَشاقِصٍ، فَقالَ رَسُول اللّه صلی الله علیه و آله : اَمّا أَنَا فَلا أُصَلِّی عَلَیْهِ؛ مردی با نیزه خودکشی کرد و رسول خدا فرمود: من بر این شخص نماز نمی خوانم.» البتّه باید تمام مراسم را براى این گونه افراد مانند مسلمان عادّى انجام داد، و براى نجات آنها دعا کرد، شاید مشمول عفو الهى واقع شوند.

منبع: ایکنا




موضوع مطلب : کامران اویسی, استاد, دکتر, حجت الاسلام, خودکشی, نفس, حفظ, جان, ایکنا, خبر, مصاحبه
کامران اویسی - شنبه 20 آبان 1396 - 08:36
حجت الاسلام کامران اویسی گفت: علمای زیادی مانند نویسندگان قرن دهم در کتاب مجموعة نفیسة فی تاریخ الأئمة(ع) به زیارت جابر و اهل حرم در اربعین اشاره کرده اند.

خبرگزاری مهر، گروه دین و اندیشه: درباره اینکه آیا واقعه اربعین و زیارت کاروان اسرا از مزار امام حسین (ع) و شهدای کربلا به لحاظ تاریخی به چه میزان صحت دارد و چه تحلیل هایی در این زمینه مطرح شده اند، با حجت الاسلام کامران اویسی، مدرس حوزه و دانشگاه که در حوزه تفسیر و علوم دینی فعالیت دارند، به گفتگو نشستیم که در ادامه می خوانید؛

*لطفا در مورد بازگشت کاروان اسرا از شام به سمت کربلا بفرمایید.. چه شواهد تاریخی برای این واقعه وجود دارد؟

ورود خاندان سیدالشهداء به کربلا در راه بازگشت از شام به مدینه در روز اربعین، یکی از وقایع مبهم پس از واقعه عاشورا است؛ زیرا هم در زمان وقوع حادثه عاشورا و هم پس از آن شیعیان تحت بیشترین فشارها و آزارها بوده، سخت ترین شکنجه ها و تحریم ها را متحمّل شده و عملاً درحاشیه قرار گرفته بودند، کمتر امکان ضبط و نقل وقایع غمبار عاشورا و اربعین پدید آمد.

بخش اعظم وقایع عاشورا و حوادث پس از آن، توسط مورخان اهل تسنن-که غالباً تلاش می کردند دامن بنی امیّه را از لکه ننگ فاجعه ای که در آن دست داشتند، پاک سازند- نقل شده است و نباید انتظار داشت تمام وقایع و حوادث بدون کمترین تحریفی نقل شده باشد. نیز حتی اگر مورخان قصد نگارش حوادث را بدون تحریف داشتند، حکّام وقت ممانعت به عمل می آوردند.

سید بن طاووس می ‏نویسد: «وقتی که خاندان امام حسین(ع) را ازشام به سوی مدینه حرکت دادند و به دو راهی مسیر مدینه و عراق رسیدند، به راهنمای کاروان گفتند: ما را به کربلا ببر. هنگامی که این جمعیت به کربلا رسیدند، در آنجا جابر بن عبد اللَّه انصاری و گروهی از بنی هاشم و مردان دیگر از خاندان پیامبر(ص) را دیدند که برای زیارت امام حسین(ع) به کربلا آمدند؛ این دو گروه در یک روز با یکدیگر ملاقات کردند و با گریه و اندوه و سر وسینه زنان، با یکدیگر دیدار نمودند. در آنجا مجلس غم واندوه و ماتم بر پا کردند و زنانِ روستاهای مجاور کربلا نیز به آنها پیوستند و چند روز در آنجا مجلس ماتم پر شوری برپا شد.

*آیا علمای شیعه این واقعه را پذیرفته اند؟

دیگر علما مانند نویسندگان قرن دهم در کتاب مجموعة نفیسة فی تاریخ الأئمة (علیهم السلام) نیز به زیارت جابر و اهل حرم در اربعین اشاره کرده اند

برخی از فضلا این قضیه را نقد کرده اند. به عنوان نمونه استاد مطهری می گوید: این مطلب جز در کتاب لهوف که آن هم خود سید بن طاووس درکتاب های دیگرش آن را تکذیب کرده و لا اقل تأیید نکرده است، در هیچ کتابی نیست و هیچ دلیل عقلی هم قبول نمی‏ کند. موضوع آمدن اهل بیت به کربلا نیست، راه شام به مدینه ازخود شام جدا می‏ شود. این سخن در حالی است که دیگر علما مانند نویسندگان قرن دهم در کتاب مجموعة نفیسة فی تاریخ الأئمة (علیهم السلام) نیز به زیارت جابر و اهل حرم در اربعین اشاره کرده اند.

ابوریحان بیرونی (م 440 ق) می ‏نویسد: در بیستم ماه صفر بعد از خروج اهل بیت از شام، سرهای مبارک شهدا به کربلا آورده شد و کنار بدن ‏ها دفن گردید. البته کلام او وقتی برای اثبات مدعا فایده داردکه همراهی امام سجاد(ع) با کاروان بازگشت سرها به کربلا را ضمیمه نمود. همچنین عماد الدین طبری آملی (م قرن 6) -با توجه به آنچه علامه محسن امین آورده است- پس از نقل ماجرای زیارت جابر و عطیه آورده است: در این میان جمعیتی را دیدند از مسیر شام به کربلا نزدیک می ‏شود. جابر به عطیه گفت: برو ببین اینها چه کسانی هستند؟ عطیه رفت و برگشت و به جابر گفت: ای جابر، برخیز و از حرم رسول خدا(ص) استقبال کن؛ چرا که امام سجاد(ع) به همراه عمه ‏ها و خواهرانش می ‏آیند. جابر برخاست و با سر و پای برهنه به استقبال آن کاروان شتافت؛ وقتی که به امام زین‏ العابدین(ع) نزدیک شد، امام به او فرمود: «تو جابری؟» پاسخ داد: آری، امام فرمود: «ای جابر به خدا سوگند! اینجا مردان ما کشته شدند، اطفال ما سربریده شدند، زنان ما اسیر گردیده و خیمه‏ های ما سوزانده شدند». نیز ابن نما حلّی(م قرن هفتم) در کتاب مثیرالاحزان ماجرای وروداسرای از اهل بیت(ع) به کربلا و ملاقات با جابر را نقل کرده است.

*ایرادهای وارد شده به زیارت کاروان اسرا به کربلا را چگونه می توان دسته بندی کرد؟

آیت الله مکارم شیرازی ایراد های وارد شده بر مسأله زیارت اسرا در روز اربعین را به دو دسته تقسیم می کند: نخست از نگاه تاریخی نظرات مخالفی در این زمینه ابراز شده و دیگر آنکه بُعد مسافت مانع تحقق چنین امری است.

برخی از صاحب نظرانی که زیارت در اربعین اول را پذیرفته، بر این اعتقادند که اسرا  به مدت بسیار کوتاهی در کوفه زندانی بوده و در فاصله دو روز کبوتر نامه بر، نامه ابن زیاد را نزد یزید برده و پاسخ را مبنی بر فرستادن اسرا به شام بازگردانده است، درنتیجه، اسرا در روز پانزده محرم به سوی شام روانه شده و روز اول ماه صفر وارد شام شده اند و برای این قضیه شواهدی تاریخی ارائه می دهند.

مانند اینکه ابو خالد تمارمی گوید: روز جمعه با میثم تمار در نهر فرات مشغول گردش و در کشتی بودیم که ناگاه باد سختی وزید. میثم از کشتی خارج شد و به باد نگاهی کرد وفرمود این بادی کوبنده است، کشتی را محکم ببندید که خطری به آن نرسد؛ الان معاویه در شام مرد. روز جمعه بعدی قاصدی از شام وارد کوفه شد و با وی ملاقات کردم و خبر از شام گرفتم گفت: معاویه از دنیا رفت و مردم به پسرش یزید بیعت کردند، گفتم کدام روز معاویه مرد گفت روز جمعه گذشته. طبق روال آن روز قاصد نمی تواند یک هفته ای خبر مرگ معاویه را از شام به کوفه برساند و قاعدتاً از کبوتر نامه بر استفاده کرده اند و مقصود از دیدن قاصد، دیدن آن کسی است که از نامه کبوتر مطلع بوده است. پس این احتمال قوی هست که ابن زیاد از کبوتر نامه بر استفاده می کرده است.

از دیگر شواهد تقویت احتمال زیارت کاروان اسرا در اربعین اول الحاق سرهای مبارک شهدا به پیکرهای مطهّر در بیستم صفر است.

برخی می‏ نویسند: «امام سجاد(ع) سر مبارک امام حسین علیه السلام را به کربلا آورد و به بدن پدربزرگوارش ملحق کرد» و یا می ‏نویسند: «سر مبارکش به کربلا برگردانده شد» و نام امام سجاد (ع) را ذکر نمی کنند. این سخن با ضمیمه این نکته که ورود امام سجاد (ع) به کربلا را، جز در اربعین حسینی ننوشته ‏اند و الحاق سر نیز فقط توسط آن حضرت صورت گرفت، می ‏توان نتیجه گرفت که ورود آنان به کربلا و الحاق سرها در همان اربعین بوده است.

به عنوان نمونه شیخ صدوق و فتال نیشابوری می‏ نویسند: امام سجاد(ع) با اهل‏بیت علیهم السلام به همراه سرهای مبارک شهیدان (از دمشق) خارج شدند و سرهای مقدس را به کربلا باز گردانند و (به خاک سپردند).

علّامه مجلسی نیز می ‏نویسد: مشهور میان علمای امامیه آن است که سر مبارک آن حضرت کنار پیکر شریفش به خاک سپرده شد و این کار توسط امام زین العابدین (ع) انجام گرفت. به ویژه اینکه شبلنجی‏ عالم سنی، نیز می‏ گوید: امامیه معتقد است بعد از چهل روز از شهادت امام حسین علیه السلام سر مطهر آن حضرت به بدنش در کربلا ملحق شد

حتی  علّامه مجلسی نیز می ‏نویسد: مشهور میان علمای امامیه آن است که سر مبارک آن حضرت کنار پیکر شریفش به خاک سپرده شد و این کار توسط امام زین العابدین(ع) انجام گرفت. به ویژه اینکه شبلنجی‏ عالم سنی، نیز می‏ گوید: امامیه معتقد است بعد از چهل روز از شهادت امام حسین(ع) سر مطهر آن حضرت به بدنش در کربلا ملحق شد.

*به هر حال به زیارت اربعین بسیار توصیه شده است؛ این مطلب نمی تواند موید زیارت امام حسین(ع) در اولین اربعین ایشان باشد؟

سنت بودن اربعین در روایات نیز از دیگر ادله امکان زیارت اولین اربعین است. آیت الله مکارم شیرازی معتقد است که نمی‏ تواند این همه اهتمام نسبت به زیارت اربعین و آن را از علائم مؤمن شمردن و نقل زیارت نامه ‏ای مخصوص، به صرف زیارت آن حضرت از سوی جابر در اربعین باشد؛ به ویژه آنکه زیارت اربعین ویژه امام حسین(ع) است و درباره هیچ یک از دیگر معصومان چنین زیارتی وارد نشده است.

زمان رسیدن کاروان کربلا به شام که شیخ عباس قمی در منتهی الآمال گفته است از دیگر شواهد بر ادعای مذکور است. او می نویسد: اگر روز رسیدن کاروان اسرا به شام در روز اول ماه صفر باشد، این احتمال تقویت می شود که کاروان بتواند بعد از چند روز ماندن در شام در روز اربعین به کربلا رسیده باشد. در کتاب‏ های متعددی آمده است که روز ورود کاروان اسیران به شام، روز اوّل صفر بوده است و بنی امیه نیز آن روز را برای خود عید قرار دادند.

نهایتاً از مجموع شواهد و قرائن و کلماتی که از عالمان و محقّقان ذکر شد، می‏ توان ورود اسرای اهل‏بیت(علیهم السلام) در روز اربعین به کربلا را تقویت کرد و سخنان آنان که معتقدند کاروان اهل ‏بیت(ع) با جابر و همراهانش در کربلا ملاقات کردند و به عزاداری پرداختند، پذیرفت و اگر سید بن طاووس در اقبال آن را بعید می ‏شمرد مشکلی ایجاد نمی‏ کند؛ زیرا ایشان با فرض ماندن آنها به مدت یک ماه در شام، ورود آنها را در روز اربعین به کربلا نمی‏ پذیرد، همان‏گونه که ورودشان را در این تاریخ به مدینه نیز قبول ندارد؛ ولی هنگامی که ثابت شد، کاروان اسرا کمتر از ده روز در شام مانده ‏اند، پذیرش سخن سید بن طاووس در لهوف که ورود آنها را به کربلا همزمان با ورود جابر از قول راوی نقل کرده، به حقیقت نزدیک‏تر است.

ممکن است سیدبن طاووس در تاریخ معتبری این حادثه را دیده بود و آن را در لهوف نقل کرده، ولی بعداً که در تاریخ دیگری خوانده است آنها به مدت یک ماه در شام مانده‏ اند، ورود کاروان اهل‏بیت (ع) را در روز اربعین به کربلا ناممکن دانسته است. در نتیجه، با ردّ کلام آنها که اقامت یک ماهه را در شام مطرح کرده ‏اند، موضوع ورود اهل‏بیت(ع) در اربعین سال 61 به کربلا و زیارت آنان تثبیت می ‏شود. طبیعت امر نیز اقتضا می ‏کند که این کاروان قبل از رفتن به مدینه بار دیگر با آسودگی به کربلا بروند و با قبور شهدا تجدید دیدار نمایند.




موضوع مطلب : خبر, کامران, اویسی, دکتر, حجت الاسلام, استاد, دانشگاه, حوزه, مصاحبه, مهر, خبرگزاری, اربعین, زیارت, امام حسین, اهل بیت
دوشنبه 96 آبان 15 :: 8:24 عصر ::  نویسنده : کامران اویسی

خلاصه

در روایات، احادیثی وجود دارند که به طور عام هر گونه اذیت کردن مؤمنان را جایز نمی دانند که کودکانِ مؤمنین نیز می‌توانند در ذیل این فقره از روایات قرار گیرند و تنبیه بدنی آنها اگر مصداقی از آزار و اذیت باشد، جایز نیست.

خبرگزاری اهل بیت(ع) ـ ابنا / سرویس صفحات فرهنگی:

تربیت کودکان از مهمترین وظایف والدین است، اما گاهی والدین ناچار می شوند کودک خود را تنیبه کنند. آیا این کار  مصداق کودک آزاری نیست؟ هنگام اشتباه کودکان چگونه باید آنان را تادیب کرد؟ در خصوص تنبیه بدنی کودکان با حجت الاسلام دکتر «کامران اویسی»، پژوهشگر حوزه تفسیر تطبیقی و علوم دینی و مدرس حوزه و دانشگاه به گفتگو نشستیم.

ابنا: آیا در دیدگاه اسلام تنبیه بدنی کودکان جایز است؟

در فقه امامیه تنبیه کودکان به طور کلی و در حالت اولیه ممنوع است؛ اما دو استثنا وجود دارد یا به تعبیر فقهی، دو بحث از تحت قاعده اولیه ممنوعیت تنبیه بدنی کودکان خارج شده است که عبارتند از تعزیر و تأدیب دو دیدگاه کلی درباره  این مسئله  قابل تصور است:

دیدگاه اول: مخالفان تنبیه بدنی کودکان هستند که بر اساس اصل اولی  حرمت تنبیه کودک و مفهوم سه دسته از روایات شکل گرفته است.

دیدگاه دوم: با توجه به ادله روایی و نیز تمسک به قاعده احسان و اتفاق فقها بر جواز تعزیر و تأدیب حکم داده اند.

مستندات فقهی مخالفان یعنی دیدگاه اول، کافی نیست و بنابراین نمی توان قائل به حذف تنبیه کودکان شد گرچه می‌توان محدودیت برای آن قائل شد.

ابنا: روانشناسان چه دیدگاهی در این خصوص دارند؟

دانشمندان روانشناس نیز دو نظرگاه کلی درباره تنبیه کودکان ارائه کرده اند. یعنی دانشمندان روانشناس و علوم تربیتی هم با طرح دیدگاه های متفاوت، یا اعتقاد به اصل تنبیه ندارند و یا ضمن پذیرش آن به تعیین اندازه و حدود اجرای آن پرداخته اند.

ابنا: کودک چه تعریفی داشته و دوران کودکی تا چه سنی ادامه دارد؟

معنای کودک که در لغت و اصطلاح به آن "صَبیّ" می‌گویند به لحاظ لغوی، واژه کودک به معنای خرد و کوچک می‌باشد که راجع به انسان کم سن و سال استعمال شده است؛ اما در اصطلاح، ملاک پایان دوران کودکی و استقرار مسئولیت کیفری در دانش فقه به بلوغ شرعی دانسته شده است.

در اینجا خوب است تعزیر را نیز معنا کنیم. در لغت یعنی ردّ و منع، تأدیب، سرزنش. اما تعزیر در اصطلاح به عقوبتی گفته می‌شود که شارع برای آن اندازه ای معین نکرده و تعیین مقدارش را به دست حاکم سپرده است که البته نباید از مقدار حد تجاوز نماید.

تأدیب هم در لغت به معنای تعلیم و تربیت و یا مجازات کردن است. اما در اصطلاح تربیت همراه با تنبیه به عنوان وظیفه والدین در قبال فرزندان و معلم در قبال متعلم است. البته گاهی اوقات تأدیب مترادف تعزیر نیز به کار رفته است.

ابنا: به نظر می‌رسد تنیبه کودکان که در شرع اسلام مورد تایید قرار دارد، هر چند که محدودیت هایی هم برای آن قائل است، خشونتی علیه کودکان باشد! چه توضیحی در این زمینه دارید؟

اساس آیات متعددی از قرآن کریم خداوند متعال همه افراد را آزاد آفریده و حق قانون گذاری را تنها برای خود تعیین کرده است. برای مثال در سوره انعام آیه 57 می فرماید: "قُلْ إِنِّی عَلى‏ بَیِّنَةٍ مِنْ رَبِّی وَ کَذَّبْتُمْ بِهِ ما عِنْدی ما تَسْتَعْجِلُونَ بِهِ إِنِ الْحُکْمُ إِلاَّ لِلَّهِ یَقُصُّ الْحَقَّ وَ هُوَ خَیْرُ الْفاصِلینَ ؛ بگو: «براستى من دلیل روشنى از جانب پروردگارم دارم در حالى که شما آن را دروغ انگاشته‏اید! آنچه را (از عذاب الهى) بدان شتاب مى‏ورزید، نزد من نیست! حکم جز براى خدا نیست، در حالى که حق را (از باطل) جدا مى‏کند و او بهترین جدا کنندگان است.»" نیز مانند آیه 40 سوره یوسف که می فرماید: "ما تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِهِ إِلاَّ أَسْماءً سَمَّیْتُمُوها أَنْتُمْ وَ آباؤُکُمْ ما أَنْزَلَ اللَّهُ بِها مِنْ سُلْطانٍ إِنِ الْحُکْمُ إِلاَّ لِلَّهِ أَمَرَ أَلاَّ تَعْبُدُوا إِلاَّ إِیَّاهُ ذلِکَ الدِّینُ الْقَیِّمُ وَ لکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لا یَعْلَمُون‏ ؛ غیر از خدا (معبودى) را نمى‏پرستید، جز نام‏هایى که شما و پدرانتان آنها را نامگذارى کرده‏اید، و خدا هیچ دلیلى براى آن ها فرو نفرستاده است حکم جز براى خدا نیست فرمان داده که جز او را نپرستید. این دین استوار است و لیکن بیشتر مردم نمى‏دانند." و نیز آیه 67 سوره یوسف: "وَ قالَ یا بَنِیَّ لا تَدْخُلُوا مِنْ بابٍ واحِدٍ وَ ادْخُلُوا مِنْ أَبْوابٍ مُتَفَرِّقَةٍ وَ ما أُغْنی‏ عَنْکُمْ مِنَ اللَّهِ مِنْ شَیْ‏ءٍ إِنِ الْحُکْمُ إِلاَّ لِلَّهِ عَلَیْهِ تَوَکَّلْتُ وَ عَلَیْهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُتَوَکِّلُون‏ ؛ و گفت:«اى پسران من، از یک در وارد نشوید، و از درهاى مختلف وارد شوید و هیچ چیزى را که از طرف خدا (حتمى شده) است از شما دفع نمى‏کنم. حکم، جز براى خدا نیست تنها بر او توکّل کرده‏ام و همه توکّل کنندگان پس باید تنها بر او توکّل کنند.»" بنابراین نمی توان بر دیگران حکم رانی کرد و برای آنان حکمی مانند تنبیه و تعزیر صادر کرد مگر در مواردی که خود اسلام اجازه داده است.

در آیاتی ظلم در حق دیگران عملی قبیح و حرام است. خداوند در آیاتی مانند آیه 52 سوره غافر می فرماید: "یَوْمَ لا یَنْفَعُ الظَّالِمینَ مَعْذِرَتُهُمْ وَ لَهُمُ اللَّعْنَةُ وَ لَهُمْ سُوءُ الدَّار ؛ روزى که عذرخواهى ستمکاران براى آنان سودى ندارد و لعنت فقط براى آنان است و بدى سراى (دیگر نیز) تنها براى ایشان است‏." نیز مانند آیه 151 سوره آل عمران: "سَنُلْقی‏ فی‏ قُلُوبِ الَّذینَ کَفَرُوا الرُّعْبَ بِما أَشْرَکُوا بِاللَّهِ ما لَمْ یُنَزِّلْ بِهِ سُلْطاناً وَ مَأْواهُمُ النَّارُ وَ بِئْسَ مَثْوَى الظَّالِمینَ ؛ بزودى در دل‏هاى کسانى که کفر ورزیدند، وحشت (و ترس) خواهیم افکند، بخاطر اینکه چیزى را با خدا شریک قرار داده‏اند، که هیچ دلیلى بر آن فرو نفرستاده است، و مقصدشان، آتش است و جایگاه ستمکاران چه بد (جایگاهى) است‏." همچنین آیه 22 سوره ابراهیم که در آن می فرماید: "وَ قالَ الشَّیْطانُ لَمَّا قُضِیَ الْأَمْرُ إِنَّ اللَّهَ وَعَدَکُمْ وَعْدَ الْحَقِّ وَ وَعَدْتُکُمْ فَأَخْلَفْتُکُمْ وَ ما کانَ لِیَ عَلَیْکُمْ مِنْ سُلْطانٍ إِلاَّ أَنْ دَعَوْتُکُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لی‏ فَلا تَلُومُونی‏ وَ لُومُوا أَنْفُسَکُمْ ما أَنَا بِمُصْرِخِکُمْ وَ ما أَنْتُمْ بِمُصْرِخِیَّ إِنِّی کَفَرْتُ بِما أَشْرَکْتُمُونِ مِنْ قَبْلُ إِنَّ الظَّالِمینَ لَهُمْ عَذابٌ أَلیم؛ و شیطان، هنگامى که کار پایان یافت مى‏گوید:» در حقیقت، خدا وعده حق به شما وعده داد و [من‏] به شما وعده دادم، و [لى‏] با شما تخلّف کردم و براى من هیچ تسلّطى بر شما نبود، جز اینکه شما را فرا خواندم، و [درخواست‏] مرا پذیرفتید، پس مرا سرزنش مَکنید، و خودتان را سرزنش کنید من فریادرسِ شما نیستم، و شما فریادرس من نیستید. براستى که من شریک قرار دادن شما، پیش از این (مرا براى خدا) را انکار مى‏کنم. «در واقع ستمکاران برایشان عذاب دردناکى است!»" و نیز در آیه 31 سوره انسان آمده است: "یُدْخِلُ مَنْ یَشاءُ فی‏ رَحْمَتِهِ وَ الظَّالِمینَ أَعَدَّ لَهُمْ عَذاباً أَلیما ؛ هر کس را بخواهد (و شایسته بداند) در رحمتش وارد مى‏کند و ستمکاران عذاب دردناکى برایشان آماده ساخته است!" 
همه این آیات، حکایت از حرمت شرعی ظلم و با ضمیمه برخی مقدمات عقلی، دلالت بر قبح عقلی آن دارد. بنابراین اصل اولی در تنبیه کودکان حرمت آن است اگر به مرحله ظلم برسد. اما موارد تأدیبی که همراه با ظلم نیست یا مقدمه ای برای ظلم نباشد، اشکال ندارد.

اما در روایات، احادیثی وجود دارند که به طور عام هر گونه اذیت کردن مؤمنان را جایز نمی دانند که کودکانِ مؤمنین نیز می‌توانند در ذیل این فقره از روایات قرار گیرند و تنبیه بدنی آنها اگر مصداقی از آزار و اذیت باشد، جایز نیست. مانند اینکه از امام صادق علیه السلام در کتاب کافی نقل شده است. خداوند عزوجل فرماید: به جنگ با من اعلان دهد آن کس که بنده مؤمن مرا بیازارد، و از خشم من آسوده خاطر باشد آن کس که بنده مؤمن مرا گرامى دارد، و اگر در میانه مشرق و مغرب زمین آفریده از آفریده‏هایم جز یک مؤمن و یک پیشواى‏ عادل با او نباشد، من به عبادت آن دو از تمامى آنچه در زمینم آفریدم بى‏نیاز باشم و هر آینه هفت آسمان و هفت زمین به خاطر او بر پا باشند، و براى آن دو از ایمانى که دارند آرامشى فراهم سازم که نیازى به آرامش دیگرى نداشته باشند."

از نهی حدیث یاد شده می‌توان مواردی مانند تنبیهی که مقدمه ترک معصیت در آینده باشد و در نتیجه از روی لطف انجام گرفته است که با اجرای صحیح شرایط آن، می‌تواند نقش تربیتی و اصلاحی مهمی در سرنوشت کودک داشته باشد. بنابراین، این شکل تنبیه، از همان ابتدا از موضوع ایذای مؤمن خارج  است.

در روایتی دیگر که شیخ صدوق در کتاب خصال آورده است، داریم که نباید کودکان را حدّ بزنند یا توبیخ شرعی کنند تا به مرحله بلوغ برسد. ابو ظبیان گوید: زن دیوانه‏اى را نزد عمر آوردند که عمل منافى عفت کرده بود، عمر دستور داد تا سنگسارش کنند. مأمورین اجرا با زن گذارشان به على (علیه السلام) افتاد. فرمود: این زن را چه شده است؟ عرض کردند: دیوانه‏اى است که دامن آلوده و اینک عمر دستور سنگسارشدنش را صادر کرده است، فرمود: شتاب نکنید. پس آن حضرت، نزد عمر آمده و او را گفت: مگر ندانسته‏اى که قلم تکلیف از سه فرد برداشته شده است؛ از کودک تا محتلم شود و به بلوغ شرعی برسد و از دیوانه تا به خود آید و از خواب رفته تا بیدار گردد." البته از نظر فقهی بین حکم مرد و زن دیوانه زناکار فرق است اما کودک را تفاوتی در جنسیتش قائل نشده اند. حال توجیه موافقان تبنیه بدنی که به شرط تأدیب باشد نه ظلم و شرایط تأدیب و تعزیر را رعایت کند این است که منظور از رفع قلم در این حدیث، برداشته شدن مواخذه است که متوجه افراد بالغ می‌باشد. به عبارت دیگر، مواخذه ای که متوجه افراد مکلف است، در حق کودکان وجود ندارد، نه اینکه هیچگونه مجازاتی نسبت به کودکان اعمال نمی گردد. یعنی بر این اساس، حکم تعزیر کودک طبق اصطلاح فقهی و اصولی "تخصصاً" از تحت حکم حرمت اجرای حدّ شرعی بر کودک خارج است. به عبارت بهتر کودک آزاری نیست، سنگسار و شلاق کودک برای زنا – و با تقیح مناط برای غیر زنا مانند سرقت و قتل- آنچنان که برای بزرگسالان اعمال می‌شود، نیست بلکه یک تأدیب و تعزیری جهت توجه دادن کودک به زشتی کار و عواقب آن و جلوگیری از اینکه به این گناهان و بزه کاری ها مبتلا گردد، است. مثال در حدّ نازل تر بزنیم: مانند این است که نگذاریم تخم مرغ دزد، شتر دزد شود.

  • کد خبر : 727971
  • منبع : اختصاصی ابنا



موضوع مطلب : فقه, اسلام, خبر, اویسی, قرآن, شیعه, روایت, سنی, کامران, دکتر, حجت الاسلام, استاد, مصاحبه, تربیت, تنبیه, کودکان, ابنا
حجت الاسلام اویسی در گفتگو با مهر:
کامران اویسی
شناسه? خبر: 4095538 - دوشنبه 3 مهر 1396 - 08:29
اویسی پژوهشگر حوزه علم و دین گفت: شهادت امام حسین(ع) و یاران پاکبازش، به احیای مکتب محمّدی کمک کرد و خون پاک اباعبداللَّه درخت اسلام را آبیاری نمود.

خبرگزاری مهر، گروه دین و اندیشه: توجه به معارف عاشورا در کنار  عزاداری هایی که برای مصیبتهای کربلا داریم، بسیار حائز اهمیت است. باید همه وقت و  همه جا به حق را از باطل تشخیص داد و عاشورایی رفتار کرد. در این خصوص با کامران اویسی دکترای تفسیر تطبیقی، استاد حوزه و دانشگاه و پژوهشگر حوزه علم و دین گفتگویی داشتیم که ادامه می خوانیم.

*لطفا در مورد عزاداری و شکل صحیح آن در ایام محرم توضیح بفرمایید؟

ما زیارت عاشورا می‏‌خوانیم اما غالباً در معارف‏ آن نمی ‏اندیشیم؛ بلکه گاهی شکل ظاهری آن را نیز آنگونه که صادر شده، رعایت نمی ‏کنیم!! برخی مادحان، برای اینکه گریه‏ بیشتری از مردم بگیرند؛ جملاتی از خود به صورت نثر و نظم در خلال الفاظ زیارت می‏ افزایند؛ اما اثر معنوی، از آن همان الفاظ و جملات مرتب است که از زبان معصوم علیه السّلام صادر شده و بهتر است که خواننده، مطالب مربوط به مداحی و سینه زنی را قبل و یا بعد از زیارت بیاورد تا اصل‏ زیارت بدون هرگونه زیاد و کم خوانده شود.

آیت الله ضیاء آبادی در کتاب «حسین چراغ حیات کشتی نجات» می‌نویسد: ما در ایّام عاشورا و در مجالس عزا همان‏طور که خود راموظّف به ذکر مصائب حضرت سیّد الشهداء علیه السّلام و گریه بر آن عزیز خدا می‏ دانیم؛ باید خود را به اخذ معارف دین از آستان اقدس آن مربّی و معلّم بزرگ عالم انسانیّت نیز موظّف بدانیم

همین موضوع در مورد عزاداری ها هم صدق می‌کند. نمی گویم عزاداری نشود یا عزاداری های مرسوم مانند سینه زنی و زنجیر زنی و دسته روی اشکال دارد بلکه مقصود این است که به هدف این عزاداری اندیشیده شود و تلاش شود در رفتار هم تأثیرش دیده شود. باید شاهد باشیم  در ماه محرم، دروغگویی در بازارها کم شود، چک برگشتی، خیانت در امانت، بزهکاری ها کم شود. اگر این همه افراد در این عزاداری ها می‌کنند و در خیابان ها و مجالس و تکایا و مساجد شاهد آن هستیم، پس چرا به گفته مسئولین، میلیون ها نفر در دادگاه ها پیگیر پرونده شکایت هایشان هستند؟ معلوم است معارف عاشورا کمتر از ظاهر عاشورا جدی گرفته شده است.

هنوز این باور به صورت عمومی شکل نگرفته که کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا! یعنی دائم حق و باطل در جبهه نبرد مقابل هم هستند. تقوا داشتن نسبت به بیت المال یا مال دیگران، حقوق افراد و همسایگان و بستگان، دل نبستن به دنیای فانی، دوری از تجملات از جمله نبردهای حال حاضر ما به عنوان جبهه حق در مقابل باطل و کفر و مخالفان اسلام و امام حسین علیه السلام است.

آیت الله ضیاء آبادی در کتاب «حسین چراغ حیات کشتی نجات» می‌نویسد: ما در ایّام عاشورا و در مجالس عزا همان‏طور که خود راموظّف به ذکر مصائب حضرت سیّد الشهداء علیه السّلام و گریه بر آن عزیز خدا می‏ دانیم؛ باید خود را به اخذ معارف دین از آستان اقدس آن مربّی و معلّم بزرگ عالم انسانیّت نیز موظّف بدانیم و باورمان بشود که این کاخ بسیار شکوهمند نهضت عاشورا، براساس معرف و شناخت خدا و ایمان به حیات عقبی نهاده شده و استوار گشته است.

اینکه نوجوان حماسه کربلا می‌گوید: (الموت و اللّه عندی احلی من العسل)؛ یا پیران عاشورایی می‌گفتند:

مرگ اگر مرد است گو نزد من آی                 تا در آغوشش بگیرم تنگ ‏تنگ‏

 من از او روحی ستانم جاودان                    او زمن دلقی سناند رنگ‏رنگ‏

چه معرفتی داشتند؟ آیا جز این است که دنیا را مانند مولایشان امیرالمومنین علی علیه السلام سه طلاقه کردند؟

*از توبه حر بن یزید در عاشورا چه معارفی برای ما حاصل می‌شود؟

آیا قضیه جناب حرّ بن یزید ریاحی نشان از این ندارد که انسان گناهکار که حتی می‌تواند باعث آزردگی امام زمانش شده باشد، به سوی خدا برگردد؟ دوباره به دامن پر مهر امام زمانش بر می‌گردد و تازه امام زمان کربلایی اش ابا عبد الله الحسین می‌فرماید: ارفع رأسک، یعنی نه تنها ناراحت نباش بلکه چون توبه کردی و از جبهه باطل به حق بازگشته ای، سرت را با عزت بالا بگیر. آن دشمنان ما هستند که باید سر افکنده باشند. اینجاست که تبلور آیه شریفه قرآن را می‌بینیم.

*آیا در قرآن هم برای بندگانی که از مسیر هدایت دور افتاده اند، آموزه هایی مطرح شده است؟

بله. در آیه 53 سوره زمر آمده است: «قُلْ یا عِبادِیَ الَّذینَ أَسْرَفُوا عَلی‏ أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمیعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحیم‏»  بگو ای بندگان من که در مورد خودتان زیاده روی کرده ‏اید، از رحمت خدا ناامید نشوید، که خدا تمام آثار (گناهان) را می آمرزد؛ که تنها او بسیار آمرزنده و مهرورز است.

*مهمترین معرفتی که از واقعه عاشورا به دست می آید چیست؟

اصل واقعه عاشورا خود معرفت نظام شکنی طاغوت یا برملاسازی نقشه دشمنان اسلام را دارد. آیت الله مکارم شیرازی در کتاب گرانقدر «عاشورا ریشه ‏ها انگیزه ‏ها، رویدادها، پیامدها» می‌فرماید: دستگاه خلافت اموی تصوّر می ‏کرد با کشتن امام حسین علیه السلام و یارانش- آن هم در نهایت قساوت و بی‏رحمی- و اسارت زنان و کودکانش، به هدف خویش رسیده و نتیجه مطلوب را به دست آورده است. به گمان خویش، هم توانسته است دشمن شماره یک خود را از سر راه بردارد و هم از دیگران زهر چشمی بگیرد، تا هیچ کس بنای مخالفت با حکومت او را در سر نپروراند.

یزیدیان که پس از حادثه عاشورا از پیروزی خیالی خود! سرمست و مغرور بودند، سخنانی بر زبان جاری ساختند و رفتارهایی از خود بروز دادند که به افشای ماهیّت و نیّات شوم آنان کمک کرد. آنان که گمان داشتند با کشتن امام حسین علیه السلام و اسارت خانواده او، به پیروزی بزرگی نایل شده ‏اند و آخرین نقطه مقاومت را در خاندان پیامبر در هم کوبیدند، برای آنکه پیروزی خیالیِ خود را به رخ همگان بکشانند و مستی و سرور خود را تکمیل کنند، به اقدامات نابخردانه و جاهلانه ‏ای دست زدند که شادمانی زودگذر آنان را به مصیبت و ماتم دائمی تبدیل کرد.

آذین ‏بندی شهرهایی چون کوفه و دمشق، برپا کردن مجالس سرور و شادی، توأم با رقص و شراب و پایکوبی، به زنجیر بستن نوادگان پیامبر صلی الله علیه و آله و گرداندن آنان در میان مردم در هیئت اسیران جنگی، تازیانه زدن به اطفال بی‏گناه، بر سر نیزه کردن سرهای شهیدان سرفراز کربلا و زدن چوب خیزران بر لب و دندان امام و ... از جمله کارهایی‏ بود که به منظور تحقیر اسیران و زهر چشم گرفتن از دیگران، از بنی‏ امیّه بروز کرد.

شهادت امام حسین علیه السلام و یاران پاکبازش، به احیای مکتب محمّدی صلی الله علیه و آله کمک کرد و خون پاک اباعبداللَّه علیه السلام درخت اسلام را آبیاری نمود و به رشد و بالندگی امّت اسلامی و بیداری مسلمانان انجامید

ولی تمام این اعمال تیرِ خلاصی بود بر قلب پلید دستگاه اموی، به گونه ‏ای که شادمانی زودگذر آنان تبدیل به کابوس وحشتناکی شد و لحظه‏ ای آنان را رها نساخت. در واقع بنی ‏امیّه هنوز طعم پیروزی را مضمضه نکرده بودند که تلخی آن را در سراسر وجود پلشت و پلید خود احساس کردند.

آنان در حالی که سرمست از باده پیروزی خیالی بودند، تصریح کردند که انتقام خود را از رسول خدا صلی الله علیه و آله و اسلام گرفته‏ اند و تصوّر می‏ کردند به اهداف خویش که بازگشت به عصر جاهلیّت بود، نزدیک شده ‏اند، ولی در واقع همه این تلاش ‏ها، تیشه‏ ای بود که بر ریشه ناپاک دستگاه اموی وارد می ‏شد!

شهادت امام حسین علیه السلام و یاران پاکبازش، به احیای مکتب محمّدی صلی الله علیه و آله کمک کرد و خون پاک اباعبداللَّه علیه السلام درخت اسلام را آبیاری نمود و به رشد و بالندگی امّت اسلامی و بیداری مسلمانان انجامید.

شاید به همین خاطر است که امام سجاد در پاسخ «ابراهیم  بن طلحه» که به امام با کنایه گفته بود: چه کسی در جنگ کربلا مغلوب شد؟ که مقصودش شکست امام حسین (ع) بود، فرمودند: اگر می‏خواهی بدانی پیروزی و غلبه با چه کسی بود، به هنگام فرا رسیدن وقت نماز اذان و اقامه بگو. یعنی هدف یزید محو اسلام و نام رسول خدا صلی الله علیه و آله بود، ولی همچنان طنین لَاإلهَ إِلَّا اللَّهُ وَ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ بر مأذنه‏ ها می‏ پیچد و مسلمانان در همه جا- حتی در شام و پایتخت سلطنت یزید- به یگانگی خدا و رسالت محمد صلی الله علیه و آله گواهی می‏ دهند!

استاد مطهری به یک عامل یا پیام معارفی مهم در واقعه عاشورا اشاره می‌کند. و آن امر به معروف و نهی از منکر است که الان در جامعه ما می‌توان گفت: فراموش شده است. الان دیگر نمی توان به صراحت نهی از بد حجابی یا گوش دادن به موسیقی نمود. آیا عزاداران حسینی سزاوار نیست نسبت به این واجب عاشورایی بیشتر بیاندیشند و در مقام عمل برآیند؟

محمّد بن حنفیّه برادر امام در آن موقع دستش فلج شده بود، معیوب بود، قدرت بر جهاد نداشت و لهذا شرکت نکرد. امام وصیت نامه ‏ای می‏ نویسد و آن را به او می‏ سپارد: «هذا ما اوْصی‏ بِهِ الْحُسَیْنُ بْنُ عَلِیٍّ اخاهُ مُحَمَّداً الْمَعْروفَ بِابْنِ الْحَنَفِیَّةِ» تا آنجا که راز قیام خود را بیان می‏ک ند: «انّی ما خَرَجْتُ اشِراً وَ لا بَطِراً وَ لا مُفْسِداً وَ لا ظالِماً، انَّما خَرَجْتُ لِطَلَبِ الْاصْلاحِ فی امَّةِ جَدّی، اریدُ انْ آمُرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ انْهی‏ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ اسیرَ بِسیرَةِ جَدّی وَ ابی عَلِیِّ بْنِ ابی طالِبٍ عَلَیْهِ السَّلامُ.»

استاد مطهری در کتاب «حماسه حسینی» می‌نویسد: دیگر در اینجا مسأله دعوت اهل کوفه وجود ندارد، حتی مسأله امتناع از بیعت را هم مطرح نمی‏ کند؛ یعنی غیر از مسأله بیعت خواستن و امتناع من از بیعت، مسأله دیگری وجود دارد. اینها اگر از من بیعت هم نخواهند، ساکت نخواهم نشست. مردم دنیا بدانند حسین بن علی طالب جاه نبود، طالب مقام و ثروت نبود، مرد مفسد و اخلالگری نبود، ظالم و ستمگر نبود، او یک انسان مصلح بود.

*غیرت دینی و ناموسی امام حسین (ع) چگونه در روز عاشورا تبلور یافت؟

در لحظات آخر أبا عبد اللَّه، وقتی در آن گودی قتلگاه افتاده است و قدرت حرکت کردن ندارد، قدرت جنگیدن با دشمن ندارد، قدرت ایستادن بر سر پا ندارد و به زحمت می ‏تواند حرکت کند، باز می ‏بینیم از سخن حسین غیرت می‏ جهد، عزت تجلی می‏ کند، بزرگواری پیدا می ‏شود

از جمله معارف عاشورایی، غیرت ممدوح دینی و ناموسی است. آیا مردان ما نسبت به حیا و عفت زنان و حجاب آنان، به اندازه کافی و لازم غیرت به خرج می‌دهند؟ باز هم استاد مطهری به این نکته اشاره کرده و می‌نویسد: در لحظات آخر أبا عبد اللَّه، وقتی در آن گودی قتلگاه افتاده است و قدرت حرکت کردن ندارد، قدرت جنگیدن با دشمن ندارد، قدرت ایستادن بر سر پا ندارد و به زحمت می ‏تواند حرکت کند، باز می ‏بینیم از سخن حسین غیرت می‏ جهد، عزت تجلی می‏ کند، بزرگواری پیدا می ‏شود.

لشکر می‏ خواهند سر مقدسش را از بدن جدا کنند ولی شجاعت و هیبت سابق اجازه نمی‏ دهد. بعضی می‏ گویند نکند حسین حیله جنگی به کار برده که اگر کسی نزدیک شد، حمله کند و در مقابل حمله او کسی تاب مقاومت ندارد. نقشه پلید و نامردانه ‏ای می‏ کشند، می‏ گویند اگر به سوی خیمه‏ هایش حمله کنیم او طاقت نمی ‏آورد. امام حسین افتاده است. من نمی‏ توانم آن حالت أبا عبد اللَّه را مجسم کنم. لشکر به طرف خیام حرمش حمله می‏ کند.

یک نفر فریاد می‏ کشد: حسین، تو زنده ‏ای؟! به طرف خیام حرمت حمله کردند! امام به زحمت روی زانوهای خود بلند می‏ شود، به نیزه ‏اش تکیه می‏ کند و فریاد می‏ کشد: «وَیْلَکُمْ یا شیعَةَ آلِ ابی سُفْیانَ، انْ لَمْ یَکُنْ لَکُمْ دینٌ وَ لا تَخافونَ الْمَعادَ فَکونوا احْراراً فی دُنْیاکُمْ»؛ ای مردمی که خود را به آل ابو سفیان فروخته ‏اید، ای پیروان آل ابو سفیان! اگر خدا را نمی‏ شناسید، اگر به قیامت ایمان و اعتقاد ندارید، حریت و شرف انسانیت شما کجا رفت؟! شخصی می‏ گوید: ما تَقولُ یَا بْنَ فاطِمَةَ؟ پسر فاطمه چه می‏گویی؟ فرمود: «انَا اقاتِلُکُمْ وَ انْتُمْ تُقاتِلونَنی وَ النِّساءُ لَیْسَ عَلَیْهِنَّ جُناحٌ» طرف شما من هستم، این پیکر حسین حاضر و آماده است برای اینکه آماج تیرها و ضربات شمشیرهای شما واقع شود. ولی روح حسین حاضر نیست او زنده باشد و ببیند کسی به نزدیک خیام حرم او می‏ رود.

معارف بیشتری نیز وجود دارد که نمی توان همه را یکجا بررسی کرد و سخنرانان و خطبا روی منابر حسینی باید از این معارف بگویند و بگویند و نویسندگان کتب چاپی و مجازی بنویسند و بنویسند. زبان دانان و مترجمان این معارف را به زبان های دیگر ترجمه کنند تا امام حسین (ع) به عنوان الگویی برای آنان که در زباله های فرهنگی غرب دنبال الگو برای خاموش کردن عطش جستجوگری فطری خویش می‌گردند، معرفی شود.




موضوع مطلب : امام حسین, اسلام, شیعه, کربلا, خبر, عزت, کامران, اویسی, دکتر, استاد, حجت الاسلام, تفسیر, مهر
دوشنبه 95 مرداد 25 :: 12:50 عصر ::  نویسنده : کامران اویسی
معاون پژوهشکده قرآن و علم با اشاره به لزوم بهره‌مندی از روش‌های جدید در بیان معارف قرآن، گفت: انتقال مفاهیم دینی و قرآنی با استفاده از روش‌هایی چون اینفوگرافی و موشن‌گرافی در دستور کار این پژوهشکده قرار دارد.
حجت‌الاسلام و‌المسلمین کامران اویسی، معاون پژوهشکده قرآن و علم در گفت‌و‌گو باخبرگزاری بین‌المللی قرآن (ایکنا)، با اشاره به ضرورت بهره‌مندی از روش‌های نمایشی روزآمد در بیان معارف قرآنی، اظهار کرد: استفاده از اسلایدهای پاورپوینتی در کلاس‌های آکادمیک دروس تفسیری در کنار تهیه اینفوگرافی و موشن‌گرافی، تا حد زیادی می‌تواند بر جذابیت‌ انتقال معارف اسلامی و قرآنی بیافزاید؛ پژوهشکده قرآن و علم سعی کرده است تا از این روش‌های گرافیکی استفاده کند تا محتوای مناسبی برای شبکه‌های اجتماعی و سایت‌ها و فضای مجازی و حتی رسانه‌های تصویری مانند تلویزیون فراهم کند. 
 
وی با اشاره به اینکه استفاده از اسلایدهای پاورپوینتی در کلاس‌های آکادمیک دروس تفسیری، تهیه اینفوگرافی از معارف اسلامی و همچنین موشن‌گرافی تا حد زیادی می‌تواند بر جذابیت‌های معارف اسلامی و قرآنی بیافزاید، گفت: پژوهشکده قرآن و علم، سعی کرده است تا با استفاده از این تکنولوژی‌های گرافیکی، محتوای مناسبی برای شبکه‌های اجتماعی، سایت‌ها، فضای مجازی و حتی رسانه‌های تصویری مانند تلویزیون فراهم کند. 
 
وی نیاز به جذاب‌سازی روش‌های انتقال معارف قرآنی را ضروری خواند و گفت: معمولا کلاس‌های آکادمیک تفسیر و امثال آن که هر جلسه حدود 90 دقیقه به طول می‌انجامد، گاهی اوقات ملال‌آور می‌شود و استفاده از روش‌های یاد شده در تدریس این درس‌ها به پویایی بیشتر کلاس و جذابیت محتوایی آن می‌انجامد و از این روش‌ها حتی می‌توان در برنامه‌های گفتگو‌محور معارفی رسانه ملی به منظور جمع‌بندی مطالب استفاده کرد. 
 
حجت‌الاسلام والمسلمین اویسی اظهار کرد: پژوهشکده قرآن و علم موسسه آموزش‌عالی آل طه، با این رویکرد تولید محتوای دینی و قرآنی را در اولویت کارهای خود قرار داد که کار مطالعاتی صورت گرفته برای نیل به این هدف، یک ماه به طول انجامید و پروپوزال اولیه آن آماده شد. 
 
وی گفت: پیش‌بینی می کنیم استفاده از این روش‌ها مورد استقبال تمامی اقشار به ویژه افرادی که کمتر به مطالعه متون و مفاهیم معارفی می‌پردازند و همچنین تازه مسلمانان و یا مسلمانان کشورهای غیر اسلامی قرار گیرد. 
 
معاون پژوهشکده قرآن و علم گفت: هزینه تهیه و تولید محتوای معارفی با استفاده از این روش‌ها برای فاز نخست چیزی نزدیک صد میلیون تومان است و در صورت تأمین اعتبار می‌توان پروژه را بزرگ‌تر نمود؛ پزوهشکده قرآن و علم از آنجا که یک مجموعه غیر‌دولتی محسوب می شود و بودجه اش را خود تأمین می‌کند، خیّرین و کسانی که علاقه مند به صرف هزینه در راه قرآن برای بهینه‌سازی روش‌های تبلیغ معارف قرآنی هستند، این پژوهشکده را یاری نمایند. 
 
وی در پایان با بیان اینکه در حال حاضر سعی شده است با شبکه‌های تصویری سیما تعاملاتی داشته باشیم و سپس وارد فضای مجازی شویم، گفت: اینفوگرافی قسمتی از آیات علمی قرآن یعنی آیاتی که می‌توان یک برداشت علمی از آنها داشته باشیم، تهیه شده که حدود ده آیه است، اما پیش‌بینی می‌کنیم به بیش از صد آیه برسد.



موضوع مطلب : خبر, اویسی, تفسیر, کامران, دکتر, پژوهشکده, حجت الاسلام و المسلمین, قرآن و علم

14 مرداد 1395 ساعت 21:03

عضو هیئت علمی دانشگاه آل‌طه عنوان کرد:

لزوم فعالیت گروهی در زمینه طبقات‌نگاری مفسران شیعه

گروه حوزه‌های علمیه: عضو هیئت علمی دانشگاه آل طه با بیان اینکه نوشتن کتب طبقات مفسران برای معرفی مفسران شیعه به نسل جوان، امری ضروری است که در دوره معاصر باید به صورت کار گروهی دنبال شود.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا)، حجت‌الاسلام والمسلمین کامران اویسی، عضو هیئت علمی دانشگاه آل طه امروز، 14 مرداد در دومین همایش فرهنگ و اندیشه دینی گفت: در سال‌های اخیر توجه به قرآن و پژوهش‌های علوم قرآنی و تفسیر رو به ازدیاد است و یکی از کاملترین و بلکه تنها کتاب جامع در مورد طبقات مفسران در شیعه مربوط به مرحوم عقیقی بخشایشی است.
وی اظهار کرد: مرحوم عقیقی در این کتاب به ترتیب تاریخی به شرح حال علمی و زندگانی مفسران شیعه پرداخته است و یکی از ویژگی‌های آن این است که اگرچه در کتب پیشین به صورت پراکنده شرح حال علمی و زندگی مفسران شیعه بررسی شده ولی در این کتاب بیش از دو هزار نفر از مفسران با عنوانی مستقل بررسی شده است.

وی تاکید کرد: از این رو جامعیت معرفی مفسران شیعه در این کتاب تداعی کننده نوعی از دایرة المعارف نویسی است و خواننده را با علوم قرآنی نیز آشنا می‌کند.
این محقق تصریح کرد: دومین ویژگی این کتاب تاییدات علما و دانشمندان معاصر و مراجع تقلید از این اثر است البته به نظر می‌رسد ویرایش ادبی این کتاب برای غنی بخشی به آن کار لازمی است.
اویسی با بیان اینکه در این کتاب برخی تفاسیر اهل سنت به عنوان شیعه آمده است اظهار کرد: با اینکه این اثر مخصوص مفسران شیعه است اما از تعدادی از مفسران اهل سنت قرون چهارم و پنجم مانند جصاص نیز نامبرده شده است.
عضو هیئت علمی دانشگاه آل طه عنوان کرد: در این کتاب ترجمه‌های معاصر قرآن به صورت استطرادی بررسی شده و البته تعداد مفسرانی نیز که در این کتاب آمده از تعداد دو هزار موردی که ادعا شده کمتر است از این رو اصلاحاتی در آن لازم است و نیاز به تکمیل اطلاعات در خصوص برخی اشخاص دارد.
این محقق ذکر تاریخ‌های وفات متعدد برای یک مفسر را از نقاط ضعف آن برشمرد و ادامه داد: همچنین مولف از برخی کتب قصص در اثناء کتب تفسیری یاد کرده است در حالی که برخی معتقدند تعداد 226 کتاب با عنوان کتب تفسیر تاریخی و قصص الانبیاء وجود دارد که تاریخی و داستان هستند ولی وی در ذیل مفسران نام برده است.
اویسی افزود: نوشتن کتب دایرة‌المعارفی و فهرست‌نویسی و ترجمه‌نویسی و ... بسیار دشوار است از این رو مرحوم عقیقی بخشایشی زحمات زیادی برای تدوین این اثر کشیده‌اند.
وی تاکید کرد: برای دوره معاصر لازم است که نهادهای مردمی و سمان‌ها و گروه‌هایی وارد عرصه طبقات‌نگاری شوند و به تعمیق، اصلاح و تکمیل اثر مرحوم عقیقی بپردازند و گامی مهمتر برای معرفی مفسران شیعه به نسل جوان بردارند.

جایگاه توبه در نهج‌البلاغه

همچنین فهیمه غلامی‌نژاد، محقق و پژوهشگر در این همایش به ارایه مقاله‌ای با عنوان جایگاه توبه و استغفار در نهج‌البلاغه پرداخت و گفت: توبه و استغفار یکی از مهمترین آموزه‌های اخلاقی و تربیتی در نهج البلاغه است.
وی افزود: امام همواره در نهج‌البلاغه مردم را توبه دعوت فرموده‌اند و در تمامی مباحث اعم از حکمت ها و ... استفاده شده به گونه‌ای که 31 مرتبه کلمه توبه و 39 مرتبه استغفار در نهج‌البلاغه تکرار شده است.
این محقق بیان کرد: حضرت یکی از صفات متقین را توبه برمی‌شمارد و اتصاف به این صفت الگو برای سایر انسان‌هاست زیرا همه انسان‌ها به علت عدم معصومیت نیازمند توبه و استغفار هستند و خداوند این راه را باز فرموده است.
غلامی‌نژاد عنوان کرد: توبه در لغت به معنای شرم، رجوع و برگشت و در اصطلاح به معنای پشیمانی و بازگشت از خلاف و عصیان و عزم بر عدم بازگشت است و استغفار نیز در لغت به معنای پوشاندن است.
وی افزود: حضرت در حکمت 94 فرمودند اگر مرتکب بدی شدید و گناه کوچک و یا بزرگ باشد استغفار و توبه کنید زیرا انسان فی نفسه این موضوع را باید نصب‌العین قرار دهد که در آیات قرآن نیز به صراحت بر این مسئله تاکیدشده است.




موضوع مطلب : خبر, کامران, اویسی, دکتر, حجت الاسلام, استاد, دانشگاه, حوزه, طبقات, تفسیر, قرآن, بخشایشی, کنگره, اندیشه دینی
پنج شنبه 94 اسفند 20 :: 12:41 عصر ::  نویسنده : کامران اویسی

 


کتابی که باعث شیعه شدن بسیاری از مردم در روسیه شد


کد خبر: 372822 | تاریخ مخابره :1394/12/1 - 18:09 | سرویس: حوزه علمیه قم


حوزه/ مترجم روسی قرآن کریم گفت: کتاب چهل داستان قرآن کریم درباره اهل بیت(ع) در روسیه تاثیرات عمیقی در جامعه داشت و بسیاری به سمت تشیع روی آوردند.
به گزارش خبرگزاری حوزه، ناظم زینال اف امروز در مراسم رونمایی از کتاب ترجمه قرآن کریم به زبان روسی در جامعه المصطفی با ذکر این مطلب که این کتاب ترجمه روسی قرآن است که توسط یک طلبه شیعی انجام شده است گفت: پس از حضور در حوزه علمیه قم در زمینه فعالیت های قرآنی گرایش خاصی داشتم و از همان ابتدا شیفته خدمت در این عرصه بودم.
وی بیان کرد: کتاب چهل داستان قرآن کریم درباره اهل بیت(ع) از مهمترین کتاب های من در روسیه بود و این کتاب تاثیرات عمیقی در جامعه داشت و بسیاری به سمت تشیع روی آوردند.
ناظم زینال اف افزود: این ترجمه قرآن حاصل رویکرد مثبت و حمایت های دو مجموعه جامعه المصطفی و ترجمان وحی بوده است که این کتاب در این مرکز تولید شده است.
وی با ذکر این مطلب که سابقه ترجمه قرآن به زبان روسی به 300 سال پیش بر می گردد گفت: قرآن کتاب تاثیرگذاری در جامعه روسی بوده است و به همین خاطر ترجمه های متعددی از قرآن صورت گرفته است.
این طلبه جامعه المصطفی بیان کرد: متاسفانه اکثر ترجمه‌های قبلی در روسیه از سوی خاورشناسانی انجام شده است که اطلاعات زیادی در خصوص دین نداشته اند.
وی گفت: ترجمه‎های قرآن به زبان روسی از سوی اهل سنت نیز انجام شده است، ولی بسیاری از آنها قوی نیستند، اماسعی کردم در این ترجمه قرآن به زبان روسی از این آثار استفاده کرده و با مطالعه دقیق منابع فارسی از جمله ترجمه استاد مجتبوی، فولادوند، آیت الله العظمی مکارم شیرازی و آیت الله مشکینی ترجمه قوی ارایه دهم.
این مترجم قرآن بیان کرد: وقتی که کار در این زمینه پیچیده تر می شد به تفاسیر المیزان و نورالایمان از حجت الاسلام فقیه ایمانی، نیز مراجعه می کردم.
وی با ذکر این مطلب که در این زمینه تا حد امکان از کلمات اصیل روسی استفاده شده است بیان کرد: موسسه ترجمان وحی از سال 1389 نیز همیشه حمایت های بسیاری از این اثر به عمل آورد و کمک بسیاری به اتقان بیشتر این اثر داشت؛ انتشار شرق شناسی سنپترزبورگ این کتاب را در روسیه منتشر کرده است؛ این اثر با 9 بار ویرایش علمی و محتوایی و ادبی اثری دقیق در این زمینه است.
زینال اف اظهارکرد: بنده ویرایشگر تفسیر نورالقرآن بودم که این تفسیر در روسیه نیز منتشر شده است؛ پیش از آن نیز خود آموز قرات قرآن کریم را نیز به 70 هزار جلد چاپ کردم.




موضوع مطلب : خبر, شیعه, روسیه, کتاب

به گزارش پرداد به نقل از مهر : سمیره ولی محمد دختر فلج پاکستانی که به همراه پدر و مادرش از پاکستان به زیارت عتبات عالیات مشرف شده بود، روز گذشته با حضور در حرم مطهر حسینی، به ناگاه از روی صندلی چرخدار خود برخاسته و به سمت ضریح سیدالشهداء حرکت کرده است. شیخ حمزه فتلاوی، یکی از مسئولان بخش راهنمایی شرعی عتبه مقدسه گفت: در ساعت 10 صبح روز گذشته، پس از شنیدن فریادهایی در حرم حسینی، مردم دختربچه‎ فلجی را مشاهده کردند که به برکت امام حسین علیه السلام خداوند بر او منت گذارده و شفا یافته بود، به نحوی که این دختر با قدم‎های خودش به سمت پنجره‎های حرم امام علیه السلام به حرکت در آمد.

آنچنان که والدین این کودک اظهار کردند، ایمان آنها به خدا و اعتقادشان به مقام سیدالشهداء علیه السلام موجب شده بود که از پاکستان برای طلب شفای دختر فلجخود به زیارت عتبات عالیات مشرف شوند. این در حالی است که تلاش‎های این خانواده برای درمان دختر معلولشان در بیمارستان‎های مختلف پاکستان در طول سال‎های گذشته نیز به نتیجه‎ای نرسیده بود. بر این اساس در سال جاری برای طلب شفای سمیره به زیارت حرم امیرالمومنین علیه‎السلام و زیارت کربلا مشرف شده‎اند.

 

 

پدر و مادر سمیره در توضیح نحوه شفا یافتن این دختر فلج اعلام کرده‎اند: پس از زیارت حرم امیرالمومنین علیه السلام، امروز برای طلب شفای او ابتدا به زیارت حرم ابالفضل العباس رفتیم و از آنجا به سمت حرم حضرت سیدالشهدا علیه السلام حرکت کردیم، هنگامی که دخترم گنبد شریف حرم حسینی را دید به گریه افتاد و به امام حسین علیه السلام گفت که به سویت آمدم یا آقای من، به سویت آمدم ای سید جوانان بهشت و همینطور سخن می گفت تا اینکه داخل حرم حسینی علیه‎السلام شدیم، که ناگهان دختر فلج ما از روی ویلچر برخاست و شروع به حرکت به سمت ضریح سید الشهدا علیه السلام کرد.




موضوع مطلب : امام حسین, کربلا, نجف, خبر, شیعه, پاکستان, شفا, دختر

استخدام کلیه مقاطع تحصیلی در محور ریلی شرق کشور 
  

 
دوشنبه 14 مهر 1393 ساعت 18:17
استخدام کلیه مقاطع تحصیلی در محور ریلی شرق کشور ، آگهی استخدامی ، شرکت‌های پیمانکار راه آهن شرق کشور در نظر دارد از افراد واجد شرایط دارای مدرک سیکل، دیپلم، فوق دیپلم و لیسانس در شهرستانهای خواف، رشتخوار، تربت حیدریه، بجستان، مه ولات، بشرویه، طبس، بهاباد، بافق و روستای رباط پشت بادام از توابع شهرستان اردکان از طریق آزمون استخدامی و مصاحبه استخدام ....
تاریخ انقضاء: 1393/07/30کد مطلب: 4607 تعداد بازدید: 82
 

 

استخدام کلیه مقاطع تحصیلی در محور ریلی شرق کشورآگهی استخدامی ، شرکت‌های پیمانکار راه آهن شرق کشور در نظر دارد جهت افزایش نیروی انسانی مورد نیاز خود از افراد واجد شرایط دارای مدرک سیکل، دیپلم، فوق دیپلم و لیسانس در شهرستانهای خواف، رشتخوار، تربت حیدریه، بجستان، مه ولات، بشرویه، طبس، بهاباد، بافق و روستای رباط پشت بادام از توابع شهرستان اردکان از طریق آزمون استخدامی و مصاحبه استخدام نماید.

استخدام بازدیدکننده

 - مقطع تحصیلی: فوق دیپلم برق، صنایع، مکانیک، ریخته‌گری، الکترونیک، الکتروتکنیک، کامپیوتر، مدیریت صنعتی، امور فنی راه آهن، ریاضی، برق و تاسیسات راه آهن

استخدام کارشناس ناظر تخلیه و بارگیری

 - مقطع تحصیلی: لیسانس مهندسی صنایع کلیه گرایش‌ها، مهندسی حمل و نقل، مدیریت کلیه گرایش‌ها، اقتصاد، گمرک، بیمه

استخدام تعمیرکار ارتباط و علائم

 - مقطع تحصیلی: دیپلم و بالاتر

استخدام آتش‌نشان

 - مقطع تحصیلی: دیپلم کلیه رشته‌ها

استخدام برق‌کار حرفه‌ای

 - با 3 سال سابقه کار

 - مقطع تحصیلی: دیپلم و بالاتر کلیه رشته‌ها

استخدام راننده پایه یک

 - مقطع تحصیلی: دیپلم کلیه رشته‌ها

استخدام استادکار ساختمان

 - با حداقل 3 سال سابقه کار

 - مقطع تحصیلی: سیکل و بالاتر

استخدام باغبان

 - با حداقل 3 سال سابقه کار

 - مقطع تحصیلی: دیپلم و بالاتر

از علاقه‌مندان محترم درخواست می شود جهت کسب اطلاعات بیشتر و ثبت نام به وب سایت اینتر نتی شرکت به نشانی http://www.sharghazmoon.ir مراجعه نمایند.




موضوع مطلب : اطلاعیه, خبر, استخدام
پنج شنبه 91 فروردین 17 :: 12:30 صبح ::  نویسنده : کامران اویسی

این مبحث از موارد اختلافی بین علماء است. مشهور این است که سخن کافر پذیرفته نیست. چه اهل قبله نباشد و چه مانند خوارج و غلات اهل قبله باشد. شهید ثانی به سه آیه استشهاد کرده است:

آیه نبأ: ان جائکم فاسق بنبأ فتبینوا (حجرات/6) که مفهوم آن این است که به سخن فرد فاسق اعتنا نشود و حجت نیست. وقتی سخن فاسق پذیرفته نیست سخن کافر به طریق اولی پذیرفته نیست.

آیه  و لا ترکنوا الی الذین آمنوا(هود/113) که مفهوم آن این است که به ظالمین اعتماد نکنید و کفر نیز یک نوع ظلم است پس کافر نیز ظالم است و نباید به سخنش اعتنا کرد.

آیه   لا یستوی اصحاب النار و اصحاب الجنه (حشر/20) که کافران جهنمی با اهل بهشت مساوی نیستند و قبول خبر کافر و سخنش، مستلزم تساوی بین مسلم و کافر است.

البته به این استدلالات مرحوم علامه مامقانی در متاب خود به نام مقباس الهدایه، اشکال وارد نموده است و در نهایت سخن کافر اهل قبله را اگر اطمینان از سخنش حاصل شود را قبول کرده است.




موضوع مطلب : حدیث, خبر, رجال, شرط اسلام, کافر مطلق, اهل قبله, پذیرش خبر کافر
<   1   2   3   4   >