سفارش تبلیغ
صبا ویژن
 
به یاد دوست
درباره وبلاگ


کاش بنده خدا باشم.
یکشنبه 94 آذر 22 :: 10:40 عصر ::  نویسنده : کامران اویسی

برخی از نمازگزاران مسجد امام سجاد تهران از بنده سوالاتی پیرامون اذان و اقامه غیر نمازهای یومیه داشته اند که با توضیح فی المجلس قانع نشدند و به ناچار برخی موارد را از کتب فارسی مراجع تقلید با ذکر آدرس متذکر می شوم:

اذان و اقامه‌ [اذان و اقامه از رساله توضیح المسائل (محشى - امام خمینى)، ج‌1، ص 519]

امام خمینی: مسأله 916 براى مرد و زن مستحب است پیش از نمازهاى یومیه (1) اذان و اقامه بگویند (2)، ولى پیش از نماز عید فطر و قربان (3)، مستحب است سه مرتبه بگویند «الصَّلاة» (4) و در نمازهاى واجب دیگر سه مرتبه «الصَّلاة» را به قصد رجاء بگوید.

(1)    خوئى، سیستانى: پیش از نمازهاى واجب شبانه روزى (یومیه) ..گلپایگانى، صافى، تبریزى، زنجانى: پیش از نمازهاى واجب یومیه

(2)   خوئى، سیستانى: و براى نمازهاى دیگر واجب یا مستحب، مشروع نیست ..

بهجت: امّا احتیاط مستحبّ این است که اقامه ترک نشود مخصوصاً در نماز صبح و مغرب و براى کسى که به جماعت نماز نمى‌خواند .

زنجانى: و براى مرد سفارش بیشترى شده، و در نماز مغرب و صبح تأکید بیشترى دارد و احتیاط استحبابى در آن است که اقامه در نمازها ترک نشود، و براى نمازهاى دیگرِ واجب یا مستحب، مشروع نیست.

مکارم: و بهتر است حتّى الإمکان ترک نشود مخصوصاً اقامه، ولى براى نماز عید فطر و قربان و نمازهاى واجب دیگر اذان و اقامه نیست بلکه سه مرتبه به امید مطلوبیّت پروردگار بگویند (الصَّلاة).

(3)   سیستانى: در صورتى که با جماعت بخوانند .

گلپایگانى، خوئى، زنجانى، تبریزى، صافى: پیش از نمازهاى واجب غیر یومیه مثل نماز آیات (خوئى، زنجانى، تبریزى: در صورتى که با جماعت بخوانند) ..

(4)   خوئى، گلپایگانى، صافى، تبریزى، سیستانى، زنجانى: بقیه مسأله ذکر نشده.

 اراکى: و هم چنین قبل از نمازهاى واجب دیگر مانند نماز آیات هم مستحب است سه مرتبه «الصلاة» بگویند.

بهجت: و هم چنین براى این که به دیگران اعلام شود که وقت نماز داخل شده است استحباب اذان بعید نیست؛ و گفتن اذان و اقامه در غیر این موارد به قصد ورود در شرع حرام است.

اذان و اقامه در نماز قضا

 مسأله نماز قضا را نباید با مسأله مذکور یکی دانست زیرا بسیاری از احکام نماز قضا همانند نماز اداست و آنچه که از استفتاء از دفاتر برخی مراجع مانند آیت الله مکارم شیرازی و سیستانی بر می آید، با نماز قضا در این باره معامله نمازهای  واجب یومیه می شود.

توضیح مطلب:

س 5‌- نماز قضا اذان و اقامه دارد یا نه؟.ج‌- واجب نیست و مستحبّ است و اگر هر مجلسى یک اذان و یک اقامه بگوید مستحسن است.(مجمع المسائل (للگلبایگانی)، ج‌1، ص 223)

سؤال 365: کسى مى‌خواهد نمازهاى خود را که زیاد هم هست قضا کند، آیا اذان و اقامه لازم است؟جواب: واجب نیست بلکه مستحب است و اگر هر مرتبه که شروع به قضا مى‌کند یک اذان و یک اقامه بگوید و بعد براى هر نمازى یک اقامه بگوید به مستحب عمل کرده است.(جامع المسائل (فارسى - فاضل)، ج‌1، ص 106)

2352. آیا نماز قضا اذان و اقامه دارد؟ ج. بله، استحباب دارد.(استفتاءات (بهجت)، ج‌2، ص 229)

اذان و اقامه براى چند نماز قضا‌براى هر یک از فوائت متعدّده، اذان و اقامه مستحب است، لکن محتمل است سقوط از غیر اوّلى به سبب جمع به نحوى که خواهد آمد ان شاء الله، مگر آن که سقوط در مقام، رخصت باشد، نه عزیمت، چنانچه اظهر است؛ و جایز است اکتفا به اذان براى اولى و اقامه براى هر یک، لکن اوّل افضل است، و پایین‌تر، اکتفا به اقامه براى هر یک بدون اذان [است]، یعنى اذان [براى نماز قضا] تأکّدِ ادا را ندارد.(جامع المسائل (بهجت)، ج‌1، ص 328)

استحباب اذان و اقامه در نمازهاى یومیه چه ادا یا قضا و چه در سفر یا غیر سفر و چه در سلامتى یا مرض و چه به جماعت یا فرادى، چه زن یا مرد تأکید شده، و نسبت به مردان، در نماز ادایى و مخصوصاً مغرب و صبح بیشتر تأکید شده است و بالخصوص نسبت به اقامه تأکید بیشترى شده است، ولى اذان و اقامه در نمازهاى واجب غیر یومیه و مستحبى مشروع و جایز نیست.(رساله توضیح المسائل (فیاض)، ص 142)

(مسأله 744) اگر بخواهد در یک مجلس چند نماز قضا بخواند، براى اولى اذان و اقامه بگوید و براى بقیه اقامه کافى است و سقوط اذان بنابر اظهر رخصت (یعنى اجازه داده‌اند که نخوانى ولى مى‌توانى بخوانى) است.(رساله توضیح المسائل (فیاض)، ص 187)

(مسأله 566) در چند مورد استحباب اذان کم است:1- اگر انسان اذان دیگرى را بشنود مى‌تواند به آن اکتفا نماید، ولى چنانچه خودش نیز اذان بگوید اشکالى ندارد.2- اگر انسان چند نماز قضا دارد و بخواهد آنها را پشت‌سرهم در یک زمان بخواند، مى‌تواند با یک اذان و براى هر نماز یک اقامه بگوید، و چنانچه براى هر نماز اذان هم بگوید، مانعى ندارد.3- اگر انسان ظهر و عصر یا مغرب و عشا را جمع کند، مى‌تواند به یک اذان اکتفا نماید، اگر چه اذان گفتن براى نماز دوم اشکالى ندارد الّا در دو مورد که جایز نیست:اول- در سرزمین عرفات روز نهم ذى حجه در صورتى که بین نماز ظهر و عصر جمع کند.دوم- در سرزمین مشعر الحرام شب دهم در صورتى که نماز مغرب و عشا را جمع کند.(رساله توضیح المسائل (فیاض)، ص 144)

مسأله 931- انسان اگر نماز عصر را بدون فاصله یا با فاصل? کم بعد از نماز ظهر، یا نماز عشا را بدون فاصله یا با فاصل? کم بعد از نماز مغرب بخواند، اذان نماز دوم ساقط مى‌شود؛ همچنین اگر چندین نماز قضا را پشت سر هم بخواند، اذان از نمازهاى دوم به بعد ساقط است.(رساله توضیح المسائل (شبیرى)، ص 202)

نتیجه: تمامی علماء می فرمایند که اذان و اقامه برای نمازهای مستحبی جایز نیست. اما برای نماز قضای اول مشکلی ندارد. نماز قضای دوم به بعد اختلافی است.

خلاصه: بحثى در مشروعیّت اذان براى نمازهاى یومیّه اعم از ادا و قضا نیست، لیکن در وجوب و استحباب آن اختلاف است. بیشتر فقها قائل به استحباب آن هستند. اذان براى غیر نمازهاى واجب یومیّه، مشروعیّت ندارد. (فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام، ج‌1، ص 328)

 

 

 

 




موضوع مطلب : حکم, فقه, مسجد, اذان, اقامه, نماز قضا, نماز مستحبی, دکتر, حجت الاسلام, کامران, اویسی, مسجد, امام سجاد, تهران
چهارشنبه 92 مرداد 23 :: 2:22 صبح ::  نویسنده : کامران اویسی

ثواب جمع کردن در این دنیا از ناحیه خداوند متعال برای انسانها آسان گشته است. یکی از موترد این است که انسان تسبیحی در دستش باشد سپس دعایی بخواند و بعد از آن بدون اینکه ذکری بگوید با چرخاندن تسبیح ثواب ذکر گفت به او داده می شود حتی اگر مثلا با کس دیگری تکلم کند. این نوع از تسبیح و ذکر بدون تکلم توسط امام سجاد (علیه السلام) در مقابل یزید (لعنة الله علیه) انجام شده است. حدیث و ترجمه ان در ادامه می آید:

 

وَ رُوِیَ‏ أَنَّهُ لَمَّا حُمِلَ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ ع إِلَى یَزِیدَ عَلَیْهِ اللَّعْنَةُ هَمَّ بِضَرْبِ عُنُقِهِ فَوَقَّفَهُ بَیْنَ یَدَیْهِ وَ هُوَ یُکَلِّمُهُ لِیَسْتَنْطِقَهُ بِکَلِمَةٍ یُوجِبُ بِهَا قَتْلَهُ وَ عَلِیٌّ ع یُجِیبُهُ حَسَبَ مَا یُکَلِّمُهُ وَ فِی یَدِهِ سُبْحَةٌ صَغِیرَةٌ یُدِیرُهَا بِأَصَابِعِهِ وَ هُوَ یَتَکَلَّمُ فَقَالَ لَهُ یَزِیدُ عَلَیْهِ مَا یَسْتَحِقُّهُ أَنَا أُکَلِّمُکَ وَ أَنْتَ تُجِیبُنِی وَ تُدِیرُ أَصَابِعَکَ بِسُبْحَةٍ فِی یَدِکَ فَکَیْفَ یَجُوزُ ذَلِکَ فَقَالَ ع حَدَّثَنِی أَبِی عَنْ جَدِّی ص أَنَّهُ کَانَ إِذَا صَلَّى الْغَدَاةَ وَ انْفَتَلَ لَا یَتَکَلَّمُ حَتَّى یَأْخُذَ سُبْحَةً بَیْنَ یَدَیْهِ فَیَقُولُ اللَّهُمَّ إِنِّی أَصْبَحْتُ أُسَبِّحُکَ وَ أُحَمِّدُکَ وَ أُهَلِّلُکَ وَ أُکَبِّرُکَ وَ أُمَجِّدُکَ بِعَدَدِ مَا أُدِیرُ بِهِ سُبْحَتِی‏ وَ یَأْخُذُ السُّبْحَةَ فِی یَدِهِ وَ یُدِیرُهَا وَ هُوَ یَتَکَلَّمُ بِمَا یُرِیدُ مِنْ غَیْرِ أَنْ یَتَکَلَّمَ بِالتَّسْبِیحِ وَ ذَکَرَ أَنَّ ذَلِکَ مُحْتَسَبٌ لَهُ وَ هُوَ حِرْزٌ إِلَى أَنْ یَأْوِیَ إِلَى فِرَاشِهِ فَإِذَا أَوَى إِلَى فِرَاشِهِ قَالَ مِثْلَ ذَلِکَ الْقَوْلِ وَ وَضَعَ سُبْحَتَهُ تَحْتَ رَأْسِهِ فَهِیَ مَحْسُوبَةٌ لَهُ مِنَ الْوَقْتِ إِلَى الْوَقْتِ فَفَعَلْتُ هَذَا اقْتِدَاءً بِجَدِّی ص فَقَالَ لَهُ یَزِیدُ عَلَیْهِ اللَّعْنَةُ مَرَّةً بَعْدَ أُخْرَى لَسْتُ أُکَلِّمُ أَحَداً مِنْکُمْ إِلَّا وَ یُجِیبُنِی بِمَا یَفُوزُ بِهِ وَ عَفَا عَنْهُ وَ وَصَلَهُ وَ أَمَرَ بِإِطْلَاقِه‏.[1]

 

در کتاب: دعوات راوندى روایت میکند هنگامى که حضرت على بن- الحسین علیهم السلام را نزد یزید ملعون بردند یزید تصمیم گرفت گردن حضرت سجاد را بزند لذا آن امام مظلوم را در مقابل خود نگاه داشت و شروع بسخن کرد.منظور یزید این بود که با آن حضرت مکالمه نماید و آن بزرگوار سخنى بگوید که یزید آن را بهانه کند و او را شهید نماید. ولى حضرت سجاد جواب او را مطابق با سؤالش میفرمود.حضرت سجاد یک سبحه کوچکى در دست داشت که آن را با انگشت‏هاى خود میگردانید. و تکلم میکرد. یزید گفت: من با تو سخن میگویم و تو جواب مرا در حالى میدهى که سبحه را بدست خود میگردانى! چگونه این موضوع جائز است؟ امام سجاد فرمود: پدرم از جدم برایم نقل کرد که هر گاه نماز صبح را میخواند با کسى سخن نمیگفت تا اینکه سبحه را بر میداشت و میفرمود:

اللهم انى اصبحت اسبحک و امجدک و احمدک و اهللک بعدد ما ادیر به سبحتى‏.

سپس آن حضرت آن سبحه را بر میداشت و بدون اینکه تسبیح بگوید هر چه میخواست سخن میگفت و سبحه را میگردانید. میفرمود: همین گردانیدن سبحه برایش ثواب داشت و یک حرزى بود تا آن موقعى که در رختخواب خود وارد میشد. هنگامى که وارد رختخواب خود میشد نیز همین عمل را انجام میداد و سبحه خود را زیر سر خویش مى‏نهاد و ثواب آن سبحه از این وقت تا وقت بعدى برایش حساب میشد. من بجدم اقتداء کردم و من این عمل را انجام دادم یزید گفت: من با هیچ کدام از شما (آل محمّد) تکلم نکردم مگر اینکه جوابى بمن داد که به آن پناهنده شد!! سپس حضرت سجاد را عفو کرد، جایزه‏اى به آن بزرگوار داد و آزادش نمود.[2]


________________________________________
منابع:

جزائرى، نعمت الله بن عبد الله، ریاض الأبرار فی مناقب الأئمة الأطهار، 3جلد، مؤسسة التاریخ العربی - بیروت، چاپ: اول، 1427 ق-2006 م.

قطب الدین راوندى، سعید بن هبة الله، الدعوات (للراوندی) / سلوة الحزین، 1جلد، انتشارات مدرسه امام مهدى (عجل الله تعالى فرجه الشریف) - قم، چاپ: اول، 1407ق.

مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بیروت)، 111جلد، دار إحیاء التراث العربی - بیروت، چاپ: دوم، 1403 ق

نجفی، محمد جواد، زندگانى حضرت امام حسین علیه السلام ( ترجمه [جلد 45 بحار الأنوار)، 1جلد، اسلامیه - تهران، چاپ: سوم، 1364 ش.

 

 

 



[1]    . الدعوات (للراوندی)، ص61؛ بحار الأنوار، ج‏45، ص200؛ ریاض الأبرار فی مناقب الأئمة الأطهار،ج ‏1 ، ص263.

[2]    0 زندگانى حضرت امام حسین علیه السلام ( ترجمه [جلد 45 بحار الأنوار)، ص240.




موضوع مطلب : حدیث, امام سجاد, تسبیح, ذکر