سفارش تبلیغ
هاست ایران
هاست ایران
 
به یاد دوست
درباره وبلاگ


کاش بنده خدا باشم.
پنج شنبه 90 بهمن 27 :: 1:15 صبح ::  نویسنده : کامران اویسی

در واکنش به قسمت اخیر سریال «تا ثریا    »
محمدتقی فهیم: مدیران سیما دچار یک نوع سردرگمی و عدم شناخت صحیح از     کاربرد چادر هستند    !
در ترسیم و تصویر چادر در رسانه‌های     تصویری دچار مشکل هستیم. به نظر می‌رسد نه تنها نویسندگان و برنامه‌سازان بلکه مدیران هم در این رابطه دچار یک نوع سردرگمی و عدم شناخت صحیح از کاربرد چادر هستند


صدای شیعه: به گزارش شبکه ایران در حالی که پخش سریال پرمخاطب «تا ثریا» طی هفته‌های گذشته با خلق موقعیت‌های دراماتیک و پرداخت شخصیت های باور پذیر در بستر مضمونی برآمده از جامعه دینی و ایرانی و محوریت قرار دادن ربا و تاثیرات مخرب این فعل حرام بر زندگی افراد توانسته بود جای خود را بین مخاطبین باز کند و به دلیل پرداختن به مفاهیم و انگاره‌های مذهبی با اقبال منتقدان ارزشی نیر مواجه شود اما پخش قسمت اخیر این مجموعه تلویزیونی و عنوان کردن چادر به عنوان عامل قتل سرهنگ و به نوع  تداعی دست‌وپا گیر شدن این حجاب در اذهان افراد جامعه ، بازخوردی متفاوت داشت.

محمدتقی  فهیم منتقد سینما و تلویزیون در گفت‌وگو با شبکه ایران ضمن تاکید بر این نکته که نوع نگاه به پوشش چادر در سریال‌های تلویزیونی به دلیل عدم شناخت صحیح از کاربرد این پوشش همواره با انتقاد مواجه بوده، معتقد است هر چند نگاه سیروس مقدم نگاهی مثبت نسبت به لایه‌های مذهبی جامعه است اما اینکه عامل قتل را چادر قرار داده است، چندان درست نیست! بخش‌هایی از گفته‌های فهیم را در ادامه می‌خوانید:
 

مدیران سیما هم دچار یک نوع سردرگمی و عدم شناخت صحیح از کاربرد چادر هستند
در ترسیم و تصویر چادر در رسانه‌های تصویری دچار مشکل هستیم. به نظر می‌رسد نه تنها نویسندگان و برنامه‌سازان بلکه مدیران هم در این رابطه دچار یک نوع سردرگمی و عدم شناخت صحیح از کاربرد چادر هستند. این معضل به مجموعه تلویزیونی «تا ثریا» محدود نمی‌شود و در تمام آثار دراماتیک وجود دارد؛ معضلی که ریشه در گذشته دارد و پدیده‌ای بازمانده از فیلمفارسی‌های قدیم است. و سر منشاء این اتفاق نگاه‌های لیبرالیستی و سکولاریستی است که اساسا پوشش چادر و افراد چادری را در جایگاه نازلی قرار می‌دهند.

نگاه سیروس مقدم نگاهی مثبت به جریان مذهبی و لایه‌های مذهبی است اما...
این نگاه علی‌رغم تغییراتی در دوران پس از انقلاب تا به امروز در رسانه‌های تصویری جریان داشته و متاسفانه همواره به پدیده چادر نگرشی همراه با تساهل و تسامح وجود داشته است. در رسانه‌های تصویری شناخت درستی از بار هویت‌مندی و بومی‌گرایی این پوشش وجود ندارد و در کمتر درامی استفاده‌ای بهینه، مطلوب و شاخص از عنصر چادر صورت می‌گیرد. در سریال «تا ثریا» علی‌رغم اینکه درام حول شخصیتی با پوشش بومی می‌چرخد و طبعا نگاه سیروس مقدم نگاهی مثبت به جریان مذهبی و لایه‌های مذهبی است اما به دلیل رسوب و ماندگاری این نگاه منفی و نازل به پوشش چادر، در این سریال هم مسئله‌ساز شده است.

دراماتیزه کردن بحث ربا جای تقدیر دارد
مطرح شدن بحث ربا و نزول در یک مجموعه تلویزیونی یک امر ممدوح و قابل ستایش است و این موضوع که مدیران سیما به سوی دراماتیزه کردن بحث ربا رفته‌اند جای تقدیر دارد اما آیا همه معضل و مشکل سیستم رباخواری جامعه ما متوجه خانواده‌های مذهبی و چادری است؟ در حالی که سیستم نزول‌خواری و این پدیده نامیمون که بر جامعه ما سایه انداخته از طرف جریانات رفاه‌طلب، لوکس‌گرا و تفکراتی که برای مذهب محلی از اعراب قائل نیستند رواج یافته است. هر چند که در سریال با فراز و فرود نسبت به این قضیه نگاه می‌شود و تردید و دودلی ثریا را بارها به نمایش می‌گذارد.

روند قصه از فوندانسیون درست ریخته نشده و تا ثریا کج آمده است
روند قصه از سرمنشاء و به قول معروف از فوندانسیون درست ریخته نشده و تا ثریا کج آمده است و به مثابه تعبیر پیام سریال که با دروغ، دروغ‌های بزرگتری بنا می‌شود و تا ثریا کج می‌رود خود سریال هم به این معضل روبروست. نویسنده، سازندگان و مصوب‌کنندگان سریال از ابتدا روی آن نیاندیشیده‌اند و حال خودشان هم دچار کجی بنا شده‌اند و بحران‌سازی را به گونه‌ای رفع و رجوع می‌کنند که چادر عاملی برای کشته شدن سرهنگ عنوان می‌شود.

اگر ثریا چادر نداشت احتمالا این قتل اتفاق نمی‌افتاد!

هر گام که به جلوتر می‌آییم  طبق سیاق آثار گذشته شخصیت اصلی سریال که زنی محجبه و مذهبی است ایزوله شده و با مشکلات متعددی روبرو می‌شود که نهایتا به قول خودش به یک جور بی‌آبرویی(که در واقع اصلا هم بی‌آبرویی نیست)منجر می‌شود و سرانجام کار جرم قتل است و تداعی شدن این پیام که "اگر ثریا چادر نداشت احتمالا این قتل اتفاق نمی‌افتاد"!

چادر پوششی است دست‌وپا گیر و می‌تواند خیلی‌جاها عامل اتفاقات این‌چنینی باشد!
به هر حال آثار هنری و تصویری از طریق نمادها، سمبل‌ها و ایماء و اشارات بسیاری از مفاهیم خود را منتقل می‌کنند. حال اگر فرضا بخواهیم این‌گونه نشانه‌شناسی کنیم که سرهنگ به عنوان نماد بازمانده از نظام گذشته است و عامل سقوط او چادر است باز هم نتوانسته‌ایم پیام خود را در قالب صحیح و روشن تفهیم کنیم. بلکه آنچه مخاطب برداشت می‌کند این است که چادر پوششی است دست‌وپا گیر و می‌تواند خیلی‌جاها عامل اتفاقات این‌چنینی باشد؛ یعنی همان اندیشه‌ای که بیگانگان با تبلیغات مستقیم و غیرمستقیم می‌خواهند پوشش چادر را به عنوان عاملی بازدارنده فعالیت‌های اجتماعی به نسل جدید معرفی کنند.

بررسی نشانه‌شناسی‌ها و جلوگیری از تبعات منفی سریال
مدیران سیما و کسانی که قدرت تحلیل دارند باید در بخش محتوایی بیشتر مداقه کنند و پیش از تولید یک اثر با  بررسی نشانه‌شناسی‌ها و کنکاش در القائاتی که می‌تواند در یک سریال اتفاق بیافتد از تبعات منفی آن جلوگیری کنند.

 




موضوع مطلب : حجاب, سینما, سریال, تا ثریا, تلویزیون, ربا, فیلم
پنج شنبه 90 بهمن 27 :: 1:13 صبح ::  نویسنده : کامران اویسی

نگاهی دیگر به سریال "تا ثریا"؛
چه کسی سرهنگ را کشت؟ جواب: چادر ثریا   !
هنگامی که نخستین قسمت سریال «تاثریا» با آن آیه‌ی ابتدای تیتراژش از تلویزیون پخش شد، فکر می‌کردیم که بعد از شاهکار «وضعیت سفید»، انتظار ما برای دیدن یک سریال خوش مضمون و خوش فرم طولانی نمی‌شود و «تا ثریا» به علت پرداختن به یک موضوع مبتلا به جامعه و یک دغدغه‌ی قرآنی -یعنی رباـ سریالی خواهد شد به یاد ماندنی.

 



صدای شیعه: حضور سیروس مقدم در مقام کارگردانی این سریال هم امیدوارترمان می‌کرد به اینکه شاید موفقیت سریال «پایتخت» دوباره تکرار شود و بسیاری از کدورت‌های اخیر بین قشر مذهبی و رسانه‌ی ملی مرتفع شود؛ کدورت‌هایی که به دلیل ضعف مفرط رسانه‌ی ملی در جریان وقایع فتنه‌ی 88 کلید خورد و با پخش سریال‌هایی همچون «ساختمان پزشکان» و دفاع جانانه‌ی معاون سیما از آن بیشتر و بیشتر شد.

سریال که شروع شد، تمرکز قسمت‌های اول بر روی موضوع ربا و مال شبهه‌دار نشان می‌داد که ظاهراً حدس
مان غلط نیست و قرار است به جای دیدن فیلم‌فارسی‌هایی همچون خیانت یک مرد ایرانی به زنش و بعد فلج شدن او به سبک سریال کلید اسرار(!) و یا حکایت نخ‌نما شده‌ی دوستی چندین ساله‌ی دو دوست قدیمی که بر سر هیچ و پوچ به دشمنی تبدیل می‌شود و موضوعات بی‌خاصیت دیگری از این دست، با یک سوژه‌ی جدید، با رنگ و بوی مذهبی و از جنس دغدغه های مردم روبرو شویم.

اگرچه در همان قسمت‌های اول و در اوج خوش‌بینی، نحوه‌ی تصویربرداری کار برای
مان سوال بود و اینکه چرا کارگردان تا این حد بر زشت و ترسناک جلوه دادن کاراکتر اصلی از طریق گرفتن کلوزآپ‌های متعدد و حتی اکستریم کلوزآپ‌های غیرمرسوم اصرار دارد. در کنار آن، رو گرفتن‌های افراطی و نحوه‌ی عجیب چادر سر کردن کاراکتر «ثریا» هم با علم به اینکه او در قسمت‌های بعدی قرار است بلغزد، مشکوک‌مان می‌کرد.
کمی که کار جلو رفت، سوال‌های‌مان در مورد برخی ریز داستان‌های فرعی سریال بیشتر شد. اینکه برادر شوهر ثریا با وجود اینکه تقریباً شخصیتی منفی دارد و در زمان مرگ برادرش آشکارا با خواستگاری زودهنگامش از ثریا بی‌حیایی کرده است، چرا همیشه تسبیح به دست می‌گیرد؟ اینکه قرار است از رابطه‌ی ثریا و سرهنگ چه چیزی عاید بیننده شود؟ و در کنار این سوال‌ها، مسئله‌ی رابطه‌ی پویا -پسر ثریا- با دختر همکلاسی‌اش هم برای
مان آزاردهنده شده بود. اینکه چرا در یک خانواده‌ی مذهبی کسی از دوستی پسر خانواده با یک دختر نامحرم ناراحت نمی‌شود و یا اگر هم نارحتی و مخالفتی هست، از آن جهت است که این دوستی به درس‌خواندن پویاخان لطمه می‌زند! اما در همین خانواده‌ی مذهبی همه در برابر رسمی شدن این رابطه و بهتر بگویم در برابر شرعی شدن آن موضع می‌گیرند؟ از آنجا که به سیروس مقدم خوش‌بین بودیم و نیز هنوز هم دغدغه‌ی سازندگان سریال را بابت پرداخت به موضوع «ربا» در آشفته بازار سریال‌های بی‌خاصیت مغتنم می‌دانستیم، سکوت کردیم.

اما هنگامی که ثریا با سرهنگ ازدواج کرد و بعد در اثر یک اتفاق او را کشت، راستش را بخواهید دیگر یادمان رفت که این سریال در مورد چه بوده و قرار بوده چه بگوید! بیش از موضوع ربا، ذهن‌مان را این موضوع به خود مشغول کرد که راستی این خانواده‌ی مذهبی دوباره می‌تواند سروشکلی به خود بگیرد؟ آیا با مادری که پنهانی ازدواج کرده و بعد شوهرش را کشته است، می‌توان دوباره مثل قبل سر یک سفره نشست؟ آیا با دامادی چنین حریص (مسعود) می‌توان دوباره روابط خانوادگی برقرار کرد؟ اما از سوی دیگر قسمت خوش
بین‌ ذهنمان مدام یادآوری می‌کرد که این اتفاقات به شدت تلخ، حاصل همین گرفتن رباست و اتفاقاً نویسنده پازل خوبی را برای عبرت مخاطب طراحی کرده است.

بعد ازفکر کردن به این موضوع، اگرچه کمی قانع شده بودیم، اما هنوز چند سوال بی‌جواب داشتیم. اول اینکه اگر ورود به مقوله‌ی ربا تا این حد می‌تواند خطرناک باشد، پس چرا خانواده‌ی «آقا رضا» که تا گردن در این لجن
زار ربا فرو رفته‌اند، سهم‌شان از مجازات‌ها کمتر از «ثریا» است؟ چرا مثلاً زن آقا رضا که با زیاده‌خواهی‌هایش ظاهراً عامل اصلی رو آوردن همسرش به نزول‌خواری بوده است، مثل ثریا تنبیه نمی‌شود؟ چرا دوربین فقط با ثریا نامهربان است و در مورد آقا رضا و همسرش قرار نیست چهره‌ی ترسناک و یا حداقل زشتی ترسیم شود؟ راستی چرا بقیه‌ی طلب‌کاران آقا رضا مثل «ثریا» بی‌آبرو و قاتل نشده‌اند؟ مگر «ثریا» بر خلاف بقیه، ابتدا راضی به مشارکت بهجای ربا نشد؟ پس چرا بیش از دیگرانی که از همان ابتدا ربا را برگزیدند، مورد مجازات قرار گرفت؟



ادامه مطلب ...


موضوع مطلب :